زلال حکمت
 
قالب وبلاگ
نويسندگان
چت باکس


 

 

 :

 

 

 

 

 ماجراي يوم الخمیس

حادثه تأسف بار آخرین پنجشنبه حیات طیبه رسول اکرم-ص-به روایت منابع اهل سنت

 حقانيت و در عين حال مظلوميت اهل بيت عصمت و طهارت(عليهم السلام) از موضوعاتي است كه هر انسان منصفي به راحتي مي تواند آن را درك كند،چرا كه اين حقايق در منابع متعدد اهل سنت مورد اشاره و تصريح قرار گرفته اند، هر چند در طول تاريخ افراد زيادي بودند و هستند كه بعلت تعصبات بيجا از پذيرش و اعتراف به اين حقيقت و واقعيت خودداري كرده اند.

ماجراي يوم الخميس كه همان ماجراي معروف دوات و قلم خواستن حضرت محمد(صلي الله عليه و آله) در لحظات پاياني عمر شريفشان بوده است،از جمله اين موضوعات است.اين ماجرا در منابع متعدد اهل سنت آمده است:

محدث بزرگ اهل سنت , امام بخارى اين قضيه را در چندين مـوضع از كتاب معروف خود( صحيح بخارى ) آورده است . در يكى از اين نقل ها از قـول ابـن عباس مى گويد:هنگامى كه پيامبر(ص ) در حال احتضار بود و مردانى در خانه او جمع آمـده بودند ,پيامبر(ص ) فرمود: قلم و كاغذ برايم بياوريد تا نوشته اى برايتان بنويسم ( كه با وجود آن ) هـرگز گمراه نشويد . در اين حال خليفه دوم گفت : پيامبر(ص ) را دردو مرض فرا گرفته اسـت و نزد ما كتاب خدا هست كه ما را كافى است . در اين حال افراد حاضر دچار اختلاف شدند و هـمـهمه آنجا را فرا گرفت , كه در اين هنگام پيامبر(ص ) فرمود: برخيزيد و برويد, شايسته نيست در مـحـضر من (كه فرستاده خدايم )اختلاف و تنازع را پيشه كنيد . پس ابن عباس در حال خروج مـى گـفـت : مـصيبت (براى اسلام و مسلمين ) همان چيزى بود كه بين پيامبر(ص ) و آنچه اراده نوشتنش را داشت , مانع ايجاد كرد.(1)

در نقل ديگرى , ابن سعد در طبقات الكبرى از قول خليفه دوم آورده است كه : ما درنزد پيامبر(ص ) حضور داشتيم و بين ما و زنان پرده اى آويخته شده بود, رسـول خدا(ص )به سخن آمد و فرمود: مرا با هفت مشك آب بشوييد (ظاهرا منظور از آن تخفيف تب آن حضرت بوده است ) و پس از اينكه اين فرمان را اجرا كرديد , كاغذ و دواتى براى من بياوريد , تا براى شما نامه اى بنويسم كه با وجود آن نامه هرگز گمراه نشويد.زنان پيامبر(ص ) از پس پرده گفتند : خواسته پيامبر(ص ) را برآوريد . من (خليفه دوم ) گفتم : ساكت باشيد, شما همانند زنانى هستيد كه اطراف يوسف را گرفته بودند و به او چشم طمع داشتند.

شما اگر پيامبر (ص ) مريض شـود , چـشـمان خود را مى فشاريد و اشك مى ريزيد و اگر تندرستى يابد , گريبانش را گرفته و خرجى از او طلب مى كنيد.در اين هنگام پيامبر(ص ) فرمود: همانا ايشان (يعنى زنان پس پرده ) از شـمـابـهـتـرند . (2)

جابر نيز نقل كرده كه پيامبر(ص ) هنگام وفات و در آخرين لحظات عمرش , صـحـيـفـه اى راطـلـب كرده تا براى امت خود نامه اى بنويسد كه نه گمراه شوند و نه ديگران را گـمـراه كـنـند. كسانى كه اطراف بسترش بودند, آنقدر سر و صدا به راه انداختند و حرفهاى ياوه گـفتند كه پيامبر(ص ) از اين كار دست كشيد.

