زلال حکمت
 
قالب وبلاگ
نويسندگان
چت باکس


محمد قرآن

(سلام خدا بر او و خاندانش باد)

............................................

پیامبر عظیم الشأن اسلام؛حضرت محمد مصطفی(ص) بی تردید والاترین شخصیت تاریخ بشر و به شهادت قرآن سیدالاولین والاخرین است.عظمت این شخصیت بی نظیر به گونه ای است که قرآن؛ او را به عنوان الگوی زندگی انسانی معرفی می کند:

(لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنة...همانا در پیامبر خدا برای شما الگوی نیکویی است...احزاب 21)

بدیهی است که اولین گام در الگوگیری از این اسوه ی حسنه شناخت شخصیت بی نظیر وی می باشد و قرآن اولین و مهم ترین منبع و مرجع برای بازشناسی این چهره ی منحصر به فرد است...

بقيه در (ادامه مطلب)




ادامه مطلب
[ ] [ ] [ محمدحسین تقوایی ]

غزلی زیبا از :(علی اکبر لطیفیان) در مدح حضرت زهرا(س)

هر که با زهراست احساس سخاوت می کند

(مور این وادی سلیمان را ضیافت می کند)

دست پخت فاطمه نان است و نانش جذبه است

هر که شد یک بار سائل کم کم عادت می کند

حضرت جبریل یک جلوه است؛ ذاتاً وحی را

فاطمه تا قلب پیغمبر هدایت می کند

فرشیان نه؛ عرشیان هم رو به او می ایستند

در میان خانه اش وقتی عبادت می کند

مرتضی بر فاطمه یا فاطمه بر مرتضی؛

کیست که بر دیگری دارد امامت می کند؟

روز محشر که بیاید کار دست فاطمه است

مرتضی می ایستد، زهرا قیامت می کند

رشته ای از چادرش هم دست ما باشد بس است

رشته ای از چادرش ؛ آری شفاعت می کند

 

 


[ ] [ ] [ محمدحسین تقوایی ]

تقدیم به روح آسمانی اولین معلم قرآنم : پدرم

....................................

او مهر علی(ع) را به دل من افروخت

شد شمع هدایت من و زیبا سوخت

بر دامن مهر او نشستم ؛ پدرم

آن روز به من سوره ی یاسین آموخت

 

.....................................................................

تقدیم به روح بلند مادرم که سراپا خوبی بود و انس با قرآن و اهل بیت(ع) را از دعای او دارم

..........................................

امروز دلم زغصه چشمی ترداشت

سخت است،ولی فراق را باور داشت

چل ساله ام و چو کودکی شش ساله

امروز دلم بهانه ی مادر داشت

................................

(سرود ه ی : محمد حسین تقوایی)

 


[ ] [ ] [ محمدحسین تقوایی ]

مراحل نفوذ القائات شیطانی در انسان از دیدگاه قرآن

اشاره

شیطان یا ابلیس نام دشمن قسم خورده ی انسان است؛مانع بیرونی راه کمال انسانی که بعد از ماجرای سزپیچی از فرمان خدا در سجده ی بر حضرت آدم (ع)؛ از خدا تقاضای مهلت حیات تا روز قیامت کرد و خدا او را مهلت داد و او نیز به عزت خداوند سوگند یاد کرد که بندگان خدا را گمراه خواهد ساخت (ر.ک: سوره ی حجر آیات 28 تا 44). در این نوشتار مراحل نفوذ القائات شیطانی را در انسان از نظر قرآن بررسی خواهیم کرد.

 

بقيه در ادامه مطلب

 

 




ادامه مطلب
[ ] [ ] [ محمدحسین تقوایی ]

همجون شب قدر ؛ قدر تو مکتوم است

با تو جلوات چارده معصوم است

گفتند به طعنه: حج نشد رزقت! نه

کعبه ز طواف روی تو محروم است

................................................

شهادت مظلومانه ی خورشید یازدهم؛ پدر بزرگوار صاحب الامر(عج)؛ حضرت امام حسن عسکری(ع) تسلیت باد.


[ ] [ ] [ محمدحسین تقوایی ]

دو بحث قرآنی پیرامون:

مبانی قرآنی جانشینی پیامبر(ص)

........................................

