|
زلال حکمت | ||
|
رمضان با المیزان
بخش سوم: نمونه ای از اندیشه ی ژرف علامه طباطبایی در تفسیر ........................ تفسیر دو آیه ی آخر سوره ی مبارکه ی حمد، یکی از جلوگاه های اندیشه بلند علامه در تفسیر است.از صفحه ی 44 تا 67 جلد اول المیزان به تفسیر این آیات پرداخته است که همه ی دوستان فرهیخته و تشنه ی معارف قرآن را به مطالعه ی آن دعوت می کنم. اصلی ترین بحث علامه در تفسیر آیات (اهدنا الصراط المستقیم ...) این است که واژه ی (صراط) از نظر معنا با واژه های (طریق) و (سبیل) نزدیک است و تفاوت هایی نیز دارد. علامه با روش قرآن به قرآن به این تشابه و تفاوت معنایی اشاره کرده و وجه انتخاب (صراط) را در این دو آیه تبیین می نماید. برای توضیح این مطلب مرحوم علامه هفت مقدمه ذکر می کنند؛ که توضیح تمام آنها از حوصله ی این مجال خارج است.در مقدمه ی اول با استناد به آیات 6 انشقاق و 3 تغابن توضیح می دهد که خداوند برای تمام مخلوقات و انسان راهی را معرفی کرده که از آن راه به سوی پروردگارشان سیر می کنند.در مقدمه ی دوم با استفاده از آیات 61 یس و 186 بقره این راه را (یک راه) نمی داند و همه آنها یک جور نیستند و در یک تقسیم بندی کلی به دو قسم تقسیم می کند: اول ؛ راه نزدیک تر به خدا ، دوم؛ راه دورتر. در مقدمه سوم با ذکر آیات 40 اعراف و 81 طه و 108 بقره تقسیم بندی دیگری شکل می دهد و راه ها را به (راه به سوی بلندی) و (راه به سوی پستی) تقسیم می کند و از همین مطلب نتیجه می گیرد که برخی انسان ها راهشان به سوی بالاست(=انعمت علیهم)؛ برخی راه گم کردگان حیرانند(=مغضوب علیهم) و گروهی راه را از دست داده اند(=ضالین). در مقدمه ی چهارم با استناد به آیه ی 11 مجادله راه مستقیم را نیز به راه هایی تقسیم می کند که با توجه به شایستگی های وجودی انسان ها با هم متفاوتند.در مقدمه ی پنجم به شهادت آیه ی 69 نساء که (نعمت داده شدگان) را معرفی می کند؛ اصحاب صراط مستقیم را در صورت عبودیت خدا دارای ثبات قدم به تمام معنا می داند.در مقدمه ی ششم با استناد به آیات متعددی از قرآن بیان می دارد که خدا در قرآن از (صراط) و (سبیل) هایی نام برده و آنها را صراط و سبیل های خود خوانده است؛ با این تفاوت که به جز یک صراط مستقیم را به خود نسبت نداده ولی سبیل های چندی را به خود نسبت داده است.و ازی نتیجه می گیرد که (صراط مستقیم) یک راه بیش نیست که تمام (سبیل)ها مانند راه های فرعی هستند که به آن بزرگراه اصلی منتهی می شوند.و بالاخره در مقدمه هفتم (سبیل ایمان) را بازشناسی می کند و با استناد به آیه ی 108 یوسف آن را دارای نقص می داند چرا که ممکن است ایمان به شرک آلوده شود. حاصل ذکر این مقدمات هفت گانه ؛ تبیین مفهوم (صراط مستقیم) است. علامه در این نتیجه گیری چنین می نویسد: (...صراط مستقیم راهی است به سوی خدا؛ که هر راه دیگری که خلایق به سوی خدا دارند، شعبه ای از آن استو هر طریقی که آدمی را به سوی خدا راهنمایی می کند؛ بهره ای از طراط مستقیم را داراست. به این معنا که هر راهی و طریقه ای که فرض شود به آن مقدار آدمی را به سوی خدا و حق راهنمایی می کند که خودش از صراط مستقیم دارا و متضمن باشد؛ اگر آن راه به مقدار اندکی از صراط مستقیم را دادا باشد، رهرو خود را کمتر به سوی خدا می کشاند و اگر بیشتر داشته باشد، بیشتر می کشاند و اما خود صراط مستقیم بدون هیچ قید و شرطی رهرو خود را به سوی خدا هدایت می کند و می رساند و به همین جهت خدای تعالی نام آن را صراط مستقیم نهاد...) [ جمعه 21 تیر 1392 ] [ 08:55 ] [ محمدحسین تقوایی ]
حافظ و قرآن (سیری در اشارات قرآنی حافظ)
............................ و سیق الذین اتقوا ربهم الی الجنة زمرا حتی اذا جاءوها و فتحت ابوابها و قال لهم خزنتها سلام علیکم طبتم فادخلوها خالدین (زمر 73) و کسانی که از پروردگارشان پروا داشته اند؛ گروه گروه به سوی بهشت سوق داده شوند، تا چون بدان رسند و درهای آن (به رویشان) گشوده گردد و نگهبانان آن به ایشان گویند: " سلام بر شما ؛ خوش آمدید ، در آن درآیید و جاودانه(بمانید) بخت ار مدد دهد که کشم رخت سوی دوست گیسوی حور گرد فشاند ز مفرشم .................................................. یا ایها الذین امنوا اذکروالله ذکرا کثیرا (احزاب 41) ای کسانی که ایمان آورده اید خدا را یاد کنید؛ یاد بسیار ساقی ار باده از این دست به جام اندازد عارفان را همه در شرب مدام اندازد ( علامه شهید مطهری در دیوان حافظ شخصی خود که با عنوان " آینه جام" منتشر شده است، ذیل این بیت ، " شرب مدام " را در غزل های حافظ همان "ذکر کثیر " قرآن می دانند.)