ابن عباس مى گويد: پيامبر(ص ) در بيمارى مرگ خود فرمود : كاغذ و دواتى بياوريدتا براى شما نوشته اى بنويسم كه پس از آن هرگز گمراه نشويد . عـمـر بـن خطاب سر وصدا راه انداخت و گفت : نخير , اين همه شهرها باقى مانده و فتح نشده اسـت , ايـنـهـابـايـد گشوده شود , پس چه كسى اينها را فتح كند ؟ زينب دختر جحش ؟ همسر پـيـامـبر(ص )گفت : فرمان پيامبر(ص ) را اجرا كنيد , مگر نمى بينيد كه مى خواهد وصيت كند ؟ بـارديـگـر سـر و صدا برخاست . در اين هنگام پيامبر (ص ) فرمود: از جاى برخيزيد و بيرون رويد . همين كه اتاق را ترك كردند , پيامبر اكرم (ص ) دار دنيا را وداع گفت.

اين ماجراى تاسف بار به صورت هاى مختلف در كتابهاى ديگر نيز نقل شده است (3).از جمله ابن ابى الحديد روايت مى كند كه عمر گفت آن حضرت مى خواست تصريح به نام على بكند و من مانع شدم.(4)

همانگونه كه ملاحظه مي فرماييد اين ماجرا د رمنابع معتبر اهل سنت ذكر شده است.

شيعه با توجه به قراين متعدد حاليه و مقاليه معتقد است , پيامبر (ص ) از خواستن قلم و دوات منظورى جز تعيين جانشين خود و تعيين تـكـليف امت براى رهبرى پس از خودنداشته است , زيرا زمان اين واقعه كه در آخرين لحظات عمر پيامبر(ص ) بوده است،طبيعتا تعيين سرنوشت امت را مى طلبد و از سوى ديگر اين مطلب مسلم و قطعى كه هـيـچ حـكـم ناگفته سرنوشت سازى از تعاليم اسلام باقى نمانده بود و از همه مهمتر تعبيرى كه خودپيامبر(ص ) نمودند كه چيزى برايتان بنويسم كه هرگز - مستفاد از لن كه به قول اديبان عرب نـفى ابدى را مى رساند- گمراه نشويد و... همگى نشان مى دهد كه آن وجودمقدس در اين قضيه هدفى جز راهنمايى امت جهت تعيين رهبرى و جانشينى پس از خودنداشته است . 


منابع :

1- صحیح بخاری باب کتابه العلم من کتاب العلم ،ج1ص22. صحیح بخاری ، باب جوائز الوفد من کتاب الجهاد،ج2،ص ؛120 و باب اخراج الیهود من جزیره العرب،ج2،ص 136 بدین لفظ آمده است :"فقالوا : هجر رسول الله صلی الله علیه و سلم ".

2- طبقات ابن سعد ،ج2ص244، چاپ بیروت.

3- صحیح مسلم ، باب من ترک الوصیه،ج5،ص 76 و تاریخ طبری 3/193 بدین عبارت آمده است :
" ان رسول الله صلی الله علیه و سلم یهجر ". مسند احمد حنبل تحقیق احمد محمد شاکر ، حدیث 2992. تاریخ ابی الفداءج1ص15.

4- ابن ابی الحدید؛ شرح نهج البلاغه،ج3،ص 97.

 

 

 

 

 

   
   
     

 





تعبیرات مختلفى که در يوم الخميس در مخالفت با رسول خدا(صلى الله )گفته شد:

اکنون به کلماتى که در مخالفت با فرمان حضرت بیان شده است، مى پردازیم. همه اینها در صحیح بخارى و مسلم است.

در یک مورد آمده است: «فقال بعضهم: إنّ رسول الله قد غلبه الوجع، وعندکم القرآن، حسبنا کتاب الله».(1)

در تعبیر دیگر آمده است: «فقال عمر: انّ رسول الله قد غلب علیه الوجع، وعندکم القرآن، حسبنا کتاب الله».(2)

در تعبیرى شبیه به همان آمده است: «فقال عمر: إنّ النّبى قد غلب علیه الوجع، وعندکم القرآن، حسبنا کتاب الله».(3)

و در جاى دیگر نیز به این صورت نقل شده است: «قال عمر: إنّ النّبى غلبه الوجع، وعندنا کتاب الله، حسبنا».(4)

مطابق این تعبیرات، عمر براى جلوگیرى از نوشتن نامه رسول خدا(صلى الله علیه وآله) گفته است: «بیمارى بر رسول خدا(صلى الله علیه وآله) چیره شده (و نعوذ بالله نمى داند چه مى گوید!) و قرآن که نزد شما هست، براى هدایت ما و شما کافى است».

