|
زلال حکمت | ||
|
هر چند عطش از او توان می گیرد او دست زمین و آسمان می گیرد با دیدن حنجرش پدر می میرد با خنده او دوباره جان میگیرد ............................ با شعله دل،دم از ستم سوزی زد بر خصم زبون رنگ سیه روزی زد هر چند اسیر بود ودستش بسته با خطبه ی خویش بانگ پیروزی زد .............................. آن آیت صبر جلوه ی بیداری می گشت به رگ رگ زمانه جاری ای عشق تو این قامت افراشته را از قامت خم گشته ی زینب داری .................................. با قامت خم شده سرافرازی کرد با آبروی یزیدیان بازی کرد بر چوبه ی محمل سر خود را کوبید این گونه به راه عشق سربازی کرد ................................. سروده: محمد حسین تقوایی [ جمعه 10 آذر 1391 ] [ 11:20 ] [ محمدحسین تقوایی ]
کتاب (حسین "علیه السلام"؛تفسیر فجر) اثر ارزشمند تحقیقی پژوهشی همشهری و دوست فرهیخته ام آقای ابراهیم الهیاری (اشک فسایی) منتشر شد. نویسنده در این اثر با رعایت ایجاز و تکیه بر منابع اصیل و نیز با نگاهی نو زندگی و شهادت امام حسین(ع) را مورد بررسی و تحلیل قرار داده است. وجود بخشی از سروده های آیینی این شاعر توانمند؛ حلاوت مطالعه کتاب را دو چندان میکند. انتشارات کعبه دل آن را منتشر کرده است. مطالعه این کتاب را به همه دوستداران اهل بیت(ع) توصیه میکنم.شماره تماس با نویسنده کتاب:09173302049 [ جمعه 10 آذر 1391 ] [ 09:28 ] [ محمدحسین تقوایی ]
حکمت 147 نهج البلاغه،طولانی ترین کلام حکیمانه ی امیر بیان حضرت علی(ع) در میان حکمت های نهج البلاغه میباشد. کمیل بن زیاد که از خواص اصحاب امام (ع) است،نقل میکند که امام(ع)دست مرا گرفت و به خارج از کوفه برد،آنگاه آه پر دردی کشید و سخنانی را بیان فرمود.در این مجال سیری داریم بر این گفتار حکیمانه ی امیر مومنان(ع): امام(ع) در بخش نخست این حکمت با تشبیه دل انسان به ظرف،بحث ظرفیت و شرح صدر را به طور اجمال مطرح میفرمایند و بهترین قلوب را پذیراترین آنها میدانند.سپس حضرت مردم را با سه دسته تقسیم میکنند.معیارامام(ع ) در این تقسیم بندی، علم و دانش اندوزی است،که این معیار نشانگر اهمیت دانش از دیدگاه اسلام میباشد."عالمان ربانی" اولین دسته از مردم هستند که از علم و دانش در جهت رسیدن به کمال انسانی بهره میبرند؛"دانشجویان الهی" که به همین انگیزه علم را از دانشمندان ربانی دریافت میکنند، گروه دوم از مردم میباشند و گروه سوم که خود را به نور دانش روشن نکرده اند و در پناهگاه مطمئن علم پناه نگرفته اند به تعبیر امام(ع)، "همج رعاع" یعنی پشه هایی هستند که با باد به هر سویی میروند و دنبال هر سر و صدایی راه می افتند. در بخش دوم این گفتار حکیمانه امام(ع) با دلایل روشنی برتری علم را بر ثروت بیان میکنند. از دیدگاه امام(ع)، علم از انسان محافظت میکند در حالی که انسان باید نگهبان ثروت باشد؛ علم با بخشش نقصان نمی پذیرد در حالی که ثروت با انفاق کاهش می یابد و نیز صاحبان ثروت با زوال ثروت نابود میشوند در حالی که دانشمندان تا روزگار باقی است،جاودانند. کمیل میگوید: امام(ع) در اینجا به سینه مبارک اشاره کردند و فرمودند: "در اینجا دانش فراوانی انباشته است،ای کاش کسانی را می یافتم که می توانستند آن را بیاموزند". آنگاه امام (ع) حاملان علم را به چهار گروه تقسیم