|
زلال حکمت | ||
|
دلم دارد امشب هوای حرم و نم نم ببارد برای حرم و این مرغ بشکسته بال دلم زند پر به شوق هوای حرم مگر چون زلال تو جاری شوم: من و خلوت بی ریای حرم به شوق تو و نذر چشمان تو بریزم دلم را به پای حرم و آن قدر می گریم امشب که باز بگیرد دل من صفای حرم و تا مشرق چشم تو می رود دل عاشقم پا به پای حرم تو را دیده ام یا امام غریب! تو را دیده ام جای جای حرم .............................. سروده ی : محمد حسین تقوایی
[ یکشنبه 03 دی 1391 ] [ 19:25 ] [ محمدحسین تقوایی ]
بعد از رحلت پیامبر اکرم (ص) و ماجرای سقیفه ی بنی ساعده و انحراف رهبری جامعه ی اسلامی از مسیر اصلی خود؛ ابوسفیان با نیت ایجاد فتنه و آشوب و درگیری میان مسلمانان ، با امام علی (ع) پیشنهاد خلافت داد و قصد داشت با حضرت بیعت کند. امام (ع) که می دانست ابوسفیان به خاطر دین این سخنان را نمی گوید و هدف او فتنه انگیزی است، این خطبه را در پاسخ وی ایراد فرمودند. امام (ع) در ابتدای این خطبه از مردم می خواهند که امواج فتنه ها را با کشتی های نجات (اهل بیت " ع " ) در هم بشکنند و از اختلاف و پراکندگی بپرهیزند: " ایهالناس شقوا امواج الفتن بسفن النجاه و عرجوا عن طریق المنافره... " خطبه ی پنجم نهج البلاغه از جمله خطبه هایی است که امام (ع) علت سکوت خویش را در حوادث بعد از رحلت پیامبر (ص) بیان می فرمایند : (..اگر"درباره ی خلافت و شایستگی هایم در این زمینه "سخن بگویم ؛ می گویند بر حکومت حریص است و اگر سکوت کنم ، می گویند از مرگ می ترسد. هرگز! من و ترس از مرگ؟ پس از آن همه حوادث و جنگ های ناگوار؟ به خدا سوگند انس و علاقه ی فرزند ابو طالب به مرگ و شهادت از علاقه ی طفل شیرخوار به پستان مادرش بیشتر است. "اگر سکوت می کنم " به خاطر آن است که اسراری در درون دارم که اگر آنها را اظهار کنم، همچون طناب ها در چاه های عمیق به لرزه در می آیید)
[ یکشنبه 03 دی 1391 ] [ 08:35 ] [ محمدحسین تقوایی ]
دوستان خوبم! نظر یادتون نره... [ جمعه 01 دی 1391 ] [ 11:22 ] [ محمدحسین تقوایی ]
گویم ز تو و غیر تو می جویم من راه دگری غیر تو می پویم من این ندبه و انتظار و صبح جمعه... آقا به خدا دروغ می گویم من!! ............................ سروده ی : محمد حسین تقوایی
[ جمعه 01 دی 1391 ] [ 09:39 ] [ محمدحسین تقوایی ]
بدم اما گرفتار حسینم اگر خارم، به گلزار حسینم خدا را شکر کز الطاف ارباب شب یلدا؛ عزادار حسینم ...................... سروده ی : محمد حسین تقوایی
[ پنجشنبه 30 آذر 1391 ] [ 09:51 ] [ محمدحسین تقوایی ]
بررسی سندی دو روایت مذکور : 1) بررسی سندی روایت در اصول کافی: عده من اصحابنا عن احمد بن مروک بن عبید عمن حدثه عن ابی عبدالله (ع) قال : ان یوسف علیه السلام کما قدم علیه الشیخ یعقوب علیه السلام دخله عز الملک فلم ینزل الیه فهبط جبرئیل علیه السلام فقال یا یوسف ابسط راحتک فخرج منها نور ساطع فصار فی جوالسماء فقال یوسف : یا جلرئیل ما هذا النور الذی خرج من راحتی؟ فقال نزعت النبوه من عقبک عقوبه لما تنزل الی یعقوب فلا یکون من عقبک نبی ( ر.ک: اصول کافی ج 5 باب کبر ص 222) چنان که در سند روایت مذکور ملاحظه می شود ؛ یکی از واسطه های سند روایت (عمن حدثه) بیان شده، یعنی راوی از راوی قبلی که نامش ذکر نشده و مجهول است، این روایت را نقل کرده است. در حقیقت در سند این روایت شماری از راویان حذف شده اند؛ چنین حدیثی از نظر علم رجال، (حدیث مرسل) است و به تنهایی قابل اعتماد و استناد نیست.(ر.ک: آشنایی با علوم حدیث؛علی نصیری ص 187) 2)بررسی سندی روایت در علل الشرایع: ابی رحمه الله حدثنا احمد بن ادریس و محمد بن یحیی العطار عن محمد بن احمد بن یحیی عن یعقوب بن زید عن غیر واحد رفعوه الی ابی عبدالله علیه السلام قال : لما تلقی یوسف یعقوب ترجل له یعقوب و لم یترجل له یوسف فلم ینفصلا من العناق حتی اماه جبرئیل فقال یا یوسف ترجل لک الصدیق و لم تترجل له ابسط یدک فبسطها فخرج نور من راحته. فقال له یوسف ما هذا؟ قال : هذا آیه لا یخرج من عقبک نبی عقوبه در سند این روایت چنان که مشاهده می شود؛ حد اقل یک طبقه از واسطه های نقل روایت ذکر نشده هند و مجهولند (عن غیر واحد) ، ضمن این که در خود سند نیز بر لفظ (رفع) تصریح شده است : (رفعوه) از نظر علم رجال چنین سندی در مرتبه ی اسناد (مرفوع) و حدیث نیز جزء احادیث ضعیف قرار می گیرد و به تنهایی قابل اعتماد و استناد نیست(ر.ک: آشنایی با علوم حدیث؛ علی نصیری، ص 187) لازم به ذکر است که هیچ روایتی نیز در تایید این دو روایت در منابع حدیثی اسلامی وجود ندارد. نتیجه گیری: چرا از نسل یوسف (ع) پیامبری به وجود تیامد؟ با توجه به آنچه گفتیم؛ روشن شد که به دلیل تضاد روایات فوق با قرآن و نیز مرسل و مرفوع بودت آنها ، نمی توان به آنها اعتماد کرد و دلیل عدم بعثتت پیامبر از نسل یوسف را از آن به دست آورد. پس اگر پیامبری از نسل یوسف (ع)، مبعوث نشد ربطی به بی احترامی او به پدر و مادرش ندارد ؛چرا که اساسا چنین بی احترامی واقع نشده است. پاسخ این سوال را می توان از قرآن دریافت: " ...الله اعلم حیث یجعل رسالته..." (انعام آیه 124 و نیز ر.ک: بقره 124) (...خداوند آگاه تر است که رسالتش را در کجا " و به عهده ی چه کسی " قرار دهد...) قدر مسلم این است که ساحت مقدس یوسف (ع) از چنین اتهاماتی مبراست و شایسته است گویندگان مذهبی به گونه ای سخن نگویند که به خاطر ناآگاهیشان در روز قیامت مواخذه شوند(ر.ک: اسری آیه ی 36) منابع : 1) قرآن کریم 2) کلینی ،اصول کافی،(ترجمه ی محمد باقر کمره ای)، 1370، انتشارات اسوه، تهران ، ج5 3) مکارم شیرازی ( و دیگران)، تفسیر نمونه، 1371، انتشارات دار الکتب الاسلامیه، تهران،ج 10 4) طباطبایی (محمد حسین)، المیزان فی تفسیرالقرآن،(ترجمه ی محمد باقر موسوی همدانی)، دفتر انتشارات اسلامی ، قم، 1380، ج11 5) شیخ صدوق، علل الشرایع (دانلود شده از اینترنت) 6) نصیری (علی)، انتشارات مرکز مدیریت حوزه ی علمیه ی قم
[ چهارشنبه 29 آذر 1391 ] [ 20:01 ] [ محمدحسین تقوایی ]
این همه آدم رفتند و نیامدند؛ و فقط یک نفر است که رفت و... هنوز هم همه در تاریخ می گویند: نیامد؛ نیامد....: ای اهل حرم میر علمدار نیامد...
[ دوشنبه 27 آذر 1391 ] [ 22:19 ] [ محمدحسین تقوایی ]
باز امشب دوباره دارم غم شده از ابر غم دو چشمم نم در دلم هیات عزاداری روضه خوانی کند ،بگیرد دم هیات و اشک وروضه؛آقاجان من تو را زین میانه دارم کم دوست داری تو روضه عباس من هم آقای من شبیه توام گر قدم رنجه ای کنی امشب امشبی را به عالمی ندهم چه شود آی صاحب هیات من ببینم جمال زیبایت قامتش سرو بود و رعنا بود چهره اش چون قمر فریبا بود دست هایش کرامت جاری چشم هایش چقدر زیبا بود! از ادب از محبت و غیرت چون علی تا همیشه تنها بود آب در حسرت لبش مانده تشنه لب بود؛گرچه سقا بود تشنه بود و نفس نفس می زد تشنه ی یک نگاه زهرا بود چشم هایش به فاطمه افتاد با سلام و تبسمی جان داد سروده ی : محمد حسین تقوایی
[ دوشنبه 27 آذر 1391 ] [ 21:57 ] [ محمدحسین تقوایی ]
شکوه عشق بر هر نیزه رویید و در باغ گلو سرنیزه رویید و روزی بود آغاز نیستان که هفتاد و دو نی بر نیزه رویید ........................................... سروده ی :محمد حسین تقوایی [ دوشنبه 27 آذر 1391 ] [ 19:54 ] [ محمدحسین تقوایی ]
این دل که پر از لحظه ی باریدن هاست آیینه ی بشکسته ای از عشق شماست ای گم شده ی بقیع! ای یاس کبود! قبر تو بقیع کوچک سینه ی ماست ................................ سروده ی : محمد حسین تقوایی
[ یکشنبه 26 آذر 1391 ] [ 19:29 ] [ محمدحسین تقوایی ]
|
فروردین 1393 اسفند 1392 بهمن 1392 دی 1392 آذر 1392 آبان 1392 مهر 1392 شهریور 1392 مرداد 1392 تیر 1392 خرداد 1392 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 آذر 1391 آبان 1391 | |
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||