|
زلال حکمت | ||
|
بشنو راز حسینی که بپا ماتم از اوست راز او آنکه همه چیز ز بیش و کم ازوست گوبیاید به سرم آنچه که خوش مقدم ازوست به جهان خرم ازآنم که جهان خرم ازوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست ...گو که از دوست همی نیزه و خنجر بارد داغ صد اکبر و اصغر به دلم بگذارد من حسینم به سرم هر چه که خواهد آرد غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد ساقیا باده بده شادی آن کاین غم ازوست ...گر مرا پر بشود ساغر و پیمانه عمر من حسینم بزنم نار به کاشانه عمر "فاخری" عاشق مرگم نه که دیوانه عمر "سعدیا" سیل فنا گر بکند خانه عمر دل قوی دار که بنیاد بقا محکم ازوست مرحوم حجه الاسلام شیخ محمد جعفر فاخری فسایی(1290-1349ه.ش) را به حق میتوان فخر شاعران آیینی و اسوه حسنه مدیحه سرایان اهل بیت(ع)نامید.طبع روان،اندیشه والا،ذهن نقاد،تسلط بر دیوان های شاعران عرب و پارسی گوی،آشنایی با قرآن و حدیث و تسلط بر فنون شعر وشاعری فاخری را شاعری جاودانه ساخته است.اگر چه وی در تمام قالبها و موضوعات شعری طبع آزمایی کرده است،اما بی شک رمز ماندگاری فاخری آثار گرانبها و ارزشمندی است که در حوزه شعر آیینی به ویژه شعر عاشورایی از خود به یادگار گذاشته است. تا یکی دو دهه پیش عمده نوحه ها و مرثیه هایی که از حنجره ی مداحان و نوحه سرایان فسایی به گوش میرسید،عموما از سروده های مرحوم فاخری بود،اما افسوس که این شخصیت-به تعبیر دکتر رستگار فسایی-"بزرگ و ناشناخته"،امروز برای بسیاری از فسایی ها به ویژه مداحان اهل بیت(ع) همچنان ناشناخته مانده است.چاپ و نشر اثر تفسیری منظوم وی با نام "مرات المحبوب" یا "آیینه یوسفی" در سال 1364 به کوشش مرحوم سید محمد صادق رفیعی و همت جمعی از ارادتمندان وی و نیز معرفی فاخری در کتاب "پلکان های نقره ای" اثر ارزشمند استاد جواد جعفری فسایی(سها) نیز تاکنون نتوانسته غبار گمنامی را از چهره این شخصیت بزرگ بزداید. رمز توفیق مرحوم فاخری در خلق سروده های آیینی به ویژه عاشورایی های ماندگار را در سه چیز می توان بیان کرد: 1-نگاه خاص و متفاوت فاخری به نهضت عاشورا 2-زبان ویژه فاخری 3-تسلط وی بر ادبیات فارسی و عربی
[ جمعه 10 آذر 1391 ] [ 21:21 ] [ zolalehekmat ]
تا که بر دامن او دست تولا زده ایم رهی از دل به سوی عالم بالا زده ایم به هوای رخ او مست می "لا"شده ایم گام در مرتبه ی قدسی "الا" زده ایم تا ببینیم رخ هشت و چهار ازلی خیمه در صحن جنون بهر تماشا زده ایم تا دل غم زده بیت الحرم یار شود پای تاسر دل و دل نیز به دریا زده ایم جان ما را به شرار غمش افروخته اند زین شرر شعله به آفاق سراپا زده ایم نرگس مست تو دیدیم در آیینه ی دل طعنه بر دلبری نرگس لیلا زده ایم تا برآید ز پس پرده ز باران دو چشم آب بر خاک ره یوسف زهرا زده ایم ................................ سروده:محمد حسین تقوایی [ جمعه 10 آذر 1391 ] [ 11:46 ] [ zolalehekmat ]