در پنج مورد واژه «هجر» (نعوذ بالله هذیان گفتن) به کار رفته است، البته در پاره اى موارد به صورت استفهامى و یک مورد به صورت اخبارى.

در یکجا آمده است: «فقالوا: أهجر رسول الله».(5) در دو مورد آمده است: «فقالوا: ما شأنه؟ أهجر؟ استفهموه».(6)

اهل لغت نیز «هجر» را وقتى که به بیمار نسبت داده شود، به معناى هذیان گویى دانسته اند.

«فیومى» در «مصباح المنیر» مى نویسد:

«هجر المریض فى کلامه هجراً ایضاً خلط وهذى; مریض در کلامش هجر گفت یعنى نامیزان حرف زد و هذیان گفت و به پرت و پلاگویى افتاد».(7)

در لسان العرب نیز آمده است:

«الهَجْر: الهذیان والهُجْر بالضم: الاسم من الاهجار وهو الافحاش وهَجَر فى نومه ومرضه یهجُر هجراً: هذى; «هَجر» به معناى هذیان گویى است و «هُجر» که اسم مصدر است به معناى سخن زشت است و هنگامى که این واژه به آدم خوابیده و یا بیمار نسبت داده شود، مفهومش این است که او در خواب و یا حالت بیمارى هذیان گفت و حرف هاى نامربوط زد».(8)

به راستى چگونه مى توان درباره حضرت محمد(صلى الله علیه وآله) که فرستاده خدا و رابط میان خدا و خلق شمرده مى شود، این کلمات و سخنان را بر زبان جارى کرد؟!! در حالى که قرآن در شأن او مى گوید: «وَمَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى; او هرگز از روى هواى نفس سخن نمى گوید»(9) 

و نیز قرآن مى گوید: «وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا : آنچه را رسول خدا براى شما آورده بگیرید (و اجرا کنید)، و از آنچه نهى کرده خوددارى نمایید»(10)


پي نوشتها:
2 . صحیح مسلم، کتاب الوصیة، باب 6، ح 8 .
3 . صحیح بخارى، کتاب المرضى، باب 17، ح 1 .
4 . همان مدرک، کتاب العلم، باب 39 (باب کتابة العلم)، ح 4 .
5 . صحیح بخارى، کتاب الجهاد و السیر، باب 175، ح 1 .
6 . همان مدرک، کتاب المغازى، باب 84، ح 4 و صحیح مسلم، کتاب الوصیة، باب 6، ح 6 .
7 . مصباح المنیر، واژه هجر.
8 . لسان العرب، واژه هجر.
9 . نجم، آیه 3 .
10 . حشر، آیه 7 .

 

 

 

   

 


[ ] [ ] [ محمدحسین تقوایی ]

توهین قطب فرقه ضاله صوفیه نعمت اللهی گنابادی به حضرت زهرا(س)

به گزارش فسایی ، گروه فرهنگی مشرق - نورعلی تابنده قطب فعلی فرقه صوفیه گنابادیه بعد از آنکه حیات امام زمان(عج)، عصمت امامام معصوم(ع) و اصول دین را زیر سوال برد؛ چندی پیش در جلسه سخنرانی خود که در دولتسرای تهران برگزار شده بود به مقام حضرت زهرا(س) توهین کرد.

وی در جمع مریدان خود نسبت به عملکرد مسئولین در قبال واژه شهید انتقاد کرد و گفت: متاسفانه کسانی که باید خودشان حیثیت و اهمیت مصداق واژه شهید را حفظ کنند, این کار را نمی کنند و به هر نفری که به هر نحوی کشته می شود شهید می گویند و لغت شهید را کم ارزش می کنند.

 وی در ادامه سخنان موهنش درباره ساحت حضرت زهرا(س) عنوان داشت: یکی از دوستان سابق من که مرد مسلمان و خیلی معتقدی است به من تلفن زد و از من پرسید تقویم امسال را دیدی؟ گفتم بله گفت دیدی نوشته شهادت حضرت زهرا، خب با این حرف اجر شهید کم می شود.نورعلی تابنده بعد از آنکه به مقام حضرت زهرا(س) توهین کرد بیان کرد: شهادت مقام بالایی است و شامل حضرت زهرا نمی شود و با گفتن شهادت حضرت زهرا مقام شهید را بی ارزش می کنید حضرت زهرا(س) رحلت کرده است. نورعلی تابنده قطب فعلی صوفیه گنابادیه ادعا کرد بیعت با ما همان ادامه بیعت با خداوند است.