[ پنجشنبه 20 تیر 1392 ] [ 16:49 ] [ محمدحسین تقوایی ]
حافظ و قرآن (سیری در اشارات قرآنی حافظ)
بی تردید مهم ترین رمز ماندگاری حافظ؛ انس وی با قرآن و تاثیر پذیری کلام او از کلام وحی است.آنچه به یاری خدا و در بخش های مختلف در ماه مبارک رمضان پیش رو خواهید داشت؛ سیری اجمالی در اشارات قرآنی غزل های لسان الغیب می باشد که با توجه به بضاعت اندک قرآنی حقیر بی عیب نخواهد بود. ............................. ما عندکم ینفد و ما عندالله باق....(نحل 96) (آنچه پیش شماست تمام می شود و آنچه پیش خداست پایدار است...) عرضه کردم دو جهان بر دل کار افتاده به جز از عشق تو باقی همه فانی دانست ...................................... و من اعرض عن ذکری فان له معیشة ضنکا....(طه 124) (و هر کس از یاد من دل بگرداند؛ در حقیقت زندگی تنگ و سختی خواهد داشت...) تا ابد بوی محبت به مشامش نرسد هر که خاک در میخانه به رخساره نرفت ........................ (ادامه دارد) [ پنجشنبه 20 تیر 1392 ] [ 07:04 ] [ محمدحسین تقوایی ]
رمضان با المیزان
بخش دوم: نظرات تفسیری علامه طباطبایی در تفسیر آیه ی (بسم الله الرحمن الرحیم) 1) فلسفه ی آغاز کلام خدا با بسم الله بسیار می شود که مردم عملی را که می کنند و یا می خواهند آن را آغاز کنند، با نام عزیز یا بزرگی شروع می کنند تا به این وسیله مبارک و پر اثر شودو آبرو و احترامی به خود بگیرد و یا حد اقل باعث شود هر وقت نام آن عمل و یاد آن به میان می آید، به یاد آن عزیز نیز بیفتند. این معنا در کلام خدا نیز جریان یافته و خدا نیز کلام خود را با نام خودش که عزیزترین نام هاست آغاز کرده تا آنچه که در کلامش استرنگ و بوی او را داشته باشد و مرتبط با نام او شود و نیز ادبی باشد تا بندگان، خود را به آن مودب کنند و بیاموزند تا در اعمال و رفتار و گفتارشان این ادب را رعایت نموده ، آن را با نام وی آغاز کنند تا همه ی امور بندگان خدایی شده و مقصود اصلی از آن اعمال، خدا و رضای او باشد. 2)معنای باء بسم الله از نظر مرحوم علامه، باء در اول بسم الله الرحمن الرحیم؛ باء (ابتدائیت) است و در نتیجه معنای جمله چنین می شود(من به نام خدا آغاز می کنم). در صفحه 26 جلد اول المیزان دلیل انتخاب این معنای باء، از میان معانی متعدد آن به طور مفصل آمده است. 3)بسم الله اول هر سوره ویژه ی همان سوره مرحوم علامه با بررسی واژه ی (سوره) در آیات قرآن به این نتیجه می رسد که اغراض و مقاصدی که از هر سوره به دست می آید مختلف است و هر سوره ای غرضی خاص و معنایی مخصوص را بیان می کندو بنا براین جمله ی (بسم الله...) در اول هر سوره راجع به آن غرضی است که در خصوص آن سوره تعقیب شده است. 4)شرح و تفسیر واژه ی (اسم) واژه ی (اسم) یا از ماده ی (سمه) اشتقاق یافته است به معنای (داغ و علامتی که بر گوسفندان می زدند تا مشخص شود هر کدام از آن کیست) یا از ماده (سمو) به معنای بلندی. علامه با طرح بحثی مفصل در صفحه ی 29 و 30 جلد اول المیزان معنای اول را مناسب تر می داند و در بحث روایتی ذیل تفسیر بسم الله از کتاب عیون اخبار الرضا؛ حدیثی را از امام رضا(ع) می آورند که از ایشان درباره معنای (بسم الله) پرسیدند، فرمودند: (معنایش این است که من خود را به داغ و علامتی از علامت های خدا داغ می زنم و آن داغ عبادت است، تا همه بدانند که من بنده ی چه کسی هستم) 5)شرح و تفسیر واژه ی (الله) علامه ضمن شرح اشتقاق لغوی واژه ی (الله) ، آن را اسم خاص خدا و (جامع تمام صفات او) می داند. دلیل قرآنی این مدعا این است که در قرآن واژه ی (الله) همواره موصوف است و هرگز صفت قرار نگرفته است. مثلا می فرماید: الله رحمان است و هرگز نفرموده: رحمان که این صفت را دارد، الله است. 6)شرح و تفسیر واژه های (رحمن) و (رحیم) علامه ی طباطبایی با بررسی دقیق اشتقاق لغوی و نیز تحلیل صرفی این دو واژه و نیز در کنار هم قرار دادن آیاتی که تبیین کننده ی معنای این دو صفت الهی هستند؛ (رحمن) را به معنای (کثیر الرحمه) و (رحیم) را به معنای (دائم الرحمه) می دانند.
[ چهارشنبه 19 تیر 1392 ] [ 15:34 ] [ محمدحسین تقوایی ]
رمضان با المیزان بخش نخست : معرفی اجمالی تفسیر المیزان
تفسیر وزین و گران سنگ المیزان از مهم ترین تفاسیر شیعه و بی تردید از معتبر ترین و تخصصی ترین تفاسیر جهان اسلام محسوب می شود.این تفسیر ارزشمند اثر دانشمند سترگ شیعه ؛ فقیه اهل البیت(ع)، فیلسوف الهی و مفسر عالی قدر حضرت علامه طباطبایی می باشد. اصل این تفسیر به زبان عربی است که در چهل جلد منتشر شده و ترجمه های مختلفی نیز از آن به زبان های زنده ی دنیا از جمله زبان فارسی شده است. معروف ترین ترجمه ی فارسی المیزان ترجمه ی حجه الاسلام والمسلمین آقای سید محمد باقر موسوی همدانی می باشد که در بیست جلد منتشر شده است. یکی از مهم ترین روش های تفسیری قرآن ؛ (تفسیر قرآن به قرآن) است که در عصر ما مرحوم علامه طباطبایی پرچمدار این روش تفسیری محسوب می شود.بنای علامه در تفسیر المیزان ، تفسیر قرآن به قرآن است اما به تناسب و بر حسب نیاز گاهی نیز به طرح مباحث روایی؛ عقلی ، تاریخی و... می پردازد. دو مقدمه ی ارزشمند بر المیزان نوشته شده که مطالعه ی عمیق هر دو مقدمه ما را با سیره ی تفسیری علامه در المیزان و نیز ویژگی های اخلاقی و تعلیمی ایشان آشنا می سازد.یکی از این مقدمه ها به قلم مفسر ارزشمند حضرت آیه الله جوادی آملی از شاگردان مبرز مکتب تفسیری مرحوم علامه طباطبایی و مقدمه دیگر به قلم خود مرحوم علامه می باشد. (تفسیر قرآن در گرو معرفت آن است و چون شناخت آن درجات گوناگونی دارد، بنابر این تفسیر آن نیز مراتب مختلف خواهد داشت) این جمله ی آغازین مقدمه ی آیه الله جوادی آملی بر المیزان است. ایشان سپس در تبیین مراتب گوناگون تفسیر به سه گروه اشاره می کنند؛ اول تفسیر کسانی که قرآن را در اثر ارتباط با حقیقت آن می شناسند؛ مانند پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت (ع)، گروه دوم تفسیر کسانی که قرآن را در اثر مشاهده ی جمال و جلال آن در خود شناخته و می شناسند که تبین آن کشش خاص، برای کسی که از آن بارقه سهمی و از آن نفحه نصیبی ندارد میسور نیست. و گروه سوم کسانی که قرآن را با بررسی ابعاد گوناگون اعجاز وی شناخته و می شناسند که اکثریت قرآن شناسان از این دسته اند. از دیدگاه ایشان کامل ترین شناخت قرآن معرفت عمیقانه ی طبقه ی اول است و همچنین ایشان تفسیر علامه طباطبایی را در زمره ی تفسیر گروه دوم معرفی می نمایند و بعد از تفسیر پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) ؛ تفسیر گروه دوم را که خود شاگردان برجسته ی گروه اولند، بهترین تفسیر می دانند. مهم ترین قسمت مقدمه ی آیه الله جوادی آملی بر المیزان؛ معرفی و تبیین روش تفسیری (قرآن به قرآن) می باشد.