زلال حکمت
 
قالب وبلاگ
نويسندگان
چت باکس


...خدایا چه اندازه لذیذ است یاد تو در دل ها که به وسیله ی الهام خطور کند و چقدر شیرین است حرکت به سوی تو با مرکب اندیشه ها که در را های غیب صورت می گیرد و چقدر گواراست طعم دوستی تو و چه شیرین است شربت قرب تو؛ پس ما را از راندن و دور کردنت پناه ده و از مخصوص ترین عارفان وشایسته ترین بندگان و راستگوترین فرمانبردارانت و خالص ترین پرستندگانت قرار ده. ..

               ......................................................

                 بخشی از مناجات العارفین امام سجاد (ع)

 


[ جمعه 17 آذر 1391 ] [ 19:51 ] [ محمدحسین تقوایی ]

 

 

با یک نفس تمام جهنم شود بهشت

 گویند اگر جهنمیان یکصدا : حسین


[ جمعه 17 آذر 1391 ] [ 16:29 ] [ محمدحسین تقوایی ]

یؤتی الحکمة من یشاء

 

(خدا) به هر کس بخواهد حکمت می بخشد؛

 

و من یؤت الحکمة

 

و به هر کس حکمت داده شود،

 

فقد اوتی خیرا کثیرا

 

به یقین، خیری فراوان داده شده است .

 

و ما یذکر الا اولوا الالباب

 

و جز خردمندان، کسی پند نمی گیرد

 

(سوره ی بقره آیه ی 269)

دوستان؛ لطفا از تمام صفحات وبلاگ دیدن فرمایید.


[ جمعه 17 آذر 1391 ] [ 15:26 ] [ محمدحسین تقوایی ]

در خانه ی دل بوی شما آمد باز

آوای صمیمی خدا آمد باز

از حافظ چشمان تو یک فال زدم

آری؛"نفس باد صبا..." آمد باز

.....................

رخسار تو و حجاب تا چند؟ بیا

این غصه ی بی حساب تا چند؟ بیا

بر غربت لحظه های دل رحمی کن

آدینه و اضطراب تا چند؟ بیا

........................

سروده ی : محمد حسین تقوایی

 


[ جمعه 17 آذر 1391 ] [ 11:50 ] [ محمدحسین تقوایی ]

 

باز دلم بانگ جنون میزند
ره به سرا پرده ی خون میزند
گرمی بازار دلم چیست؟داغ
یار وفا دار دلم کیست؟داغ
داغ دگر بر دلم آذر زده
شعله به هستیم سراسر زده
لاله بی داغ در این باغ کیست؟
سهم دل خسته به جز داغ چیست؟
 
بقيه در (ادامه مطلب)
 
 



ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 16 آذر 1391 ] [ 20:58 ] [ محمدحسین تقوایی ]

...و اینک ای معبود من؛در حالی به درگاهت آمده ام که درباره ات کوتاهی کرده و بر خود زیاده روی نموده ام؛عذرخواه و پشیمان و دل شکسته و آمرزش طلب و بازگشت کنان... و به گناه خویش اقرار و اذعان و اعتراف دارم و راه گریزی از آنچه از من سر زده نیابم و پناهگاهی که بدان رو آورم ندارم ؛جز این که عذرم را بپذیری و مرا در گستره ی رحمتت در آوری.پس ای خدای من عذرم را بپذیر و بر سخت پریشانیم رحم کن و از بند سخت گناهانم رهاییم ده....

..........................................................................................

        بخشی از دعای کمیل امیرالمومنین حضرت علی (ع)

 


[ پنج‌شنبه 16 آذر 1391 ] [ 19:54 ] [ محمدحسین تقوایی ]

گودال و من و دلی ز غم بشکسته

وانجا به نظاره بانویی دل خسته

وقتی که سر عشق جدا می کردند

شد رشته ی وصل کاف و نون بگسسته

.....................................

زینب مددی که بر دلم آذر ماند

این داغ به دل تا به صف محشر ماند

هر چند که باز گشتم اما دل من

در پیچ و خم موی علی اکبر ماند

.....................................

در عرصه ی تیر و نیزه آن هستی ساز

بر درگه بی نیاز می برد نیاز

چون بود مسافر غریب ره عشق

آن روز دگر شکسته می خواند نماز

...................................

سروده ی:محمد حسین تقوایی

 

 

 

آن


[ پنج‌شنبه 16 آذر 1391 ] [ 06:11 ] [ محمدحسین تقوایی ]

خدایا کیست که شیرینی محبت تو را بچشد و جز تو آهنگ دیگری را کند و کیست که به مقام  قرب تو انس بگیرد و از تو رو گرداند؛ خدایا ما را در زمره کسانی قرار ده که آنان را برای قرب و دوستیت برگزیده ای و برای عشق و محبتت خالصشان گردانده ای و به دیدارت مشتاقشان ساخته ای و به مشیتت آنان را خشنود قرار داده ای...

