|
زلال حکمت | ||
|
رمضان با المیزان
بخش هفتم: پاسخ های علامه به شبهات مسأله شفاعت(4) اشکال چهارم: اشکال کرده اند که وعده ی شفاعت دادن به بندگان؛ باعث جرأت مردم بر معصیت و واداری آنان بر هتک حرمت محرمات الهی است و این با هدف دین که همان شوق بندگان به سوی بندگی و اطاعت است، منافات دارد.پس باید آنچه از قرآن در مورد شفاعت آمده؛ به معنایی تأویل شود تا مزاحم با این اصل بدیهی نشود. پاسخ: مرحوم علامه به این اشکال هم از طریق نقضی و هم حلی پاسخ داده اند. جواب نقضی: عین این اشکال در باره آیاتی که وعده ی مغفرت می دهد نیز وارد است؛ درباره آنها چه می گویید؟چون این آیات نیز مردم را به ارتکاب گناه جری میکند. به ویژه آیه 48 نساء که مربوط به بخشش گناهان حتی بدون توبه است! جواب حلی: شفاعت وقتی مستلزم جرأت و جسارت مردم می شود که مجرم و صفات او را معین کرده باشد و یا حد اقل گناه را معین نموده و فرموده باشد که چه گناهی با شفاعت بخشوده می شود و آیات شفاعت اینگونه نیست.
[ جمعه 28 تیر 1392 ] [ 08:11 ] [ محمدحسین تقوایی ]
حافظ و قرآن (سیری در اشارات قرآنی حافظ)
..بل له مافی السموات والارض کل له قانتون (بقره116) ... بلکه هر چه در آسمان ها و زمین است ار آن اوست و همه فرمانپذیر اویند. نه به تنها حیوانات و نباتات و جماد هر چه در عالم امر است به فرمان تو باد .............. سیر سپهر و دور قمر را چه اختیار در گردشند بر حسب اختیار دوست
[ جمعه 28 تیر 1392 ] [ 07:29 ] [ محمدحسین تقوایی ]
رمضان با المیزان
بخش ششم: پاسخ های علامه به شبهات مسأله شفاعت(3) اشکال سوم: اشکال کرده اند که شفاعت در حقیقت تغییر اراده خداست و از آنجا که اراده خدا بر طبق علم است؛تغییر اراده از سوی خدا محال می باشد.توضیح این که اشکال کرده اند که شفاعت این است گکه خدا اراده ای می کند بر خلاف اراده اولش؛ اول برای گناه کار اراده عذاب کرده سپس توسط شفاعت و با تغییر اراده خدا عذاب از او برداشته می شود و این تغییر اراده از خدا محال است. پاسخ: قبول شفاعت از سوی خدا از نه از باب تغییر اراده او و نه از باب خطا و دگرگونی حکم سابق اوست؛ بلکه از باب دگرگونی در مراد و معلوم اوست. توضیح این که: خدا می داند که فلان انسان به زودی حالات مختلفی به خود می گیرد؛ در فلان زمان حالی دارد،چون اسباب و شرایطی دست به دست هم می دهند و در او آن حال را پدید می آورند،خدا هم درباره او اراده ای می کند سپس در زمانی دیگر حالی بر خلاف حال اول به خود می گیرد و چون اسباب و شرایطی دیگر پیش می آید ؛ لذا خدا هم در حال دوم اراده ای دیگر درباره او می کند: کل یوم هو فی شأن(خدا در هر روز شأنی و کاری دارد.رحمن 29) یمحوا الله ما یشاء و یثبت و عنده علم الکتاب(هر چه را بخواهد محو ؛ و هر چه را بخواهد اثبات می کند و علم کتاب نزد اوست.رعد 39) مثلا ما میدانیم که هوا به زودی تاریک می شود و ما برای دیدن به چراغ نیاز داریم و نیز می دانیم که به دنبال این تاریکی دوباره آفتاب طلوع می کند و هوا روشن می شود؛پس لاجرم اراده ما تعلق می گیرد به این که هنگام شب چراغ را روشن و هنگام روز آن را خاموش سازیم؛ ایا در این حال علم و اراده ما دگرگون شده است؟ نه. آن تغییر علم و اراده ای از خداد محال است که با بقای معلوم و مراد بر حالی که داشته اند؛ علم و اراده بر آنها منطبق نگردد که از آن تعبیر به خطا و فسق می کنیم و مسأله شفاعت آن گونه که گذشت از این قبیل نیست.