بحث دوم

آیات دیگری از قرآن که باطن آنها اشاراتی لطیف به  (اهمیت جانشینی پیامبر) دارد، در سوره ی نمل واقع شده اند.به ویژه آیات 38 تا 40 سوره ی نمل؛ آنجا که سلیمان(ع) از بزرگان دربارش تقاضای آوردن تخت ملکه ی سبأ قبل از ورود آنها به محضر سلیمان(ع)؛ می نماید:

" قال یا ایها الملؤا ایکم یأتینی بعرشها قبل ان یأتونی مسلمین؟ سلیمان گفت: ای بزرگان! کدام یک از شما توانایی دارد، تخت او را قبل از این که خودشان تسلیم نزد من آیند؛ برای من بیاورد؟"(نمل 38)

بدیهی است که سلیمان نبی(ع) قصد داشت با این کار ؛ یک معجزه ی حسی را به ملکه ی سبأ و اطرافیان وی نشان دهد تا راه را برای مسلمان شدن آنها هموارتر سازد؛ اما توجه دقیق به ادامه ی آیات نشانگر این است که حضرت سلیمان(ع) هدفی بالاتر را در این جریان دنبال می کنند.

در برابر در خواست سلیمان(ع) دو نفر اعلام آمادگی می کنند. نخست عفریتی از جن (عفریت من الجن)؛ سپس کسی که دانشی از کتاب نزد او بود(الذی عنده علم من الکتاب):

"قال عفریت من الجن انا آتیک به قبل ان تقوم من مقامک و انی علیه قوی امین* عفریتی از جن گفت: من آن را نزد تو می آورم فبل از این که از جایت بلند شئی و من بر این کار توانا و مور اعتمادم"(نمل 39)

(عفریت) به معنای گردن کش و خبیث است و جمله ی (انی علیه قوی امین) که از جهات مختلفی با تأکید همراه است (ان- جمله ی اسمیه- لام تأکید) نیز نشان می دهد که بیم خیانت در این عفریت می رفته؛لذا در مقام دفاع از خود برآمده و قول وفاداری داده است.(ر.ک: تفسیر نمونه ج 15 ص 468)

دومین کسی که در برابر درخواست سلیمان نبی(ع) اعلام آمادگی کرد؛ کسی است که قرآن نه به (اسم) بلکه به (وصف) او را معرفی می کند:

" قال الذی عنده علم من الکتاب انا آتیک به قبل ان یرتد الیک طرفک...کسی که دانشی از کتاب نزد او بود گفت: قبل از این که پلک بر هم بزنی آن را برایت می آورم..." (نمل 40)

از ادامه ی آیات پیداست که تخت ملکه ی سبأ توسط همین شخص به بارگاه سلیمان آورده شد.

(الذی عنده علم من الکتاب) کیست؟

بدیهی است که "مطلق بودن این عنوان" با توجه به این که سران حکومتی سلیمان(ع)؛ جن و انس و حیوانات بوده اند، نشان می دهد که وی از "انسان ها" ست؛ همچنین او فردی "معصوم" است که با بخشی از حقیقت قرآن در ارتباط بوده وبه سبب همین ارتباط؛صاحب اعجاز شده است.(ر.ک: واقعه 77تا79 و رعد 31) و بالاخره بنا به نقل اغلب مفسران و اهل تاریخ؛ این شخصیت حضرت آصف بن برخیا(ع) جانشین معصوم حضرت سلیمان(ع) بوده است.(ر.ک: تفسیر نمونه ج15 ص 469).

اینک چند سوال مهم:

1)اگر منظور از ارائه ی این معجزه به ملکه ی سبأ فقط و فقط هموار کردن راه مسلمان شدن آنها بود؛ آیا خود سلیمان(ع) که حجت معصوم خدا در زمین بود، نمی توانست این کار را انجام دهد؟

2) با وجود این که عفریت جنی قول امانت و وفا داد؛ چرا خواسته ی وی مورد قبول سلیمان(ع) واقع نشد؟

3) به راستی هدف سلیمان(ع) از مطرح کردن شخصیت (الذی عنده علم من الکتاب ) چه بود؟ آیا این مهم را در انجام مسئولیتی که در خصوص معرفی جانشین توسط پیامبر بر عهده اش بود، انجام نداد؟

تکمیل بحث:

"و یقول الذین کفروا لست مرسلا فل کفی بالله شهیدا بینی و بینکم و من عنده علم الکتاب* کافران می گویند تو پیامبر نیستی. بگو کافی است که خدا و کسی که دانش کتاب نزد اوست میان من و شما شاهد باشد" (رعد 43)

