|
زلال حکمت | |||||||||||||||
|
و يطعمون الطعام علي حبه مسكينا و يتيما و اسيرا... ....................... در اين درگه گداييم و اميريم ز خاك كويتان سر بر نگيريم در ِ اين خانه چون بيت الكريم است فقيريم و يتيميم و اسيريم! ....................... سروده ي : محمد حسين تقوايي
[ یکشنبه 08 اردیبهشت 1392 ] [ 21:26 ] [ zolalehekmat ]
دلتنگ حرم..... وقتي كه رافت تو فراگير مي شود ديوانه در حريم تو زنجير مي شود وقتي نگاه لطف تو تكثير مي شود آقا! مگر كسي زحرم سير مي شود؟ هر چند از گناه دلم سنگ مي شود گاهي دلم براي شما تنگ مي شود ................ آقاي مهربان به خدا حال من بد است يا ثامن الحجج! چه به روز من آمده است؟ اين دل ؛ دلي كه ضامن آهوش مقصد است، هر روز در مسير فسا تا به مشهد است آقا! اگر نمي طلبي عاشقم مكن نالايقم؟ قبول؛ تو هم لايقم مكن ........................ فيض حضور و فرصت يك آه مي دهي؟ كنج حرم زيارت دلخواه مي دهي؟ اذن دخول را به من اي شاه مي دهي؟ باور نمي كنم همه را راه مي دهي! دور ضريح ناز تو خاليست جاي من آري گناه كرده ام؛ اين هم سزاي من! ........................ گر چه ز فيض وصل شما باز مانده ام خود را به ورطه هاي هلاكت كشانده ام از بارگاه لطف تو هر چند رانده ام كنج حرم براي شما روضه خوانده ام! يعني شود بيايم و خوانم به اشك و آه: خنجر به حنجري است به گودال قتلگاه؟ .................... آقا! قسم به مشك و عطش؛آب موج زن آقا! به سر؛ به نيزه، به گودال و بيرهن آقا به حق روضه ارباب بي كفن من را ببر به مشهد و رويم زمين مزن آقا! به حق مادر بهلو شكسته ات درياب آهوي دل اين عبد خسته ات ..................... صد بار آمدم كه شفايم دهي...ولي... در بارگاه خويش تو جايم دهي... ولي... با درد آمدم كه دوايم دهي...ولي... اذن سفر به كرببلايم دهي...ولي... آقا به جز خودت؛حرمت، لطف و رحمتت باشد قبول، هيچ نخواهم ز حضرتت ................................................ سروده ِ: محمد حسين تقوايي
[ چهارشنبه 04 اردیبهشت 1392 ] [ 18:25 ] [ zolalehekmat ]
خيلي دلم برا حرم امام رضا(ع) تنگ شده...
[ سهشنبه 03 اردیبهشت 1392 ] [ 12:41 ] [ zolalehekmat ]
تقديم به :
خاك قدوم حضرت زهرا(س)
كه آب حيات ماست... ............................................. اي عرشي آرميده در خاك آيينه ي حق نماي " لولاك " اي عشق گرفته از تو معنا عالم شده از رخت مصفا بقيه در ادامه مطلب
ادامه مطلب [ پنجشنبه 29 فروردین 1392 ] [ 18:32 ] [ zolalehekmat ]
زلال كوثر زهرايي شرحي كوتاه بر خطبه ي فدكيه حضرت زهرا(س) .................................................................... آنچه بيش رو داريد، شرحي است كوتاه اما مفيد بر خطبه ي فدكيه ي حضرت زهرا(س) بر گرفته از سايت (فطرت) بقيه در ادامه مطلب
ادامه مطلب [ یکشنبه 18 فروردین 1392 ] [ 22:24 ] [ zolalehekmat ]
اسناد؛مدارك ،منابع و راويان خطبه ي فدكيه ي حضرت زهرا(س) ........................ يكي از مهم ترين اقدامات مخالفان و مغرضان در برابر خطبه فدكيه حضرت زهرا(س)؛ القاء شبهه در اسناد و منابع اين خطبه مي باشد.آنها خواسته اند اين خطبه را از روايات ضعيف السند محسوب نمايند.اين نوشتار اسناد؛مدارك،منابع و راويان خطبه فدكيه را مورد بررسي قرار مي دهد. مطالب اين مقاله از سايت(موعود امم) گرفته شده است. بقيه در ادامه مطلب
ادامه مطلب [ یکشنبه 18 فروردین 1392 ] [ 18:47 ] [ zolalehekmat ]