اظهارات تابنده در حالی صورت می گیرد که در تقویم دراویش گنابادی، فوت دو تن از قطب های این فرقه (مشتاق علیشاه و سلطانعلیشاه) با عنوان شهادت درج شده است.

اعلام برائت مردم گناباد از فرقه صوفیه گنابادیه 

مردم شهرستان گناباد با امضای طوماری خواستار تغییر نام فرقه صوفیه نعمت اللهی گنابادی و اقدام جدی مراجع قضایی نسبت به این فرقه انحرافی در توهین به حضرت فاطمه زهرا(س) شدند.

حجت الاسلام حسن صادقی نسب امام جمعه شهرستان گناباد در خطبه های نماز جمعه این شهرستان که در محل مسجد جامع و مصلای این شهر برگزار شد با اشاره به اهانت قطب فرقه صوفیه گنابادیه به حضرت فاطمه زهرا(س) اعلام کرد: با توجه به سابقه این فرقه و اهانت اخیرشان نسبت به حضرت فاطمه زهرا(س)، مردم شهرستان گناباد ضمن ابراز تنفر از این فرقه خواستار حذف نام گنابادیه و تغییر آن هستند.

وی با محکومیت اهانت قطب فرقه به حضرت زهرا(س) افزود: این فرقه با اینکه ادعای تشیع بودن دارد اما اخیرا قطب این فرقه به مادر سادات، حضرت فاطمه زهرا(س) اهانت کرده و  دل های مردم شریف و ولایتمدار را جریحه دار نموده است.

امام جمعه گناباد با گله از رسانه های جمعی نسبت به انتساب این فرقه به گناباد اعلام کرد: ما مردم شهرستان گناباد بار دیگر ضمن ابراز تنفر از این فرقه خواستار حذف نام شهرستان گناباد در رسانه ها می باشیم تا همه بدانند مردم انقلابی و شریف گناباد از این فرقه و رهبر آن بیزار هستند.

 

 (منبع: پایگاه تحلیلی-خبری فسا: فسایی www.fasaei.ir)

لطفا در جهت شناساندن چهره پلید این فرقه منحرف؛این مطلب را اطلاع رسانی کنید.


[ ] [ ] [ محمدحسین تقوایی ]

لایق نبودم اربعینت کربلا باشم؛حسین جان...


[ ] [ ] [ محمدحسین تقوایی ]

السلام علیک یا ابا عبدالله

...به هنگام پیری مرانم ز پیش

که صرف تو کردم جوانی خویش...

اگر چه در هفتاد و ششمین سال از حیات طیبه اش قرار دارد اما با گفتن و شنیدن نام حسین(ع) و رونق بخشیدن به محافل عزای حضرت ارباب(ع) گویا جوانی با نشاط و نیرومند است.

حاج غلام حسین طلایی در ظهر عاشورای سال 1359 قمری(1316 شمسی) در جهرم به دنیا آمد و از اوان زندگی ساکن فسا شد و اکنون به عنوان مداح پیش کسوت فسایی و پیر غلامی که سال های سال گوش جان عاشقان اهل بیت(ع) را نوازش داده است؛ در شب شعر عاشورا و در سالن اداره فرهنگ و ارشاد فسا از وی تجلیل شد.

حاج غلام حسین که (از قیل و قال مدرسه اش حاصلی نشد)؛بی سواد است اما معرفت حقیقی را در محبت به اهل بیت(ع) و اطاعت از آنان و توسل به آن ذوات مقدسه یافته است و با عنایت آن بزرگواران در آستانه هشتمین دهه زندگی از چنان حافظه ای برخوردار است که بیش از دو هزار بیت شعر در مدح و مرثیه حضرات معصومین(ع) به خاطر سپرده و در محافل اهل بیت(ع) با تسلط تمام می خواند و می گرید و می گریاند.

آنچه حاج غلام حسین طلایی این مداح حنجره طلایی را محبوب دوستداران اهل بیت(ع) قرار داده است نه صدای زیبا و رسای او و نه حافظه بی نظیر اوست! اینها هستند اما (اخلاص) ؛ (صفای باطن) و (سوز حسینی) وی؛ حاج غلام حسین را شخصیتی مثال زدنی کرده است.