خداوند در این آیه در مقابل ادعای مشرکان مبنی بر رد نبوت پیامبر اکرم(ص)؛ دو شاهد بین آنها و پیامبر(ص) معرفی می کند: 1- خدا    2- من عنده علم الکتاب

با توجه به آنچه در آیات سوره ی نمل در توضیح (الذی عنده علم من الکتاب) بیان شد؛ بدیهی است که (من عنده علم الکتاب) شخصیتی است که با تمام حقیقت قرآن مرتبط است و بدین سبب صاحب اعجاز می باشد. جای تعجب است که برخی مترجمان قرآن؛ (من عنده علم الکتاب)را به (عالمان حقیقی به کتاب خدا) ترجمه کرده اند که کاملا خلاف سیاق و یک غلط علمی است.(ر.ک: ترجمه ی مرحوم الهی قمشه ای ؛ نشر الهادی ؛ 1377)

آنگاه که خداوند در سوره ی نمل با توصیف (الذی عنده علم من الکتاب) در صدد مطرح کردن جانشین سلیمان نبی(ع) است؛ با توجه به اصل تفسیر قرآن با قرآن؛ بی تردید آیه ی 43 سوره ی رعد نیز با وصف (من عنده علم الکتاب) در مقام مطرح کردن شخصیت والای جانشین پیامبر اکرم (ص) یعنی حضرت امیرالمومنین علی (ع) می باشد.(برای مشاهده ی روایاتی که از اهل تسنن در مورد این که مقصود از "من عنده علم الکتب" حضرت علی "ع" است؛ رسیده ر.ک : تفسیر نمونه ذیل آیه ی 43 رعد و نیز ج 15 ص 473 و نیز بررسی شخصیت اهل بیت در قرآن ؛ ولی الله نقی پور فر ؛ نشر مرکز آموزش مدیریت دولتی ؛ ذیل آیه 43 سوره ی رعد)



[ ] [ ] [ محمدحسین تقوایی ]

هل اتی علی الانسان حین من الدهر لم یکن شیئا مذکورا؟

آیا زمانی بر انسان نگذشت که هیچ چیز قابل ذکری نبود؟

(سوره ی دهر آیه ی 1)


[ ] [ ] [ محمدحسین تقوایی ]

دو بحث قرآنی پیرامون:

 

مبانی قرآنی جانشینی پیامبر(ص)

 

...............................................

بحث اول

بنی اسرائیل قدرت و عظمتی را که در اثر رهبری های خردمندانه ی موسی (ع) پیدا کرده بودند، بعد از وفات آن حضرت دراثر غرور و خودبینی از دست دادند که در نتیجه ی آن از فلسطینیان شکست خورده و در اثر پراکندگی و اختلاف ؛ قدرت دفاع در برابر دشمن را از دست دادند و به وضعیت اسف باری دچار شدند. تا آنکه خداوند پیامبری را به نام " اشموئیل" برای نجات و سعادت آنها فرستاد.آیات 246 تا 252 سوره ی بقره این قسمت از داستان بنی اسرائیل را بیان می فرماید.

در آیه ی 246 می خوانیم که بنی اسرائیل از اشموئیل پیامبر(ع) درخواست امیر و رهبری را کردند که تحت فرماندهی او با دشمن بجنگند و عزت از دست رفته ی خویش را باز یابند:

(الم تر الی الملأ من بنی اسرائیل اذ فالوا لنبی لهم ابعث لنا ملکا نقاتل فی سبیل الله...)

اشموئیل که با روحیات آنها آشنا بود در جواب گفت:

"قال هل عسیتم ان کتب علیکم القتال الا تقاتلوا...شاید اگر دستور پیکار به شما داده شود (سرپیچی کنید) و در راه خدا جهاد نکنید..."

آنها در جواب گفتند:

" وما لنا الا نقاتل فی سبیل الله و قد اخرجنا من دیارنا و ابنائنا...چگونه در راه خدا پیکار نکنیم در حالی که از خانه و فرزندانمان رانده شده ایم؟"

البته در ادامه آیه ی شریفه می خوانیم که آنگاه که دستور جهاد به آنها داده شد همه – جز اندکی – سرپیچی کردند!

اشموئیل در پاسخ خواسته ی بنی اسرائیل مبنی بر انتخاب فرمانده و جانشین وی، به آنها چنین گفت:

"...ان الله قد بعث لکم طالوت ملکا... خداوند طالوت را برای زمامداری شما مبعوث (و انتخاب) کرد..."

