|
زلال حکمت | ||
|
چهره متواضع ؛ هنرمند ، علمی و متدین فرهیخته ارجمند فسایی جناب استاد ابوالقاسم آوند برای بیشتر اهل فسا چهره ای آشنا و مردمی می باشد.
فرصت و مجالی دیگر باید تا این چهره ماندگار فسا را معرفی کنم و چنین خواهم کرد.انشاالله. آنچه بهانه نگارش این سطور شد خبر افتخار آمیز کسب درجه استادی در شاخه شکسته نستعلیق توسط این هنرمند صاحبدل فسایی از سوی انجمن خوشنویسان ایران است. استاد ابوالقاسم آوند که مدرس موفق انجمن خوشنویسان در شهرستان فساست؛ کارشناس ارشد زبان انگلیسی و عضو هیأت علمی و استاد دانشگاه علوم پزشکی فسا نیز می باشد و در دفتر افتخارات خود برگ های زرینی از ترجمه و تألیف نیز دارد. هنر فاخر و قوت دست استاد آوند در خوشنویسی مجموعه رباعیات استاد جواد جعفری فسایی(سها) در کتاب (یک کوچه نگاه) الگویی ارزشمند برای اهل هنر می باشد.
ین موفقیت بزرگ و افتخار آمیز را به محضر ایشان تبریک می گویم و مخاطبان فرهیخته و هنردوست زلال حکمت را به تماشای آثاری چشم نواز از این استاد برجسته هنر خوشنویسی مهمان می سازم:
[ پنجشنبه 04 اردیبهشت 1393 ] [ 20:30 ] [ zolalehekmat ]
مردی از جنس خدا اول ابتدایی را تازه کرده و به اصطلاح با سواد شده بودم. صبح خنک یکی از روزهای اواخر اردیبهشت ماه؛مرحوم پدرم قبل از این که از خانه خارج شود با مهربانی مرا پیش خود نشاند،قرآن را باز کرد و دو بار شمرده شمرده پنج آیه اول سوره یس را برایم خواند و تأکید کرد که تا ظهر چند بار بخوانم تا یاد بگیرم. هرگز فراموش نمی کنم وقتی آیات اول سوره یس را برای پدرم صحیح خواندم؛ چقدر خوشحال شد. و گفت که این اول راه است برای ادامه باید هر شب به مسجد شیخ آباد بروی و در جلسه قرآن (آقای سیاح) قرآن خواندن را یاد بگیری. و این گونه بود که با مردی بزرگ آشنا شدم که حقی بزرگ بر گردنم دارد؛حق هدایت،حق آموزش قرآن...مرد وارسته ای که در محضر ملکوتی اش نه تنها قرآن بلکه اخلاق؛مردم داری،نیک اندیشی،اخلاص و صفای باطن را آموختیم و کاش شاگردی چنین تنبل نبودیم!... اغراق نکرده ام اگر بگویم تمام کسانی که در فسا و در دهه های 30 تا 70 قرائت صحیح قرآن را یاد گرفته اند در یکی از مساجد گلدسته؛حاج صادقی،شیرازی ها،جامع و این اواخر مسجد شیخ آباد جلسات شبانه آموزش قرآن این مرد با اخلاص را درک کرده اند.
رحوم استاد حاج غلام عباس نمازی معروف به (سیاح) به شهادت شناسنامه اش در چهارم میزان سال 1303 شمسی در فسا به دنیا آمد و در طول 74 سال عمر با برکت منشأ خدمات معنوی و قرآنی بسیاری شد که نام وی را تا ابد ماندگار و محبت و یادش را در دل های اهل قرآن جاودانه کرده است: ان الذین امنوا و عملواالصالحات سیجعل لهم الرحمن ودا
آنان که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند؛خدای رحمان آنها را محبوب(دل های مردم) می گرداند.(مریم-96)
مرحوم سیاح در اوان جوانی به کسب و کار و امور نگارش و حسابداری تجار و کسبه بازار فسا مشغول شد و همزمان بنای خیر و مقدس جلسات قرآن را در مساجد فسا نهاد؛اولین پایگاه قرآنی وی مسجد گلدسته بود آنجا که مرادش مرحوم حجت الاسلام شیخ میرزا محمد جعفر فاخری فسایی(ره) به اقامه جماعت و تبلیغ معارف دین می پرداخت. و آخرین پایگاهش مسجد شیخ آباد بود که از حدود سال 1357 به دعوت مرحوم حجت الاسلام حاج شیخ شکرالله رضایی به آنجا آمد و تا آخر عمر در آن مکان مقدس به ترویج معارف ناب قرآنی همت گماشت.
عشق مرحوم نمازی به قرآن و آموزش آن موجب شد تا بعد از مدتی کسب و کار را کنار گذارد و شبانه روز به امر مقدس آموزش کلام وحی و ترویج آموزه های ناب اسلامی بپردازد.