ترجمه خطبه ي فدكيه ي حضرت زهرا(س) ترجمه متن خطبه * حمد و سپاس الهي حضرت لحظهاي مكث كردند تا هم همه جمعيت فرو نشست و سر و صداها خاموش شد. سپس كلام خود را با حمد و سپاس الهي و درود بر پيامبر خدا آغاز كرد. از شنيدن صداي فاطمه دوباره مردم به گريه افتادند. بعد از سكوت و آرامش فاطمه (عليهاسلام) كلام خود را چنين آغاز فرمود: خداوند را سپاس برآنچه نعمت داد و به قلبها الهام فرمود؛ و مدح و ستايش براي خدايي كه به نعمتهاي عامهاش قبل از استحقاق ابتدا كرد و هرگونه نعمتي را ارزاني داشت و يكي پس از ديگري بر ما فرو ريخت نعمتهايي كه از شماره بيرون است و جزاي آنها را هرگز نتوان داد و نهايتش را نتوان فهميد. بقيه در ادامه مطلب ادامه مطلب [ شنبه 17 فروردین 1392 ] [ 22:28 ] [ zolalehekmat ]
ادامه مطلب [ شنبه 17 فروردین 1392 ] [ 21:26 ] [ zolalehekmat ]
تقديم به : اولين مظلوم مقتدر عالم امير المومنين(ع) و اولين فدايي ولايت؛ بهانه ي خلقت حضرت زهرا(س) ......................... لحظه ها، لحظه هاي تنهاييست در دلم در دلم چه غوغاييست كاش ريزد به جاي اشك امشب خون ،از اين چشم ها كه دريايست اي شقايق من و تو همدرديم غصه ام را ببين تماشاييست گرچه سخت است داستان فراق بعد از اين كار من شكيباييست آه اسما دل غريب علي خانه ي غصه هاي زهراييست ياريم كن بريز اي اسما آب بر روي بيكر زهرا .................... شمع تا لحظه ي سحر مي سوخت لاله از باي تا به سر مي سوخت از كه آموخت عشق، بروانه كه چنين عاشقانه بر مي سوخت آتش افتاد در حريم ولا يك نيستان از اين شرر مي سوخت آه اسما به چشم خود ديدم آتش قهر بود و در مي سوخت فضه را فضه را صدا مي كرد واي من فاطمه مگر مي سوخت؟ ياريم كن بريز اي اسما آب بر روي بيكر زهرا .............................. كودكان بي بهانه مي گريند از غمي عاشقانه مي گريند آستين بر دهان خود دارند خسته و بي نشانه مي گريند از فراقي به وسعت عالم تا ابد بي كرانه مي گريند همره آب ها كه مي ريزي كودكان غمگنانه مي گريند آه اسما براي فاطمه ام در و ديوار خانه مي گريند ياريم كن بريز اي اسما آب بر روي بيكر زهرا ............................. در دل من قيامتي برباست بهنه ي صورتم ببين، درياست آيه (هل اتي) زهم باشيد سوره كوثر علي تنهاست لحظه هايي كه سخت مي گذرند ابتداي غريبي زهراست كاش در نور مه نمي ديدم نيلي چهره اي كه نور خداست كاش دستم شكسته مي شد كاش زخم بهلوي فاطمه اينجاست ياريم كن بريز اي اسما آب بر روي بيكر زهرا .......................... اشك يك دم امان نداد،چرا؟ غصه داد و توان نداد،چرا؟ بي كراني كه درد مي بخشيد درد ما را كران نداد،چرا؟ آن بهار آفرين دل، ما را لحظه اي بي خزان نداد،چرا؟ فاطمه رفت و صبر اين غربت به علي اين زمان نداد،چرا؟ آه اسما چرا به من حتي جاي سيلي نشان نداد،چرا؟ ياريم كن بريز اي اسما آب بر روي بيكر زهرا ........................................................ سروده ي : محمد حسين تقوايي
[ جمعه 16 فروردین 1392 ] [ 13:59 ] [ zolalehekmat ]
[ شنبه 10 فروردین 1392 ] [ 14:56 ] [ zolalehekmat ]
|
فروردین 1393 اسفند 1392 بهمن 1392 دی 1392 آذر 1392 آبان 1392 مهر 1392 شهریور 1392 مرداد 1392 تیر 1392 خرداد 1392 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 آذر 1391 آبان 1391 | ||||||||||||||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | |||||||||||||||