در حقیقت؛ اشموئیل در برابر درخواست مردم که (فرماندهی را به انتخاب خودش) در خواست کرده بودند، به درگاه خداوند روی آورده و درخواست بنی اسرائیل را عرضه داشت و با (وحی و انتخاب الهی)؛ طالوت به فرماندهی و به تعبیر خود بنی اسرائیل (حکومت) آنها منصوب شد.

در این آیات جر و بحث بنی اسرائیل با پیامبرشان؛ بر سر جانشین پیامبر در امر (حکومت)، مطرح است.(ر.ک: بررسی شخصیت اهل بیت در قرآن ؛ ولی الله تقی پورفر ؛ ص 73)؛ کما این که در ادامه آیه آنگاه که بنی اسرائیل به این (انتصاب و انتخاب الهی) اعتراض می کنند، واژه ی (ملک) به معنی حکومت را به کار می برند:

" قالوا انی یکون له الملک علینا و نحن احق بالملک منه و لم یؤت سعة من المال... گفتند: چگونه او بر ما حکومت داشته باشد با لین که ما از او شایسته تریم و او ثروت زیادی ندارد..." در جواب این اعتراض، اشموئیل چنین گفت:

" قال ان الله اصطفیه علیکم و زاده بسطة فی العلم و الجسم...خدا او را بر شما برگزیده و علم و (قدرت) جسم او را وسعت بخشیده است..." و بعد برای تأکید بیشتر بر(الهی بودن انتخاب جانشین پیامبر) می فرماید:

"والله یؤتی ملکه من یشاء والله واسع علیم"

از آنچه گذشت دریافتیم که :

الف) جانشین پیامبر را فقط خدا تعیین می کند و بس:"ان الله قد بعث لکم طالوت ملکا..."

ب)جانشین پیامبر ؛ معصوم و مصطفای الهی است: "ان الله اصطفیه علیکم..."

ج)جانشین پیامبر دانشمندترین و نیرومندترین مردم است: "...و زاده بسطة فی العلم و الجسم..."

د)جانشین پیامبر مانند خود پیامبر صاحب اعجاز است: "...ان آیة ملکه ان یأتیکم التابوت...248 بقره "

ه) جانشین پیامبر با غیب و فرشتگان در ارتباط است : "...تحمله الملائکة...249 بقره"

چند سؤال

به نظر شما ذکر داستان طالوت در قرآن بیانگر چه موضوع مهمی است؟

با توجه به سنت ایجاز و خلاصه گویی قرآن؛ بیان جزئی و تفصیلی داستان طالوت، بیانگر کدام واقعیت است؟

به راستی چرا هفت آیه قرآن در سوره ی بقره مسأله ی اهمیت جانشینی پیامبر را بیان می کنند؟

با توجه به آیات مطرح شده آیا می توان پذیرفت که پیامبر اسلام(ص)؛ انتخاب جانشین را به عهده ی مردم گذاشتند؟

به نظر شما ویژگی های جانشین پیامبر را که از آیات مورد بحث دریافتیم؛ بر کسی جز امیر المؤمنین امام علی (ع) مطابقت دارد؟

.....................................

ادامه دارد.



[ ] [ ] [ محمدحسین تقوایی ]

مرد آفرین روزگار

............................

ای مرا دلبر و دلدار ، بیا برگردیم

خیمه برپا مکن این بار، بیا برگردیم

دم به دم دشمن خونخوارتری می آید

تا که فرصت بود ای یار، بیا برگردیم

از نگاه همه زن های حرم غم بارد

تا نگشتیم عزادار، بیا برگردیم

دشمن از دیدن عباس دلش می لرزد

تا سرپاست علمدار، بیا برگردیم

سر بازار تو ای یوسف زهرا نبود

غیر شمشیر خریدار، بیا برگردیم.....

...........................................................