این چهره تأثیرگزار قرآنی اگرچه هرگز ازدواج نکرد؛اما شاگردانی را تربیت کرد که هر کدام مصداق اتم و اکمل (باقیات الصالحات) برای این مرد الهی به شمار می آیند. ارتباط با خدا؛انس با قرآن،عشق به اهل بیت(ع)،حضور مداوم معنویت در زندگی وی،اخلاق پیامبرگونه او،شرح صدر کم نظیر و نوای ملکوتی قرآن وی چنان محافل قرآنیش را جذاب ساخته بود که اگر شبی فرصت حضور در محضر مرحوم سیاح از دست می رفت، غبطه و حسرت می خوردیم! فراموش نمی کنم سال دوم ابتدایی در یک شب زمستان که به علتی دیر به مسجد رفتم؛ از ترس این که مبادا به جلسه قرآن مرحوم نمازی نرسم چنان عجله کردم که به زمین خوردم و عینکم شکست! روح بزرگ و شرح صدر کم نظیر مرحوم سیاح؛همیشه برای من آیه (ان الذین قالوا ربناالله ثم استقاموا...) را تداعی می کرد. چنان مقید بود که هر شب به جلسه قرآنش به موقع برسد که تعجب همه را بر می انگیخت. فراموش نمی کنم در سیل شدید سال 1365 که یک هفته تمام شهر فسا تعطیل یا نیمه تعطیل بود؛فقط دو شب جلسه مرحوم سیاح تشکیل نشد! بقیه شب ها با وجود بارندگی شدید باز هم به مسجد می آمد و جلسه را برگزار می کرد. بر صرف و نحو عربی تسلطی نسبی داشت و جامع المقدمات را در محضر مرحوم آیت اله نظام و مرحوم حجت الاسلام حاج شیخ شکرالله رضایی خوانده بود و گاهی میان تلاوت دوستان به نکات ظریفی از صرف و نحوآیات اشاره می نمود. شعر را دوست داشت و ابیات بسیاری را از شاعران مختلف چون سعدی و حافظ و مولوی و شهریار و... در حافظه داشت.یادش بخیر هر سال در ماه مبارک رمضان بعد از نماز ظهر و عصر جلسه قرآن بود و بعد از قرآن؛ مشاعره! مشاعره هایی که گاه نزدیک اذان مغرب ادامه پیدا می کرد... مرحوم نمازی در اصلاح اشتباهات افراد در هنگام تلاوت قرآن شیوه ای منحصر به فرد داشت؛ وقتی کسی اشتباه می خواند با ملایمت می گفت: (اعاده بفرما) و آن شخص دوباره تکرار می کرد،اگر باز هم اشتباه می خواند،حرف به حرف و علامت به علامت او را راهنمایی می کرد تا خودش به تلفظ صحیح کلمه برسد و اگر با این شیوه باز هم غلط می خواند آنگاه خود مرحوم سیاح،کلمه را با تلفظ صحیح قرائت می کرد. هرگز لذت جایزه هایی را که از مرحوم سیاح گرفتم؛ فراموش نخواهم کرد! اگر به آیه ای مشکل می رسیدیم و درست می خواندیم گاهی چند عدد شکلات؛گاهی خودکار یا مداد و گاهی هم اسکناسی ده تومانی از ایشان هدیه می گرفتیم. خانه کوچک و قدیمی اما با صفا و سرشار از معنویت مرحوم نمازی محل اجتماع دوستان وی و دوستداران قرآن بود و چقدر خاطرات شیرین و فراموش ناشدنی که از این بیت معنوی و با صفا در ذهن بسیاری از دوستان باقی مانده است. بی تردید روح بلند و با صفای مرحوم نمازی در ثواب و فضیلت جلسه باشکوه و کم نظیر دعای ندبه حرم مطهر حضرت شاهزاده قاسم(ع) فسا؛سهیم و شریک است زیرا بنای این امر خیر به دست مرحوم سیاح گذاشته شد؛ حضور مرحوم نمازی و تعدادی از جوانان مسجد شیخ آباد صبح های جمعه در حرم مطهر و نوای زیبای ندبه این مرد الهی آغازگر این حرکت مقدس بود و همکار فرهیخته و مداح با اخلاص اهل بیت(ع)؛جناب حاج محمود صدقی از این محافل خاطراتی شنیدنی دارند.
(مرحوم سیاح و مداح اهل بیت"ع" حاج محمود صدقی) روح آسمانی مرحوم حاج غلام عباس نمازی(سیاح) در بیست و پنجم تیرماه 1377 در جوار رحمت واسعه حضرت دوست آرام گرفت وپیکر پاک وی که با عطر قرآن آغشته شده بود، در صحن مقدس حضرت شاهزاده قاسم(ع) به خاک سپرده شد. روحش شاد و با صاحب قرآن همنشین و محشور باد.