هر چند عطش از او توان می گیرد او دست زمین و آسمان می گیرد با دیدن حنجرش پدر می میرد با خنده او دوباره جان میگیرد ............................ با شعله دل،دم از ستم سوزی زد بر خصم زبون رنگ سیه روزی زد هر چند اسیر بود ودستش بسته با خطبه ی خویش بانگ پیروزی زد .............................. آن آیت صبر جلوه ی بیداری می گشت به رگ رگ زمانه جاری ای عشق تو این قامت افراشته را از قامت خم گشته ی زینب داری .................................. با قامت خم شده سرافرازی کرد با آبروی یزیدیان بازی کرد بر چوبه ی محمل سر خود را کوبید این گونه به راه عشق سربازی کرد ................................. سروده: محمد حسین تقوایی [ جمعه 10 آذر 1391 ] [ 11:20 ] [ zolalehekmat ]
کتاب (حسین "علیه السلام"؛تفسیر فجر) اثر ارزشمند تحقیقی پژوهشی همشهری و دوست فرهیخته ام آقای ابراهیم الهیاری (اشک فسایی) منتشر شد. نویسنده در این اثر با رعایت ایجاز و تکیه بر منابع اصیل و نیز با نگاهی نو زندگی و شهادت امام حسین(ع) را مورد بررسی و تحلیل قرار داده است. وجود بخشی از سروده های آیینی این شاعر توانمند؛ حلاوت مطالعه کتاب را دو چندان میکند. انتشارات کعبه دل آن را منتشر کرده است. مطالعه این کتاب را به همه دوستداران اهل بیت(ع) توصیه میکنم.شماره تماس با نویسنده کتاب:09173302049 [ جمعه 10 آذر 1391 ] [ 09:28 ] [ zolalehekmat ]
حکمت 147 نهج البلاغه،طولانی ترین کلام حکیمانه ی امیر بیان حضرت علی(ع) در میان حکمت های نهج البلاغه میباشد. کمیل بن زیاد که از خواص اصحاب امام (ع) است،نقل میکند که امام(ع)دست مرا گرفت و به خارج از کوفه برد،آنگاه آه پر دردی کشید و سخنانی را بیان فرمود.در این مجال سیری داریم بر این گفتار حکیمانه ی امیر مومنان(ع): امام(ع) در بخش نخست این حکمت با تشبیه دل انسان به ظرف،بحث ظرفیت و شرح صدر را به طور اجمال مطرح میفرمایند و بهترین قلوب را پذیراترین آنها میدانند.سپس حضرت مردم را با سه دسته تقسیم میکنند.معیارامام(ع ) در این تقسیم بندی، علم و دانش اندوزی است،که این معیار نشانگر اهمیت دانش از دیدگاه اسلام میباشد."عالمان ربانی" اولین دسته از مردم هستند که از علم و دانش در جهت رسیدن به کمال انسانی بهره میبرند؛"دانشجویان الهی" که به همین انگیزه علم را از دانشمندان ربانی دریافت میکنند، گروه دوم از مردم میباشند و گروه سوم که خود را به نور دانش روشن نکرده اند و در پناهگاه مطمئن علم پناه نگرفته اند به تعبیر امام(ع)، "همج رعاع" یعنی پشه هایی هستند که با باد به هر سویی میروند و دنبال هر سر و صدایی راه می افتند. در بخش دوم این گفتار حکیمانه امام(ع) با دلایل روشنی برتری علم را بر ثروت بیان میکنند. از دیدگاه امام(ع)، علم از انسان محافظت میکند در حالی که انسان باید نگهبان ثروت باشد؛ علم با بخشش نقصان نمی پذیرد در حالی که ثروت با انفاق کاهش می یابد و نیز صاحبان ثروت با زوال ثروت نابود میشوند در حالی که دانشمندان تا روزگار باقی است،جاودانند. کمیل میگوید: امام(ع) در اینجا به سینه مبارک اشاره کردند و فرمودند: "در اینجا دانش فراوانی انباشته است،ای کاش کسانی را می یافتم که می توانستند آن را بیاموزند". آنگاه امام (ع) حاملان علم را به چهار گروه تقسیم بندی میفرمایند و هر گروه را به دلیلی شایسته حمل علم الهی نمی دانند: گروه اول؛ تیز هوشان غیر قابل