این چند بیت را محرم امسال، یکی از مداحان معروف و مطرح کشور با سبکی ویژه و شور و حالی خاص ( و البته با همراهی طبل و دمام!!) می خواند و بعد از هر مصراع هم از مستمعین جواب می گرفت که : (بیا برگردیم) و بر این جمله با تکرار و تکیه های لحنی و اشارات ظاهری دست و چهره تأکید می کرد. آنچه ازاین اشعار بر می آید خطاب و زبان حال حضرت زینب (س) با حضرت سیدالشهدا(ع) است. آیا واقعا حضرت زینب (س) -  آن مرد آفرین روزگار -  با حضرت ابا عبدالله (ع) چنین گفته اند؟ آیا در خواست بازگشت از کسی یکی مهم ترین ستون های نهضت حسینی به شمار می آید، حقیقت دارد؟ آیا می توان پذیرفت که شخصیت عظیم الشأنی که پیامبر بزرگ عاشورا بود و اگر نبود پیام هدایت گر عاشورا در کربلا دفن می شد؛ این قدر حقارت روح دارد که درخواست بازگشت می کند؟

بقيه در (ادامه مطلب)

 



ادامه مطلب
[ ] [ ] [ محمدحسین تقوایی ]

آشنایی با زندگی قاری قرآن؛مداح اهل بیت(ع) و معلم موفق قرآن : استاد حاج احمد فیروززاده

............................

معلم ورزش کلاس دوم ابتداییم بود؛اما اخلاق نیک،حسن ارتباط با دانش آموزان و صدای گرم و پرشور ایشان در تلاوت قرآن از او در فضای کوچک ذهن من انسانی بزرگ ساخته بود. خدا را شاکرم که از همان سال ها تا کنون توفیق شاگردی در محضر پرفیض و معنوی استاد حاج احمد فیروززاده را به من و سایر دوستان فرآنی عطا کرده است. آموخته های من از کلاس درس استاد فیروززاده در روان خوانی و تجوید و صوت و لحن قرآن خلاصه نمی شود؛ محضر ایشان کلاس اخلاق،تقوا،انس با قرآن و عترت(ع) و در یک کلام معنویت بوده و می باشد.تقید به نماز اول وقت، رعایت تقوا و به ویژه پرهیزاز غیبت،تلاوت همراه با تدبر همه روزه ی قرآن،توسل به اهل بیت(ع) و ... از ویژگی های زندگی این بزرگ مرد است که در کلاس ها و محافل قرآنی به شاگردانشان می آموزند.

استاد حاج احمد فیروززاده در خرداد ماه سال 1329 در خانواده ای متدین و خوش نام در شهرستان فسا متولد شدند و چند سال بعد به دلیل شغل پدرشان به شیراز رفتند و از 25 سالگی با شرکت در جلسات قرآن حرم مطهر حضرت سید علاءالدین حسین(ع)؛ فعالیت های قرآنی خود را آغاز نمودند و با شرکت در کلاس ها و استماع فراوان تلاوت های قاریان مشهور امر تلاوت را به طور تخصصی ادامه دادند. در سال 1357 به استخدام آموزش و پرورش در آمده و همزمان به فسا بازگشتند و برای نخستین بار بنای جلسات تخصصی قرائت قرآن را در این شهرستان نهادند و بیش از 30 سال است که در اماکن مختلف شهرستان فسا از جمله مسجد امام حسین(ع)؛مسجدالرضا(ع)؛حرم مطهر شاهزاده قاسم(ع) و...به امر آموزش،تلاوت،داوری مسابقات قرآن و تربیت قاری و حافظ مشغول می باشند.

در دو نوبت ودر سال های 1361 و 1363 به عنوان قاری ممتاز مسابقات کشوری اوقاف برگزیده و به حج تمتع اعزام شدند و در جوار خانه ی خدا و حرم مطهر نبوی(ص) به تلاوت قرآن پرداختند.

در سال 1386 و در همایش (تکریم چهره های قرآنی کشور) به پاس 30 سال فعالیت استاد فیروززاده در نشر فرهنگ قرآن وعترت از ایشان تجلیل به عمل آمد.به لطف خدا و زحمات این چهره ی خادم قرآن؛ شهرستان فسا با داشتن قاریان ،حافظان و مربیان بسیار از شهرستان های قرآنی ایران اسلامی به شمار می آید. طول عمر با برکت و همراه با سلامت و حسن عاقبت را برای این چهره ی ارزشمند قرآنی آرزومندم.

با تشکر از سرکار خانم مرضیه فیروززاده فرزند قرآنی استاد(که خود از قاریان ممتاز هستند) به خاطر مساعدتشان در تدوین این مطلب.

......................................................................

 

 

 

 


 


[ ] [ ] [ محمدحسین تقوایی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید
آرشيو مطالب
اردیبهشت 1393
فروردین 1393 اسفند 1392 بهمن 1392 دی 1392 آذر 1392 آبان 1392 مهر 1392 شهریور 1392 مرداد 1392 تیر 1392 خرداد 1392 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 آذر 1391 آبان 1391
امکانات وب