[ چهارشنبه 03 اردیبهشت 1393 ] [ 17:24 ] [ zolalehekmat ]
عزاداری؛همراه با طبل و دمام : ممدوح یا مذموم؟
اشاره طبل و دمام از آلات موسیقی و جزء سازهای کوبه ای هستند که در جنوب ایران (برازجان و بوشهر) رایج و در مراسم عزاداری از دیر باز مورد استفاده قرار می گرفته اند. چند سالی است یکی از مداحان مشهور کشوری در تهران نیز مبادرت به خواندن با همراهی طبل و دمام نموده و این موضوع اخیرا به شهرستان ها نیز سرایت کرده است و در ایام فاطمیه دوم امسال در یکی از هیأت های مطرح شهرمان فسا،شاهد اجرای نوحه سرایی با طبل و دمام توسط یکی از مداحان بزرگوار شهرستان بودیم. این موضوع بالطبع موافقان و مخالفانی دارد و این نوشتار با نگاه و رویکردی متفاوت به واکاوی این موضوع می پردازد. طبل و دمام از نگاه فتوا معمولا اولین دلیل موافقان استفاده از طبل و دمام در عزاداری ها؛ نظر موافق برخی از مراجع عظام تقلید در این باره است. مراجعه به فتاوای حضرات مراجع نشان می دهد که هیچ کدام از آن بزرگواران،بی قید و شرط استفاده از طبل و دمام را جایز ندانسته اند. حضرات آیات عظام بروجردی(ره)؛ تبریزی(ره)، وحید خراسانی و صافی گلپایگانی مطلقا استفاده از طبل و دمام را جایز نمی دانند. حضرت آیة الله صافی تأکید دارند که مجالس عزای اهل بیت(ع) باید ساده و بی پیرایه و به دور از آلات موسیقی برگزار گردد. بیشتر مراجع بزرگوار استفاده از طبل و دمام را به شرط این که از آلات لهو و لعب محسوب نشوند؛استفاده از آنها وهن مذهب نباشد و به طور متعارف و برای هماهنگی دسته جات استفاده شود بلا مانع می دانند(حضرات آیات امام خمینی"ره" ؛مکارم شیرازی،سید صادق شیرازی و...) رهبر معظم انقلاب در پاسخ به این پرسش که: استفاده از ادوات موسیقی (محلی یا غیر آن) نظیر طبل،سنج،دمام و...برای عزاداری ابا عبدالله(ع) در هیأت ها چه حکمی دارد؟ کلامی تأمل برانگیز می فرمایند: استفاده از آلات موسیقی ،مناسب با عزاداری سالار شهیدان(ع) نیست و شایسته است مراسم عزاداری به همان صورت متعارفی که از قدیم متداول بوده برگزار شود.البته استفاده از طبل و سنج به نحو متعارف اشکال ندارد. لازم به ذکر است بنا به نقل پایگاه اطلاع رسانی (شیعه آنلاین shia-onlini.ir ) رهبر انقلاب در دیداری که با همان مداح مطرح کشور داشته اند به ایشان تذکر داده اند که از طبل و دمام استفاده نکن و ایشان نیز پذیرفته اند. لزوم حفظ شأن اهل بیت(ع) در مجالس از بحث فقهی موضوع که بگذریم؛ به راستی آیا با توجه به سیره اهل بیت(ع)،استفاده از آلات موسیقی با شأن اهل بیت(ع) و مجالس منتسب به آن بزرگواران همخوانی دارد؟ آیا ما می توانیم به بهانه رونق بخشیدن به محافل اهل بیت(ع) و جذب مخاطب به هر وسیله ای متوسل شویم؟ و آیا هدف؛ وسیله را توجیه می کند؟ دغدغه های استاد شهید مطهری (ره) را در (حماسه حسینی) فراموش نکنیم و باور کنیم فردای قیامت ما را به خاطر (گریه نکردن مردم) بازخواست نمی کنند ولی به چه وسیله ای (چه از جهت محتوا و سبک و چه از جهت نوع برگزاری مراسم) مردم را گریاندیم و مجلس عزای اهل بیت(ع) را رونق بخشیدیم، باید پاسخ گو باشیم. گاهی استدلال می شود که برای جذب جوانان به مجالس اهل بیت(ع) باید به شیوه ها و سبک های نو متوسل شد؛آری اما به چه قیمتی؟ و آیا فراوانی و تنوع این سبک ها چه میزان به معرفت بخشی در مخاطبان مؤثر بوده است؟ کلام رهبر انقلاب باید سرلوحه کار مداحان و متولیان هیأت ها قرار گیرد: (استفاده از آلات موسیقی ،مناسب با عزاداری سالار شهیدان علیه السلام نیست...) فرهنگ عزاداری و رسالت مداح محبت مردم ولایتمدار ایران به اهل بیت(ع) و تلاش آنها در جهت تعظیم شعائر الهی؛ در هر منطقه از کشور اسلامیمان فرهنگی را در عرصه مراسم مذهبی ایجاد کرده که (فرهنگ عزاداری) بخشی از آن فرهنگ مقدس محسوب می شود.