...........................................................................................

                     بخشی از مناجات المحبین امام سجاد (ع)

 


[ پنج‌شنبه 16 آذر 1391 ] [ 06:01 ] [ محمدحسین تقوایی ]

                 3. تسلط فاخری بر ادبیات فارسی و عربی:

از مجموع آنچه گفته شد،تسلط مرحوم فاخری بر ادبیات فارسی و عربی و احاطه وی بر شعر شاعران عرب و پارسی گوی را دریافتیم. فاخری پس از تحصیلات مقدماتی در فسا برای تحصیل به شیراز می رود،وی دانش آموخته مدرسه منصوریه شیراز و شاگرد درس مرحوم آیه الله شیخ یوسف حدائق است.از سروده های فاخر فاخری پیداست که دیوان شاعران پارسی گوی را به دقت مطالعه کرده است. زبان فاخری کاملا متاثر از سعدی است. او نیز چون سعدی بی تکلف می سراید اما با زبانی شاعرانه. فاخری گاه با استقبال و گاه با تضمین سروده های معروف از بزرگان ادب فارسی به آنها رنگ و بویی عاشورایی می دهد؛ در استقبال از شعر معروف رودکی:

بوی جوی مولیان آید همی.... چنین می سراید:

بوی جانان این زمان آید همی

وه که بوی جان جان آید همی...

...از طریق مکه سوی کربلا

این زمان یک کاروان آید همی

کاروانی کو بود میرش حسین

ابن میر مومنان آید همی...

قلب ها را فاخری سوزان کند

هر زمان کو نوحه خوان آید همی

غزل معروف سعدی: به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست.. را استادانه تضمین کرده و زیباترین آموزه های عاشورایی را بیان کرده است:

...گو که زخمم دو هزاران،نه دو و سه باشد

کو زند زخم و هم او نیز دواده باشد

دست خنجرزن او لایق صد زه باشد

زخم خونینم اگر به نشود به باشد

خنک آن زخم که هر لحظه مرا مرهم ازوست

..........................

معرفت،حماسه،عرفان ومصیبت حضرت ابوالفضل را با تضمین غزل معروف سعدی: من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی....به زیبایی به تصویر می کشد:

...شمر امان نامه بیاورد،زد این گونه ترانه

که رها ساز حسین را و به ما باش یگانه

گفتمش: رو که نیازی به امان تو مرا نه

ای که گفتی مرواندر پی خوبان زمانه

ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی؟...

...این ابوالفضل تو پابست به دشمن بستیزد

خون ناقابل خود در رهت ای دوست بریزد

خواند این را همه وقتی چه نشیند چه بخیزد

سعدی آن نیست که هرگز ز کمند تو بخیزد

که بدانست که در بند تو خوشتر ز رهایی

............................

با تضمین مرثیه حافظ: بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد...آن را به مرثیه حضرت علی اصغر(ع) تبدیل میکند:

...بوسه میخواست دهد شه به رخ آن نوزاد

ناگهان تیر ببوسید گلویش جان داد

مادر داغ دلش کرد بدین سان فریاد

قره العین من آن میوه دل یادش باد

که خود آسان بشد و کار مرا مشکل کرد

...رفت نور بصرم یا احدی یا صمدی

کشته شد اصغر شش ماهه من یا سندی

جگرم پاره بشد واولدی واولدی

ساربان بار من افتاد خدا را مددی

که امید کرمم همره این محمل کرد...

...گشتی از بهر گل خویش غزلخوان حافظ

گفتی این مرثیه بهر گل خود،هان حافظ

فاخری نوحه اصغر بنمود آن حافظ

 نزدی شاه رخ و فوت شد امکان حافظ

چه کنم بازی ایام مرا غافل کرد

............................

بحث پیرامون شخصیت و شعر فاخری حوصله و مجال دیگری را می طلبد؛امید که آنچه از نظر گذشت گامی باشد در جهت ارج نهادن به شعرعاشورایی و معرفی شخصیت بزرگ اما گمنام فاخری به ویژه برای مداحان، ذاکران و نوحه سرایان امروز. روح بلند مرحوم فاخری قرین رحمت و همنشین حضرت ارباب (ع) باد.