او از معدود مداحانی است که قبل از گریاندن مردم؛خود می گرید. و نگارنده این سطور که توفیق آشنایی و مؤانست با او را دارد خدا را گواه می گیرد که حاج غلام حسین با تک تک ابیاتی که می خواند در خلوت خود گریسته است.

حاج غلام حسین ما هرگز مداحی را به وادی (تجارت) نکشانده و آن را وسیله خودبرتر بینی و تفاخر قرار نداده است.

تجلیل از این شخصیت باصفای اهل بیتی؛اگر چه دیر صورت گرفت؛اما کاری بود شایسته سپاس. سپاس از تمام مسؤلان فرهنگی شهرمان به ویژه ریاست محترم اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی؛دوست و همکار فرهنگی و فرهیخته ام جناب رحمانی عزیز و انجمن های ادبی شهرستان و...

(با سپاس از پایگاه خبری تحلیلی سلام فسا به خاطر نشر این مطلب در آن پایگاه)

 


[ ] [ ] [ محمدحسین تقوایی ]

 

 

مجتهد با بصیرت

(حضور روحانیون فسا در تظاهرات سال 1357 همگام با مردم؛از راست: مرحوم حضرت آیت الله میرزا محمود نظام "ره" ؛ مرحوم حضرت آیت الله ارسنجانی"ره" ؛ حجت الاسلام شیخ مصطفی جمال زاده)

 

 


[ ] [ ] [ محمدحسین تقوایی ]

مجتهد با بصیرت


[ ] [ ] [ محمدحسین تقوایی ]

 

مجتهد با بصیرت

 

 


[ ] [ ] [ محمدحسین تقوایی ]

مجتهد با بصیرت


[ ] [ ] [ محمدحسین تقوایی ]

تو را ز کنگره عرش می زنند صفیر...

روح بلند حضرت آیت الله  ارسنجانی در شب شهادت حضرت رقیه (س) به ملکوت اعلی پیوست و در جوار اجداد طاهرینش آرام گرفت...

 

سیری اجمالی در زندگی مبارز نستوه؛فقیه فرزانه حضرت آیت الله ارسنجانی(ره)

 

حیات علمی

 

حضرت آیت الله سید محمد حسین حسینی ارسنجانی-رحمة الله علیه- فرزند مرحوم سید حسن (از نوادگان شهید ثالث؛قاضی نور الله شوشتری) به سال 1301 هجری شمسی در شهر ارسنجان و در خانه ای سرشار از نور قرآن و اهل بیت(ع) دیده به جهان گشود.وی پس از طی تحصیلات ابتدایی در زادگاه خود،برای تحصیل علوم دینی راهی شیراز شد و در جوار حضرت احمد بن موسی(ع) رحل اقامت افکند و مدرسه علمیه آقا باباخان را برای حجره نشینی و تحصیل دانش برگزید.مقدمات دروس حوزوی را در شیراز تا پایان سطح عالی،نزد اساتید بنام آن روزگار همچون آیت الله العظمی حاج شیخ علی اکبر روح الایمان و آیت الله شیخ محمد علی موحد به نیکی آموخت. مرحوم آیت الله ارسنجانی پس از گذراندن دوره سطح در شیراز،برای تکمیل آموخته ها و بهره مندی از محضر بزرگان فقه و اصول؛ راهی قم شد و در آنجا محضر پرفیض درس مرجع علی الاطلاق عالم تشیع؛حضرت آیت الله العظمی بروجردی(ره) را درک کرد و در درس خارج ان مرجع عظیم الشأن حاضر شد. رابطه استاد و شاگردی بین آن مرجع فقید و آیت الله ارسنجانی و نیز نقد آرای استاد و گفتگوی صریح و صمیمی با ایشان در حلقه درس؛ در خاطره بسیاری از بزرگان آن محفل کم نظیر زنده است.حضرات آیات عظام سید محمد تقی خوانساری(ره) و حجت(ره) از دیگر اساتید ایشان بوده اند.وی پس از چندی حلقه درس خارج آیات عظام محقق داماد و سید محمد رضا گلپایگانی را نیز همراهی کرد و در شمار اصحاب و مشاوران علمی آن بزرگواران در آمد.