و ساکنان هر بخش از ایران اسلامی به گونه ای متفاوت با دیگران عزاداری می کنند و آنچه مهم است – چنان که پیشتر اشاره شد – هماهنگ بودن این فرهنگ ها با شرع مقدس و شأن والای اهل بیت(ع) می باشد. بی تردید بزرگترین وظیفه و رسالت در حفظ این میراث های مقدس فرهنگی در هر شهر و دیار؛ ابتدا به عهده مداحان اهل بیت(ع) است. مداحان اهل بیت(ع) به عنوان پرچمداران فرهنگ تعظیم شعائرالله؛ مسئولیتی بزرگ را پذیرفته اند و باید با آگاهی؛روشن بینی و اخلاص در انجام این رسالت مهم گام بردارند. گاه شاهد هستیم که برخی مداحان به واسطه تقلید از مداحان مشهور در یک شهر و دیار به ترویج سبکی پرداخته اند که مردمان آنجا به سختی با آن سبک ارتباط برقرار می کنند. البته این مطلب منافاتی با نوآوری و ابتکار ندارد و مداحان هوشمند می توانند ضمن ارائه سبک های نو و هماهنگ با شأن اهل بیت(ع) به حفظ فرهنگ عزاداری و سبک سنتی شهر و دیار خود بپردازند. تأثیر کاربردی مجالس اهل بیت(ع) در زندگی؛فضیلت فراموش شده متأسفانه بسیاری از مداحان و متولیان هیأت ها فراموش کرده اند که والاترین هدف از تشکیل مجالس اهل بیت(ع) ؛ تأثیر کاربردی سیره اهل بیت(ع) در زندگی ماست. شعار (عزاداری را زنده نگه داریم) شعار مهمی است؛اما مهم تر از آن شعور(عزاداری ما را زنده نگه دارد) است و این هر دو باید سرلوحه کار قرار گیرد. نتیجه ی این که فقط بخواهیم (عزاداری را زنده نگه داریم) این است که برای تحقق این امر و جذب مخاطب به هر وسیله ای متوسل می شویم: از گدایی سبک و آهنگ از خوانندگان مبتذل تا هروله و (شور)های بدون (شعور)؛ از تکرار نامناسب نام (حسین) تا ورود اشعار موهن و غلو آمیز به عرصه مداحی و از ارائه روضه های بی سند تا استفاده از طبل و دمام و... خداوند همه خادمان به قرآن و اهل بیت(ع) را سلامت؛توفیق، روشن بینی و آگاهی عنایت فرماید. پی نوشت: یک نکته تخصصی بررسی های نگارنده این سطور که خود دستی در مداحی دارد نشان می دهد که همراهی طبل و دمام؛ القا کننده حالتی حماسی به مخاطب است. اما بیشتر شعرهایی را که با همراهی طبل و دمام شنیده ام کمتر حالت حماسی دارد و بیشتر بیان کننده مصائب هستند: مشکی به دوش و روی مرکب ناگه عمودی روی سر آمد... [ یکشنبه 24 فروردین 1393 ] [ 18:29 ] [ zolalehekmat ]
فسا : امروز؛ به روایت تصاویر باز این چه شورش است...امروز عاشورای فاطمی است؛روز بی مادری شیعه... همه آمده اند تا از کوثر محبت فاطمی سیراب شوند؛از مسجد جامع تا شاهزاده قاسم(ع) غم بی مادریمان را ندبه خواندیم:
مگر می شود عزای مادر بدون یاد ارباب؟
پرچم ارباب ما از همه بالاتر است:
در بیت الحسن(ع) فضائل فاطمی را شنیدیم و بر مظلومیت مادرمان گریستیم:
من از کودکی عاشقت بوده ام:
[ جمعه 15 فروردین 1393 ] [ 07:03 ] [ zolalehekmat ]
سرور بانوان عالم کیست؟
حضرت زهرا(س) یا حضرت مریم(س)؟
(سیدة نساء العالمین) از القاب مشهور حضرت زهرا(س) است که این لقب برتری آن حضرت بر تمام زنان عالم متذکر می شود.در روایات بسیاری از حضرات معصومین (ع) حضرت زهرا(س) به این عنوان معرفی شده اند.( به عنوان نمونه ر.ک: الوسوعة الکبری عن فاطمة الزهرا تألیف اسماعیل انصاری زنجانی جلد 19 فصل اول ) از طرفی قرآن در آیه 42 سوره آل عمران؛حضرت مریم(س) را به عنوان (برترین زن عالم) معرفی می نماید: و اذ قالت الملائکة یا مریم ان الله اصطفیک و طهرک واصطفیک علی نساء العالمین (و "به یاد آور" هنگامی را که فرشتگان گفتند: ای مریم! خدا تو را برگزیده و پاک ساخته و بر تمام زنان جهان برتری داده است) بیشتر مفسران شیعه در تفسیر این آیه معتقدند که برتری مریم(س) فقط بر زنان هم عصر خودش بوده است و برای اثبات برتری حضرت زهرا(س) بر تمام زنان عالم به احادیث منقول از امامین صادقین(ع) متوسل می شوند.از جمله آن احادیث؛حدیثی است از امام صادق(ع) در تفسیر نور الثقلین جلد اول صفحه 336 که این حدیث را علامه مجلسی نیز در جلد دهم بحارالانوار صفحه 24 نقل کرده است: اما مریم کانت سیدة نساء زمانها اما فاطمة فهی سیدة نساء العالمین من الاولین و الآخرین (اما مریم برترین بانوی زنان زمان خود بود ولی فاطمه"س" بانوی همه بانوان جهان از اولین و آخرین آنهاست.) در تفسیر نمونه جلددوم صفحه 410 در تفسیر کلمه (العالمین) آمده است: (...کلمه "العالمین" نیز هیچ گونه منافاتی با این سخن ندارد؛زیزا این کلمه در قرآن و عبارات معمولی به معنای مردمی که در یک عصر و زمان زندگی می کنند آمده است...) تا آنجا که نگارنده این سطور به تفاسیر شیعه مراجعه کرده است هیچ یک از تفاسیر معتبر (برتری حضرت فاطمه"س" را بر تمام زنان عالم) به شیوه قرآن با قرآن مورد بررسی قرار نداده اند و چنان که ذکر شد همه مفسران برای اثبات این موضوع به احادیث متوسل شده اند و بدیهی است که بحث و جدل با مغرضان و مخالفان از طریق حدیث سودی ندارد و آنها را قانع نمی کند. پژوهشگر فرهیخته حوزه علوم قرآنی و حدیث؛جناب دکتر ولی الله نقی پورفر در کتاب تحقیقی-علمی (بررسی شخصیت اهل بیت"ع" در قرآن به روش قرآن به قرآن) با نگاهی تازه به این موضوع پرداخته و به شیوه تفسیری قرآن با قرآن؛برتری حضرت زهرا(س) را بر تمام زنان عالم اثبات نموده اند. (ر.