 

 

 


[ سه‌شنبه 14 آذر 1391 ] [ 12:05 ] [ محمدحسین تقوایی ]

این خطبه از مهم ترین و بحث انگیزترین خطبه های نهج البلاغه است چرا که مسائل مربوط به خلافت بعد از رسول اکرم(ص) را بی پرده شرح می دهد و در عین کوتاهی یک دوره ی تاریخ اسلام مربوط به عصر خلفای نخستین در آن آمده است. نکات مهمی در این خطبه وجود دارد که در هیجچ یک از خطبه های نهج البلاغه نیست. تحلیل های دقیق،عالمانه و روانشناسانه ای که حضرت از ویژگی های شخصیتی و مدیریتی خلفای سه گانه ارائه میدهند،حاوی نکات مهم و کلیدی فراوانی است. این خطبه به (شقشقیه) معروف است.این نام از جمله آخر خطبه گرفته شده است آنجا که امام (ع) در پاسخ ابن عباس برای ادامه خطبه باه او فرمود: تلک شقشقه هدرت.."این شعله آتشی بود که از دل زبانه کشید و فرو نشست..."بدین ترتیب درخواست ابن عباس برای ادامه ی خطبه ی رد شد.چرا که حال و هوایی که امام را برای بیان آن سخنان مهم وحساس آماده کرده بود تغییر یافت. و با برخاستن فردی که نامه ای به امام داد فکر امام را متوجه مسائل دیگر ساخت.امام در این خطبه علت سکوت سنگین 25 ساله ی خود را چنین بیان می فرماید:

"...و پیوسته در این اندیشه بودم که آیا با دست بریده(و نداشتن یار و یاور به مخالفان) حمله کنم یا بر این تاریکی کور صبر نمایم.همان ظلمت و فتنه ای که بزرگسالان را فرسوده ، کودکان خردسال را پیر ، و مردم با ایمان را تا واپسین دم زندگی و لقای پروردگار رنج میدهد.سر انجام دیدم بردباری و شکیبایی در برابر این مشکل ، به عقل و خرد نزدیک تر است.پس صبر کردم در حالی که گویی در چشمم خاشاک بود و استخوان راه گلویم را گرفته بود..."

امام(ع) ابوبکر را شخصیتی میدانند که علی رغم آگاهی بر برتری علی (ع) و شایستگی حضرت بر خلافت،این جامه را پوشید.و در مدت خلافتش از مردم می خواست که عذرش را بپذیرند در عین حال هنگام مرگ خلا فت را به عنوان پاداش به خلیفه ی دوم "عمر" سپرد.و بدین سان هر دو از شتر خلافت دوشیدند.

از دیدگاه امام(ع) خلیفه ی دوم مجموعه ای از خشونت،سخت گیری،اشتباه،و پوزش طلبی بود. که مردم در طول حکومت وی در رنج و ناراحتی بودند.و دچار عدم تعادل و عدم ثبات و دورویی شدند.حضرت همچنین از شورای 6نفره ای که عمر برای تعیین خلیفه بعد از خود تشکیل داد انتقاد می کند.

ثروت اندوزی، شکم بارگی،حزب و جناح بازی و عدم توجه به شایستگی ها در نصب مدیران از ویژگی های بارز خلیفه سوم است که امام به آنها اشاره دارند و همین عوامل را از موجبات قتل عثمان می دانند.

 امام در فرازهای پایانی خطبه، حضور فراوان بیعت کنندگان که باعث اتمام حجت بر امام(ع) گردید و نیز عهدی که خداوند از دانشمندان مبنی بر عدم سکوت در برابر شکم بارگی ظالمان و گرسنگی مظلومان گرفته است را از مهمترین دلایل پذیرش حکومت می دانند:

"اگر حضور فراوان بیعت کنندگان نبود و یاران حجت را بر من تمام نمی کردند و اگر خداوند از علما عهد و پیمان نگرفته بود که در برابر شکم بارگی ستمگران و گرسنگی مظلومان سکوت نکنند؛مهار شتر خلافت را بر کوهان آن انداخته رهایش می ساختم و آخرینش را به همان جام اولینش سیراب می کردم و در آن هنگام در می یافتید که ارزش این دنیای شما در نظر من از آب بینی بزغاله ای کمتر است. (سلام خدا و تحیات فرشتگانش براول مظلوم مقتدرعالم امیرالمومنین امام علی "ع")

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


[ دوشنبه 13 آذر 1391 ] [ 20:32 ] [ محمدحسین تقوایی ]
صفحه قبل1...1718192021صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید
آرشيو مطالب
اردیبهشت 1393
فروردین 1393 اسفند 1392 بهمن 1392 دی 1392 آذر 1392 آبان 1392 مهر 1392 شهریور 1392 مرداد 1392 تیر 1392 خرداد 1392 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 آذر 1391 آبان 1391
امکانات وب