 

بسیاری از فقهای نامدار و چهره های علمی در نیم قرن اخیر،از دوستان و همراهان ایشان بوده اند،از جمله حضرات آیات عظام و مجتهدین کرام؛مرحومین:

 

حاج علی صافی گلپایگانی،شیخ حسینعلی منتظری،حاج شیخ حبیب نوراللهی،سید عبدالرسول شریعتمداری،سید محمد کاظم آیت اللهی،حرم پناهی،سید جلال الدین طاهری اصفهانی،سید عبدالعلی آیت اللهی،شیخ علی پناه اشتهاردی،شهید دکتر بهشتی و نیز حضرات آیات:

 

سید موسی شبیری زنجانی،شیخ لطف الله صافی گلپایگانی،ناصر مکارم شیرازی،شیخ جعفر سبحانی و.. مراتب علمی و اخلاقی مرحوم آیت الله ارسنجانی را ستوده اند.

 

مرحوم حضرت آیت الله ارسنجانی در دوران حضور مبارک و دانش گستر خود در قم؛علاوه بر خوشه چینی از خرمن فقهای اهل بیت(ع)، در حوزه تدریس علوم و معارف آل الله(ع) نیز خوش درخشید و به تربیت چهره های نامدار و اساتید برجسته ای همت گماشت که اکنون همه آنه از استادان برجسته حوزه های علمیه قم و شیراز به شمار می روند.

 

حضور ذهن فراوان،چیرگی شگفت بر جزئیات فقهی و اصولی،آشنای ژرف با ادبیات عرب و آراء اصولی و فقهی پیشینیان، توانمندی کم نظیر در استلال و استنباط و تحلیل نظریه ها و گفتمان های فقهی،اشراف بر یکایک قواعد فقهی و جایگاه آنها در فرایند اجتهاد اصولی،شماری از فضیلت های علمی مرحوم آیت الله ارسنجانی می باشند.

 

هجرت به فسا

حضرت آیت الله ارسنجانی(ره) که دل در گرو خدمت به خلق خدا داشت؛خلوت را بر جلوه گری ترجیح داد و حسب الامر مرحوم آیت الله العظمی بروجردی(ره) و نیز به دعوت مردم خداجوی فارس، طریق هجرت را برگزید و رو به سوی آن دیار نهاد و از آن پس در فسا رحل اقامت افکند و مجلس درس و بحث و شاگرد پروری آراست و به گشودن گره ها و مشکلات اهل ایمان کمر همت بست. و به حق که سفر ایشان به فسا؛مصداق سفر (من الحق الی الخلق) و نشانه شهرت گریزی ایشان بود.

 

مرحوم آیت الله ارسنجانی پس از هجرت به فسا؛ضمن نشر معارف قرآن و اهل بیت(ع)،رهبری گفتمان نهضت اسلامی را به رهبری قائد عظیم الشأن راحل امام خمینی(ره)،همراه با مرحوم آیت الله نظام(ره) در این بخش از کشور به دوش داشت و اجتهاد را به جهاد آراست و با مردم و در میان مردم قدم به میدان مبارزه گذاشت.

 

تاریخ اقامه نماز جمعه در فسا به امامت ایشان به دهه چهل شمسی باز می گردد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی؛به فرمان امام خمینی(ره) در سنگر نماز جمعه باقی ماند و این خدمت مقدس را تا سال 1381 ادامه داد و هر هفته مردم معرفت جوی فسا را به تقوا و بصیرت فرا خواند. افزون بر آن؛ نمایندگی مردم شریف استان فارس در مجلس خبرگان در دو دوره عهده دار شد.

 

عالم ربانی

 

آنچه حضرت آیت الله ارسنجانی(ره) ر ا تا بلندای (مرد خدا) برمی کشاند؛معنویت و اخلاق مداری آن فقیه فقید است که خود حکایتی دیگر دارد و دفتری دیگر باید برای آن گشود.

 

پرهیز از شبهات،انس بی وقفه با کلام وحی و اذکار مأثوره،گره گشایی از مشکلات مردم،اقامه جمعه و جماعت و نشر آموزه های اسلام،زهد و بی رغبتی به دنیا،تهجد و احیاء شعائر الهی گوشه هایی از قضیلت های اخلاقی ئ روحی آن عالم ربانی بودند.