ک: بررسی شخصیت اهل بیت"ع" در قرآن به شیوه قرآن به قرآن؛دکتر ولی الله نقی پورفر؛انتشارات مرکز آموزش مدیریت دولتی؛چاپ دوم؛1380؛صص 90 تا 93) از دیدگاه ایشان در آیه 42 سوره آل عمران؛این که منظور از تعبیر (نساء العالمین)،همه زنان اولین و آخرین باشند،نه تنها دلیلی بر آن نیست بلکه قرائن متقن قرآنی برتر از حضرت مریم(س) را به ما معرفی می نماید. در آیه 43 سوره آل عمران و در ادامه بحث برتری مریم(س) بر بانوان عالم؛ می خوانیم: یا مریم اقنتی لربک واسجدی وارکعی مع الراکعین (ای مریم! برای پروردگارت فروتن و مطیع باش و سجده نمای و با کرنش کنندگان کرنش نمای) درباره (معیت مریم با رکوع کنندگان) نظرات تفسیری مختلفی مطرح شده است؛ برخی مقصود از آن را پیوستن مریم(س) به نماز جماعت می دانند(که صاحب مجمع البیان آن را رد می کند)،بعضی گفته اند که یعنی همانند رکوع کنندگان در برابر خدا رکوع کن(نظر مرحوم طبرسی در مجمع البیان)و... آنچه مسلم است در قرآن امر به (معیت با رکوع کنندگان) در دو جا آمده است که در هر دو جا نیز بحث (برتری) مطرح است؛یکی همین آیات مورد بحث و دیگری آیات 43 تا 47 سوره بقره که در آنجا نیز بحث (برتری بنی اسرائیل بر تمام امت ها) مطرح است. موضوع (معیت با رکوع کنندگان) که صرفا در همین دو مورد در قرآن آمده است برای جلوگیری از توهم برتری مطلق آنان می باشد. به شهادت آیه ولایت(آیه 55 سوره مائده)؛مقصود از رکوع کنندگان،اهل بیت(ع) می باشند: انما ولیکم الله و رسوله و الذین امنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوة و هم راکعون(55 مائده) امر به حضرت مریم(س) نسبت به معیت با رکوع کنندگان؛دلالت بر بر برتری مقام رکوع کنندگان(اهل بیت"ع") نسبت به مقام حضرت مریم(س) دارد و اگر چنین نبود،امر به معیت موضوعیتی نداشت و قدر متیقن از حضور زنان در عنوان خاص (اهل بیت"ع")؛ به اتفاق شیعه و سنی،وجود مقدس حضرت زهرا(س) می باشد. پس حضرت زهرا (س) برتر از حضرت مریم(س) و مطلقا سرور بانوان اولین و آخرین می باشد واین همان چیزی است که در احادیثی که ذیل تفسیر این آیات آمده است. ذکر شخصیت حضرت مریم(س) در قرآن؛ در حقیقت مقدمه شناخت شخصیت حضرت زهرا(س) می باشد؛آنجا که زکریای نبی(ع) از عظمت مقام مریم(س) به حیرت دچار می شود(ر.ک : آیه 37 آل عمران)؛دیگر سخن گفتن از حضرت زهرا(س) چگونه است؟ افتخار مریم(س)؛مادری حضرت عیسی روح الله(ع) است و حضرت زهرا(س) مادر حسنین(ع) که به شهادت شیعه و سنی،سرور جوانا اهل بهشت اند. و این چنین است که به دلالت منابع شیعه و سنی؛فرزند مریم عذزا(س) در معیت فرزند زهرا(س)- حضرت ولی عصر"عج"- خواهد بود؛هم چنان که مریم(س) نیز امر به معیت با حضرت زهرا(س) و اهل بیت(ع) شده است: یا مریم اقنتی لربک واسجدی و ارکعی مع الراکعین
[ چهارشنبه 13 فروردین 1393 ] [ 10:34 ] [ zolalehekmat ]
معرفی کتاب (زندگانی فاطمه زهرا "ع" ) اثر محمد قاسم نصیرپور
(...مورخ معروف اهل سنت ابن قتیبه دینوری-متوفای 286ه.ق- می نویسد عمر به ابوبکر گفت:بیا(برای عیادت) به حضور فاطمه(س) برویم،به درستی که ما او را به خشم آوردیم.
آنگاه هر دو به سوی خانه فاطمه(س) رفتند و از فاطمه(س) اجازه حضور خواستند،فاطمه(س) به آنها اجازه نداد،آنان نزد علی رفتند و او با فاطمه(س) صحبت کرد و سپس آنان را به خانه حضور فاطمه(س) برد .هنگامی که نشستند زهرا(س) صورت خود را از آنان برگردانید و رو به دیوار کرد.آنان سلام کردند اما فاطمه(س) پاسخشان را نگفت...)
آنچه از نظر گذشت منتخبی بود از کتاب تحقیقی-علمی (زندگانی فاطمه زهرا"ع" ) اثر حجت الاسلام محمد قاسم نصیر پوراز انتشارات دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی.
بی تردید این کتاب و کتاب زندگانی حضرت فاطمه(س) از دکتر سید جعفر شهیدی را می توان از تحقیقی ترین منابع در این حوزه دانست.