بندی میفرمایند و هر گروه را به دلیلی شایسته حمل علم الهی نمی دانند: گروه اول؛ تیز هوشان غیر قابل اعتماد(که دین را وسیله دنیاطلبی قرار داده و با نعمت ها و حجت های الهی بر مردم فخر میفروشند) گروه دوم؛تسلیم شدگان بی بصیرت (که چون ژرف اندیشی لازم را در شناخت حقیقت ندارند،دچار شبهه و تردید در حق میشوند) گروه سوم؛ لذت جویان اسیر شهوت و گروه چهارم؛ ثروت اندوزان حریص هستند –که به تعبیا امام(ع) این دو گروه اخیر بیش از هر چیز به حیوانات شبیه هستند- و شایستگی و ظرفیت پذیرش دانش الهی را ندارند. در آخرین قسمت این گفتار حکیمانه امام (ع)، اهل بیت (ع) را به عنوان مصادیق اتم و اکمل "عالمان ربانی"معرفی می نمایند. امام(ع) آنها را "حجت های الهی" بر روی زمین میدانند که هرگز زمین از آنها خالی نخواهد بود.آنها کسانی هستند که علم با "حقیقت بصیرت" به سوی آنها هجوم آورده و روح یقین را دریافته اند؛ با بدن هایی زندگی میکنند که ارواحشان به عالم ملکوت پیوند خورده است و آنها جانشینان خدا بر روی زمین هستند. نوشته: محمد حسین تقوایی [ جمعه 10 آذر 1391 ] [ 07:02 ] [ محمدحسین تقوایی ]
پرواز عشق با پر گریه میسر است توبه به پای روضه اگر شد چه بهتر است این عشق پر بهاست،به عالم نمیدهم من طعم چای روضه به زمزم نمیدهم.... [ پنجشنبه 09 آذر 1391 ] [ 22:41 ] [ محمدحسین تقوایی ]
ناز نگهت به پای دل ریخته اند دامی ست که از برای دل ریخته اند هفتاد و دو جرعه از شراب ازلی در ساغر کربلای دل ریخته اند ................................................. من ماندم و دل،شکسته و شیدایی من ماندم و دل به وسعت تنهایی گر لطف تو ای عشق مدد فرماید زین پس من و لحظه های عاشورایی ............................................. وقتی به سر بریده میکرد نگاه میگشت ز راز عشق بازی آگاه هفتاد و دو غصه،یک دل دریایی لا حول و لا قوه الا بالله ............................................ تا قطره ای از عشق به آب و گل ماست دلدادگی و عشق و جنون حاصل ماست آری به خدا،خدا زیارت کرده ست شش گوشه ضریحی که درون دل ماست ........................................... ای هستی کربلا به هستت،زینب(س) ای خون حسین(ع) پای بستت،زینب(س) با خطبه ی آتشین حیدر وارت شد دیو ستم اسیر دستت زینب(س) ............................................. هفتاد و دو داغ گرچه اش پیر نمود با تیغ نگاه،کار شمشیر نمود با هیبت حیدری قدم بر میداشت این گونه امیر شام تحقیر نمود ........................................ در آتش عشق شعله ور میگردی از هر چه که هست بی خبر میگردی با قامت بی قعود تا شط رفتی با سجده ی بی رکوع بر میگردی ........................................ آن روز که پشت خیمه ها محشر بود هنگام عزا گرفتن کوثر بود یک عرش فرشته بود و یک مرد غریب تشییع جنازه ی علی اصغر بود ....................................... سروده ی محمد حسین تقوایی [ پنجشنبه 09 آذر 1391 ] [ 20:58 ] [ محمدحسین تقوایی ]
|
فروردین 1393 اسفند 1392 بهمن 1392 دی 1392 آذر 1392 آبان 1392 مهر 1392 شهریور 1392 مرداد 1392 تیر 1392 خرداد 1392 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 آذر 1391 آبان 1391 | |
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||