ایشان کیفیت استدلال یا استمداد از آیه ای برای آیه ی دیگر را سیره ی مفسران آیات الاحکام، مفسران ادبی و نیز روش تفسیر کسانی که قصص قرآن را می نگارند، می دانند؛ اما روش تفسیری (قرآن به قرآن) علامه را در المیزان، خاص المیزان معرفی می کنند و آن را جز در روایات معصومین(ع) که در تفاسیر پیشینیان به ندرت دیده می شود و بعد از آن هم هم هنوز به ابتکار خویش باقی است،معرفی می نمایند. از دیدگاه ایشان سرمایه بسیاری از روش های تفسیری در غیر المیزان را (المعجم) تامین می نماید که با استفاده از آن می توان به فهرست آیات در یک موضوع خاص دست یافت. اما سیره ی تفسیری قرآن به قرآن علامه در المیزان؛ شناسایی آیات کلیدی و ریشه ای قرآن است که در پرتو آن آیات کلیدی درهای بسیاری از آیات دیگر گشوده می گردد. لذا در این سیر باید از سکوی (المعجم) و کتب لغت پرواز کرد و به کنگره ی (...و عنده مفاتح الغیب..) رسید و به اسرار قرآن دست یافت. خود مرحوم علامه از این آیات کلیدی و ریشه ای با عنوان (غرر آیات) یاد می کردند.آیاتی نظیر : قل هوالله احد ؛ لیس کمثله شیء، الله نور السموات والارض ، الله لا اله الا هو له الاسماء الحسنی، یوم لا تملک نفس لنفس شیئا والامر یومئذ لله، انا کل شیء خلقناه بقدر، و ان لیس للانسان الا ماسعی، و... از جمله ی این آیات کلیدی محسوب می شوند.
[ سهشنبه 18 تیر 1392 ] [ 07:25 ] [ محمدحسین تقوایی ]
ماه شعبان منه از دست قدح کاین خورشید از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد (حافظ) امام رضا(ع) به ابا صلت هروی سفارش فرمودند که در روزهای واپسین شعبان به خواندن این دعا مداومت کن: اللهم ان لم تکن غفرت لنا فی ما مضی من شعبان فاغفر لنا فیما بقی منه خداوندا! اگر در آنچه از شعبان گذشت ما را نبخشیده ای ؛ پس در باقی مانده ی آن مارا بیامرز. [ یکشنبه 16 تیر 1392 ] [ 14:38 ] [ محمدحسین تقوایی ]
نماز در خم آن ابروان محرابی کسی کند که به خون جگر طهارت کرد (حافظ)
[ سهشنبه 04 تیر 1392 ] [ 18:41 ] [ محمدحسین تقوایی ]
گویم ز تو و غیر تو می جویم من راه دگری غیر تو می پویم من این ندبه و انتظار و صبح جمعه... آقا به خدا دروغ می گویم من!! ............................ سروده ی : محمد حسین تقوایی
[ دوشنبه 03 تیر 1392 ] [ 22:24 ] [ محمدحسین تقوایی ]
جمعه ای دیگر رسید و یوسف زهرا نیامد... [ جمعه 31 خرداد 1392 ] [ 14:38 ] [ محمدحسین تقوایی ]
آقای دکتر روحانی!...
مبارکه آقای دکتر...
آقای دکتر! آیا کلید دولت تدبیر و امید قفل زندگی اینها را خواهد گشود؟
آیا اینها نیز می توانند امیدی به تدبیر شما داشته باشند؟
خدا را ! خدا را! در خصوص طبقات پایین و محروم جامعه که هیچ چاره ای ندارند...پس برای خدا پاسدار حقی باش که خدا برای این طبقه معین فرموده است...مبادا سرمستی حکومت تو را از رسیدگی به آنان باز دارد که هرگز انجام کارهای فراوان و مهم عذری برای ترک مسئولیت های کوچکتر نخواهد بود.... (بخشی از نامه 53 نهج البلاغه ؛ عهد نامه ی مالک اشتر)
[ یکشنبه 26 خرداد 1392 ] [ 08:25 ] [ محمدحسین تقوایی ]
|
فروردین 1393 اسفند 1392 بهمن 1392 دی 1392 آذر 1392 آبان 1392 مهر 1392 شهریور 1392 مرداد 1392 تیر 1392 خرداد 1392 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 آذر 1391 آبان 1391 | |
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||