کتاب (زندگانی فاطمه زهرا"ع") تألیف محمد قاسم نصیرپور که مزین به مقدمه و تقریظ مرجع فقید حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی(ره) می باشد؛به بررسی و تحلیل زندگی بانوی بزرگ اسلام حضرت زهرا(س) پرداخته و به ویژه وقایع بعد از رحلت پیامبر اکرم(ص) مانند سقیفه بنی ساعده،هجوم و احراق بیت حضرت زهرا(س)،غصب فدک،خطبه حضرت زهرا(س) در مسجد مدینه(=خطبه فدکیه) را از منابع شیعه و سنی مورد بازخوانی و تحلیل قرار داده است.
نویسنده در پیشگفتار کتاب می نویسد:
(...این کتاب با شتابزدگی نگاشته نشده است و از این رو بر پایه قدیمی ترین و معتبرترین اسناد استوار است.به علاوه تنها بیان واقعه نیست بلکه به تجزیه و تحلیل وقایع می پردازد...)
نویسنده در نگارش این اثر تحقیقی به 115 منبع معتبر از کتب تاریخی و روایی شیعه و سنی مراجعه نموده است. صحیح بخاری،مسند احمد بن حنبل،سنن ابی داود،صحیح ترمذی،الامامة و السیاسة ابن قتیبه دینوری، تاریخ یعقوبی،تاریخ الامم و الملوک طبری،بلاغات النساء طیفوری،شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید،تفسیر الدر المنثور سیوطی و... از جمله منابع مرجع این کتاب از بزرگان اهل تسنن است. اصول کافی،امالی شیخ طوسی و شیخ مفید،تفسیر مجمع البیان طبرسی،الغدیر علامه امینی،منتهی الامال محدث قمی، و تفسیر المیزان علامه طباطبایی و... نیز از مهم ترین منابع شیعی این کتاب ارزشمند می باشند.
این کتاب در ده فصل و 160 صفحه نگاشته شده و از منابع مهم و معتبر تاریخ اسلام به ویژه زندگی حضرت زهرا(س) محسوب می گردد.
[ سهشنبه 12 فروردین 1393 ] [ 13:57 ] [ zolalehekmat ]
گزارشی از نشست هماد(انجمن) نویسندگان فسایی سومین نشست هماد( انجمن ) نویسندگان؛مترجمان،مؤلفان و پدید آورندگان آثار هنری فسایی امروز صبح در سالن اجتماعات اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان فسا برگزار شد. (از راست: آقایان کرامت الله کشاورزی،عبدالرضا و عباس بردبار از پیش کسوتان فرهنگی و اهل قلم)
این گردهمایی با تلاوت آیاتی از قرآن کریم (و البته با تأخیر!) و پخش سرود افتخار آفرین جمهوری اسلامی آغاز شد و تا اذان ظهر ادامه یافت.
اگر چه این نشست فرصت مغتنمی بود برای دیدار مجدد فسایی های اهل قلم و نیز بازدید از نمایشگاه آثار نوشتاری آنها؛اما متأسفانه به دلیل تأخیر در شروع برنامه و عدم مدیریت زمان توسط برخی از سخنرانان ،فرصت انجام انتخاب هیأت مدیره انجمن فراهم نشد و به گردهمایی بعدی موکول گردید.
از ویژگی های ارزشمند این نشست،مجری توانای آن یعنی استاد جواد جعفری فسایی(سها) بود که با قرائت سروده هایی از خودشان و سایر شاعران صاحب ذوق فسایی؛حال و هوایی شاعرانه و بهاری به این نشست بخشیدند.
اولین سخنران این نشست فرهنگی ریاست محترم اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی فسا جناب رحمانی بود که ضمن خیر مقدم به اصحاب قلم؛و تأکید بر این موضوع که باید حاصل چنین نشست هایی شناختن و شناساندن بزرگان فسا به نسل امروز از طریق برگزاری همایش های بزرگداشت آنها باشد؛مژده برپایی همایش بزرگداشت دو چهره برجسته فسا مرحوم حضرت آیت الله حاج میرزا محمود نظام(ره) و مرحوم حجت الاسلام میرزا محمد جعفر فاخری فسایی(شاعر ؛نوحه سرا ،خطیب و دانشمند برجسته فسا) را در اردیبهشت ماه امسال را دادند.
دیگر سخنران این محفل فرهنگی؛عضو هیأت مؤسس این انجمن جناب آقای جلیل رضا زاده بودند که ضمن ارائه گزارش از فعالیت های جاری و آتی انجمن،به ذکر نکات قوت اهالی قلم فسایی و تأثیرگزاری آنها در عرصه اندیشه و فرهنگ اشاره کردند.
(از راست: دکتر محسن تهمتن، ابوالقاسم آوند و سید مجتبی حسینی ارسنجانی لز نویسندگان و هنرمندان فسایی)
در طول این نشست سه چهره پیش کسوت اهل قلم آقایان دکتر اصغر مصلح و دکتر غلام حسین بردبار و خانم زیبا فلاحی در جایگاه ویژه نشست حاضر بودند و هر کدام به ایراد سخن پرداختند.