اعتماد(که دین را وسیله دنیاطلبی قرار داده و با نعمت ها و حجت های الهی بر مردم فخر میفروشند) گروه دوم؛تسلیم شدگان بی بصیرت (که چون ژرف اندیشی لازم را در شناخت حقیقت ندارند،دچار شبهه و تردید در حق میشوند) گروه سوم؛ لذت جویان اسیر شهوت و گروه چهارم؛ ثروت اندوزان حریص هستند –که به تعبیا امام(ع) این دو گروه اخیر بیش از هر چیز به حیوانات شبیه هستند- و شایستگی و ظرفیت پذیرش دانش الهی را ندارند. در آخرین قسمت این گفتار حکیمانه امام (ع)، اهل بیت (ع) را به عنوان مصادیق اتم و اکمل "عالمان ربانی"معرفی می نمایند. امام(ع) آنها را "حجت های الهی" بر روی زمین میدانند که هرگز زمین از آنها خالی نخواهد بود.آنها کسانی هستند که علم با "حقیقت بصیرت" به سوی آنها هجوم آورده و روح یقین را دریافته اند؛ با بدن هایی زندگی میکنند که ارواحشان به عالم ملکوت پیوند خورده است و آنها جانشینان خدا بر روی زمین هستند. نوشته: محمد حسین تقوایی [ جمعه 10 آذر 1391 ] [ 07:02 ] [ zolalehekmat ]
پرواز عشق با پر گریه میسر است توبه به پای روضه اگر شد چه بهتر است این عشق پر بهاست،به عالم نمیدهم من طعم چای روضه به زمزم نمیدهم.... [ پنجشنبه 09 آذر 1391 ] [ 22:41 ] [ zolalehekmat ]
ناز نگهت به پای دل ریخته اند دامی ست که از برای دل ریخته اند هفتاد و دو جرعه از شراب ازلی در ساغر کربلای دل ریخته اند ................................................. من ماندم و دل،شکسته و شیدایی من ماندم و دل به وسعت تنهایی گر لطف تو ای عشق مدد فرماید زین پس من و لحظه های عاشورایی ............................................. وقتی به سر بریده میکرد نگاه میگشت ز راز عشق بازی آگاه هفتاد و دو غصه،یک دل دریایی لا حول و لا قوه الا بالله ............................................ تا قطره ای از عشق به آب و گل ماست دلدادگی و عشق و جنون حاصل ماست آری به خدا،خدا زیارت کرده ست شش گوشه ضریحی که درون دل ماست ........................................... ای هستی کربلا به هستت،زینب(س) ای خون حسین(ع) پای بستت،زینب(س) با خطبه ی آتشین حیدر وارت شد دیو ستم اسیر دستت زینب(س) ............................................. هفتاد و دو داغ گرچه اش پیر نمود با تیغ نگاه،کار شمشیر نمود با هیبت حیدری قدم بر میداشت این گونه امیر شام تحقیر نمود ........................................ در آتش عشق شعله ور میگردی از هر چه که هست بی خبر میگردی با قامت بی قعود تا شط رفتی با سجده ی بی رکوع بر میگردی ........................................ آن روز که پشت خیمه ها محشر بود هنگام عزا گرفتن کوثر بود یک عرش فرشته بود و یک مرد غریب تشییع جنازه ی علی اصغر بود ....................................... سروده ی محمد حسین تقوایی [ پنجشنبه 09 آذر 1391 ] [ 20:58 ] [ zolalehekmat ]
|
فروردین 1393 اسفند 1392 بهمن 1392 دی 1392 آذر 1392 آبان 1392 مهر 1392 شهریور 1392 مرداد 1392 تیر 1392 خرداد 1392 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 آذر 1391 آبان 1391 | |
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||