 

در بستر بیماری

 

این فقیه خداجو و درد آشنا در سحرگاه نهم دی ماه 1390 مصادف با شب شهادت حضرت رقیه (س) بر اثر سکته مغزی سلامت تن را از کف داد و مدتی در بیمارستان ملی عصر(عج) فسا بستری شد. آنگاه برای ادامه درمان ایشان را به شیراز منتقل کردند و در بیمارستان و سپس در منزل فرزندشان تحت مراقبت های ویژه قرار گرفتند. به گفته نزدیکان ایشان،حالات و اشاره های آن الهی مرد حاکی از تمایل ایشان به انتقال به فسا داشت و ایشان را به فسا منتقل کردند.

 

اراده حق بر آن تعلق گرفت که روح بلند و ملکوتی حضرت آیت الله ارسنجانی در سحرگاه هفدهم آذرماه 1392 و از قضا مصادف با شب شهادت سه ساله شهید اهل بیت؛حضرت رقیه(س) در جوار اجداد طاهرینش آرام گیرد.

(با تشکر از پایگاه خبری تحلیلی" سلام فسا " به خاطر انتشار این مطلب)

 

 

 


[ ] [ ] [ محمدحسین تقوایی ]

دلسروده ای عاشورایی با الهام از غزل-مرثیه عاشورایی فخر شاعران آیینی مرحوم فاخری فسایی

......................

(عظم البلا عظم البلا قتل الحسین بکربلا)

شمشیر و نیزه و نعل اسب،پیراهن کهنه و بوریا

لب های تشنه و مشک آب،صد شعله فتاده به خیمه ها

از فاخری و زشعر او،افتاده شراره به ما سوا

(عظم البلا عظم البلا قتل الحسین بکربلا

العرش صار لقتل سبط محمدٍ متزلزلا)

...........

باید که رشته کاف و نون بگسسته و زیر و زبر شود

باید که از تن عالمی،این جان ز غصه به در شود

باید قیامت دیگری برپا زشور و شرر شود

یعنی: به گودی قتلکاه افتاده سری ز بدن جدا

(یوم القیامةِ جاء فی عاشور شهر محرم ٍ

من قتل سیدنا الحسین و تابعیه بکربلا)

...........

در کرببلا در جلوه گری آیات خدا بر پیکر او

شد نیزه نشین قرآن مبین، آیینه ی "هو" گشته سر او

از کوفه غم تا شام بلا،شد همسفر سر خواهر او

سر بر سر نی قرآن به لبش،خواهرسخنش"لاحول ولا..."

(رأس الامام علی القناة یدار فی طرق الملا

والجسم منه مترب بدمائه مترملا)

...........

از ره برسد با خنجر کین،تا مقتل او قاتل به شتاب

خواهر روی تل، در ذکر خدا در حال نگه با قلب کباب

"والشمر جالس ٌ علی..." بگذر دل من زین سطر کتاب

ای سینه بسوز ای دیده ببار،خون گریه کن از این سوزعزا

(اجر الدموع من العیون علی الحسین و صحبه

نوحوا بماتم سیدالشهداء یا اهل الولا)

..........

باید بزنم زانوی ادب بر آستان تو فاخری

تا بهره ای ببرم من از آن سحر بیان تو فاخری

رضوان الهی و رحمتش بر روح و روان تو فاخری

این مرثیه زد آتش به دلم، بر سوز کلام تو مرحبا

(الفاخریُّ رثی لمن بکت السماءُ لقتله

قد ناح جعفر ٌالحزین علی الحسین و اعولا)

..............

سروده ی : محمد حسین تقوایی

(برای آشنایی با زندگی و سروده های آیینی دانشمند فرهیخته؛خطیب برجسته و شاعر و نوحه سرای حضرت اباعبدالله الحسین(ع) ؛فخر شاعران آیینی مرحوم حجة الاسلام میرزا محمد جعفر فاخری فسایی به آرشیو مطالب همین وبلاگ آذر و دی 91 و اردیبهشت 92 مراجعه فرمایید)

 


[ ] [ ] [ محمدحسین تقوایی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید
آرشيو مطالب
اردیبهشت 1393
فروردین 1393 اسفند 1392 بهمن 1392 دی 1392 آذر 1392 آبان 1392 مهر 1392 شهریور 1392 مرداد 1392 تیر 1392 خرداد 1392 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 آذر 1391 آبان 1391
امکانات وب