(خانم زیبا فلاحی،دکتر بردبار و دکتر مصلح از پیش کسوتان اهل قلم در جایگاه ویژه)
آقایان کشاورزی؛محب زاده،حسینی ارسنجانی،عزیزی،نوری(عضو هیأت مؤسس)،محمدی(رئیس شورای اسلامی فسا)،رحمدار(عضو هیأت مؤسس)؛پاک آیین و خانم دکتر عباس نژاد به بیان دیدگاه های خود پرداختند.
(آقایان مطبوعی"شاعر اهل بیت و نویسنده" ؛امینی نژاد"نویسنده و رئیس آموزش و پرورش فسا در تصویر دیده می شوند.)
در این جلسه از سوی هیأت مؤسس انجمن نویسندگان فسایی به اداره فرهنگ و ارشاد و نیز شورای اسلامی شهرستان فسا پیشنهاد شد تا چنین روزی را به عنوان (روز فرهنگ فسا) نامگذاری نمایند. برپایی نمایشگاه آثار نوشتاری منتشر شده نویسندگان فسایی و پخش کلیپ پیرامون این آثار از مهم ترین برنامه های جنبی این نشست بود که مورد توجه و استقبال قرار گرفت.
[ پنجشنبه 07 فروردین 1393 ] [ 17:38 ] [ zolalehekmat ]
تعطیلات نوروز فرصتی فراهم شده است تا بیشتر با استاد سخن سعدی بزرگ مأنوس باشم. امروز این غزل زیبای سعدی را بازخوانی می کردم و آنقدر مسحور و فریفته زیبایی های آن شدم که حیفم آمد شما دوستان صاحبدل را در این لذت شریک نسازم.این غزل زیبا تقدیم به شما فرهیختگان صاحبدل:
تا کی روم از عشق تو شوریده به هر سوی تا کی دوم از شور تو دیوانه به هر کوی صد نعره همیآیدم از هر بن مویی خود در دل سنگین تو نگرفت سر موی بر یاد بناگوش تو بر باد دهم جان تا باد مگر پیش تو بر خاک نهد روی سرگشته چو چوگانم و در پای سمندت میافتم و میگردم چون گوی به پهلوی خود کشته ابروی توام من به حقیقت گر کشتنیم بازبفرمای به ابروی آنان که به گیسو دل عشاق ربودند از دست تو در پای فتادند چو گیسوی تا عشق سرآشوب تو همزانوی ما شد سر برنگرفتم به وفای تو ز زانوی بیرون نشود عشق توام تا ابد از دل کاندر ازلم حرز تو بستند به بازوی عشق از دل سعدی به ملامت نتوان برد گر رنگ توان برد به آب از رخ هندوی
[ دوشنبه 04 فروردین 1393 ] [ 15:56 ] [ zolalehekmat ]
سلام بر دوستان ارجمند و مخاطبان فرهیخته (زلال حکمت).
در آستانه حلول بهار معرفت آفرین طبیعت و آغاز سال نو؛ قصیده زیبایی از استاد سخن حضرت سعدی(علیه الرحمة) را به پیشگاه شما خوبان تقدیم می دارم و سالی سرشار از معرفت،محبت و آرامش را برایتان آرزومندم.
بامدادان كه تفاوت نكند لیل و نهار
كه تواند كه دهد میوه الوان از چوب؟
[ سهشنبه 27 اسفند 1392 ] [ 16:28 ] [ zolalehekmat ]
شهادت حضرت زهرا(س) افسانه نیست!
باز خواني گوشه هايي از حوادث هجوم به خانه ي حضرت زهرا(س) در منابع اهل سنت ..........................................
اشاره: شهادت مظلومانه حضرت زهرا(س)؛ ناگوارترين ثمره ي انحراف رهبري امت اسلام بعد از رحلت رسول اكرم (ص) و از مسلمات تاريخ اسلام است. اگر چه امروز برخي مغرضان شبهه ي (افسانه ي شهادت) را القاء مي كنند اما حوادث هجوم و احراق آنچنان روشن است كه حتي منابع اهل سنت نيز به بيان گوشه هايي از آن برداخته اند. آنچه بيش رو داريد بازخواني تصوير هايي از اين وقايع ناگوار، از منابع تاريخي اهل سنت است. ...............
1)حوادث هجوم در (الامامة و السياسة) ابن قتيبه دينوري: مورخ شهير عبدالله بن مسلم بن قتيبه دينوري(212-276) از بزرگان ادب و نويسندگان مشهور اهل سنت در حوزه تاريخ اسلام است. وي در صفحات 12 و 13 كتاب الامامه و السياسه (چاب مكتبه تجاريه كبري، قاهره) مي نويسد: " ان ابابكر (رض) تفقد قوما تخلفا عن بيعته عند علي كرم الله وجهه فبعث اليهم عمر فجاء فناداهم و هم في دارعلي؛ فابوا ان يخرجوا فدعا بالحطب و قال: والذي نفس عمر بيده لتخرجن او لاحرقنها علي من فيها.فقيل: يا اباحفص ان فيها فاطمه فقال: وان" (ابوبكر از كساني كه از بيعت با او سر برتافتند و در خانه ي علي"ع" گرد آمده بودند، سراغ گرفت و عمر را به دنبال آنان فرستاد، او به در خانه ي علي آمد و همگان را صدا زد كه بيرون بيايند و آنان بيرون نيا مدند. در اين هنگام عمر هيزم طلبيد و گفت: به خداي كه جان عمر در دست اوست بيرون بياييد يا خانه را با هر كه در آن است آتش مي زنم! مردي به عمر گفت: اي اباحفص! در اين خانه فاطمه است.گفت: باشد!
2)حوادث هجوم در تاريخ طبري:
محمد بن جرير طبري(متوفاي 310) در جلد 2 تاريخ طبري صفحه 443(چاب بيروت) چنين مي نويسد:
" اتي عمر بن الخطاب منزل علي و فيه طلحه والزبير و رجال من المهاجرين، فقال: والله لاحرقن عليكم او لتخرجن الي البيعه..."
(عمر بن خطاب به خانه ي علي آمد در حالي كه گروهي از مهاجران در آنجاد گرد آمده بودند.وي رو به آنان كرد و گفت: به خدا قسم خانه را به آتش مي كشم مگر اين كه براي بيعت بيرون بياييد...)
3)حوادث هجوم در (ميزان الاعتدال ) ذهبي:
ذهبي در جلد اول ميزان الاعتدال صفحه 139روايت شماره ي 552 از محمد بن احمد كوفي نقل مي كند كه در محضر احمد بن محمد معروف به ابن ابي دارم؛ محدث كوفي(ممتوفاي 357)، اين خبر خوانده شد:
"ان عمر رفس فاطمه حتي اسقطت بمحسن..."
(عمر لگدي بر فاطمه زد و او محسن را سقط كرد...)
4)حوادث هجوم در مروج الذهب مسعودي:
مسعودي (متوفاي 325) در جلد 2 مروج الذهب صفحه ي 301 (چاب دار الاندلس بيروت) از ابوبكر در حال احتضار نقل مي كند كه وي آرزو مي كرد اي كاش سه كار را انجام نمي دادم؛ يكي از آن سه كار اين بود:
"...فوددت اني لم اكن فتشت بيت فاطمه..."
(اي كاش هتك حرمت خانه ي فاطمه را نمي كردم...)
5)حوادث هجوم در كتاب الامام علي عبدالفتاح عبدالمقصود:
وي در جلد چهارم اين كتاب صفحات 276 و 277 حوادث هجوم را به طور مشروح آورده است؛ از جمله بعد از شرح اين كه عمر به در خانه آمد و تهديد به سوزاندن كرد؛ مي نويسد:
" ... و قيل : يا ابا حفص! ان فيها فاطمه...فصاح لا يبالي: وان... و اقترب و قرع الباب ثم ضربه واقتحمه... و بدا له علي...و رن حين ذاك صوت الزهراء عند مدخل الدار فان هي الا طنين استغاثه..."
(...گفته شد: اي اباحفص!فاطمه در اين خانه است! بي پروا فرياد زد: باشد! نزديك شد، بر در كوبيد و وارد خانه شد... علي پيدا شد...طنين صداي زهرا در مدخل خانه بلند شد...اين ناله ي استغاثه ي او بود...)
اسامی مهاجمان به خانه حضرت زهرا(س)
1- خلیفه اول، وی موقع مرگ خود از این تهاجم اظهار تأسف
میکرد، بنابراین معلوم میشود به دستور او انجام شده است.(شرح
نهج البلاغه ابن ابیالحدید، جلد 6، صفحه 51).
2- خلیفه دوم (تاریخ طبری، جلد 2، صفحه 433 و کنزالعمال جلد
5، صفحه 651).
3- اسید بن حضیر ( الامامة و السیاسه جلد 1، صفحه 11) نام وی
را برخی اسید بن حصین گفتهاند. (احقاق الحق، جلد 2، صفحه
370).
4- سلمة بن سلامة (شرح نهج البلاغه، جلد 6 ، صفحه 47)
5- ثابت بن قیس خزرجی (همان مدرک)
6- خالد بن ولید (همان مدرک).
7- محمد بن مسلمة (همان مدرک، صفحه 48).
8- بشیر بن سعد (احتجاج، جلد 1، صفحه 414 و اختصاص مفید، صفحه 185).
9- مغیرة بن شعبه (همان مدرک).
10- ابوعبیدة بن جراح (اختصاص مفید، صفحه 185)
11- سالم مولی ابی حذیفه (همان مدرک)
12- معاذ بن جبل (الوافی بالوفیات، جلد 6 صفحه 17. ملل و نحل،
جلد 1 صفحه 5. الامامة و السیاسة، جلد 1 صفحه 12).
13- قنفذ (همان مدرک)
14- عثمان (اختصاص مفید، صفحات 184 و 187)
15- عبدالرحمن بن عوف (شرح نهج البلاغه، جلد 6، صفحه 68.
البدایه و النهایه، جلد 5 ، صفحه 250. سیر اعلام النبلاء، صفحه
26)
16- زیاد بن لبید (شرح نهج البلاغه، جلد 6، صفحه 68)
17- معاویه بن ابیسفیان (وقعه صفین، صفحه 163)
18- عمروبن عاص (همان مدرک)
.
19- زید بن اسلم (احقاق الحق، جلد 2، صفحه 370).
اینان کسانی هستند که نام خود را بر پیشانی تاریخ به عنوان
«مهاجمان و آتش زنندگان به خانه وحی» ثبت کردند.
![]()
[ شنبه 24 اسفند 1392 ] [ 10:03 ] [ zolalehekmat ]
|
فروردین 1393 اسفند 1392 بهمن 1392 دی 1392 آذر 1392 آبان 1392 مهر 1392 شهریور 1392 مرداد 1392 تیر 1392 خرداد 1392 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 آذر 1391 آبان 1391 | |
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||