[ چهارشنبه 26 تیر 1392 ] [ 16:20 ] [ محمدحسین تقوایی ]
حافظ و قرآن (سیری در اشارات قرآنی حافظ)
فاقم وجهک للدین حنیفاً فطرة الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم و لکن اکثر الناس لا یعلمون (روم 30) پس روی خود را با گرایش تمام به حق؛ به سوی این دین کن؛با همان سرشتی که خدا مردم را برآن سرشته است.آفرینش خدای تغییر پذیر نیست این است همان دین پایدار ولی بیشتر مردم نمی دانند. گر پیر مغان مرشد ما شد چه تفاوت در هیچ سری نیست که سری ز خدا نیست ................... هر کسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت زان میان پروانه را در اضطراب انداختی .................. نه گل از دست غمت رست و نه بلبل در باغ همه را نعره زنان جامه دران می داری
[ سهشنبه 25 تیر 1392 ] [ 16:16 ] [ محمدحسین تقوایی ]
رمضان با المیزان
بخش پنجم: پاسخ های علامه به شبهات شفاعت(2) اشکال دوم: سنت الهیه بر این جریان یافته که هیچ وقت افعال خود را در معرض تخلف و اختلاف قرار ندهد و چون حکمی براند؛ آن حکم را به یک نسق و در همه مواردش اجرا کند و استثنایی بر آن نزند و مسأله شفاعت؛ این هماهنگی و کلیت افعال و سنت های خدا را بر هم می زند، چون عقاب نکردن همه مجرمان و رفع عقاب از همه جرم های آنان، نقض غرض می کندو نقض غرض از خدا محال است و نیز این کار نوعی بازی است که قطعا با حکمت خدا نمی سازد و قبول شفاعت در بعضی گناهکاران و گناهان لازمه اش اختلاف و چند گانگی فعل خداست؛ که قرآن آن را نفی می کند. پاسخ: درست است که صراط خدای تعالی مستقیم و سنتش واحد است؛ ولی این سنت واحد و غیر متخلف، قائم بر اصالت یک صفت از صفات خدا – مثلا صفت تشریع و حکم او- نیست، تا در نتیجه هیچ حکمی از موردش و هیچ جزا و کیفر حکمی از محلش تخلف نکند و به هیچ وجه قابل تخلف نباشد؛ بلکه این سنت واحد، قائم است برآنچه مقتضای تمام صفات اوست؛آن صفاتی که ارتباط با این سنت دارند. خدای سبحان واهب و افاضه کننده تمامی عالم هستی از حیات و موت و رزق و نعمت و...است و اینها اموری مختلفند که ارتباطشان با خدا یکسان نیست چون اگر این طور بود؛لازم می شد که ارتباط و سببیت به کلی باطل شود؛آری خدا هیچ مریضی را بدون اسباب ظاهری و مصلحت مقتضی شفا نمی دهد و... پس هر امری از امور از جهت آن مصالح و خیراتی که در آن هست به خدا ارتباط پیدا می کند؛پس تبدل نیافتن سنت الهی نسبت به مقتضای یک مصلحت نیست بلکه راجع است به آنچه از فعل و انفعال و کسر و انکسارهای میان حکمت ها و مصالح مربوط به مورد،حاصل می شود. پس شفاعت؛اختلاف در سنت خدا نیست و هیچ انحرافی در صراط مستقیم او پدید نمی آورد چرا که شفاعت اثر یک عده از عوامل نظیر رحمت،مغفرت،حکم و قضا،و رعایت حق صاحب حق و فصل القضاء است.
[ سهشنبه 25 تیر 1392 ] [ 15:25 ] [ محمدحسین تقوایی ]
خدمت استاد گرامی ام جناب تقوایی سلام علیکم طاعات شما قبول درگاه حق انشاء الله تابستان امسال سفری به برخی از کشور های اروپایی داشتیم در هر شهر معمولا کلیسایی به نام کلیسای جامع (catedral) دارند که چیزی مانند مسجد جامع ماست . معمولا این کلیساها قدیمی و بسیار با عظمت هستند و با معماری زیبا و توسط معماران مشهور ،با تزیینات بسیار ساخته شده اند . این کلیساها یکی از جاذبه های گردشگری شهرهای اروپایی هستند و در لیست گردشگری سیاحان قرار دارند .تورهای سیاحتی نیز مردم را حتما برای بازدید از این بناها می برند. برخلاف مکان ها توریستی که در اروپا تمام نیاز به خرید بلیط دارند ،بازدید از این کلیساها رایگان است ،گاهی پول کمی برای مصارف خیریه آن هم بطور اختیاری درخواست می شود. این کلیسا ها هنوز فعال هستند و درست است که به شکل موزه درآمده اند اما اعمال عبادی توسط کشیشان یا مردم علاقه مند بطور مرتب در آنها انجام می شود . گرفتن عکس یا فیلمبرداری در داخل کلیسا ممنوع است زیرا آن را محلی برای عبادت می دانند و این کارها را با قداست آنها ناسازگارمی دانند . این ممنوعیت را با نصب تابلویی جلو کلیسا اعلام می کنند .در برخی کلیساهای بزرگتر مأمورانی این وظیفه را انجام می دهند . نکته جالب: در فصول گردشگری در جنوب اروپا مخصوصاَ اسپانیا که حیاط خلوت اروپا محسوب می شود به علت گرمی هوا عملاً چیزی به نام پوشش نه برای مردان و نه برای زنان مفهوم ندارد.وقتی خانم های ما را با پوشش اسلامی می دیدند به هیچ وجه برایشان قابل توجیه نبود که کسی در آن گرما این طور خود را بپوشاند. در ورودی کاتادرل ها کنار تابلوی ممنوعیت فیلم و عکس و کشیدن سیگار ،با نمادی ورود افراد بد لباس را نیز ممنوع کرده است . در ورودی کلیسای مشهور گائودی در بارسلون یک خانم مأمور تذکر به خانم های بد پوشش بود ،یا باید خود را تا حدی می پوشاندند یا از ورود آنها به کلیسا جلوگیری می کرد. در سایر کلیسا ها در پاریس ، فلورانس و سایر شهرها نیز ما این مسئله را مشاهده کردیم . واین برای ما بسیار جالب بود.
................................................................................. آنچه از نظرتان گذشت مطلب ارسالی دوست فرهیخته و همکار صاحب دلم جناب آقای استاد وحید وطن خواه از مادرید بود. توفیق این استاد ارزشمند را در نشر معارف اسلام در دیار غربت از خداوند بزرگ خواهانم.
[ سهشنبه 25 تیر 1392 ] [ 15:15 ] [ ]
حافظ و قرآن (سیری در اشارات قرآنی حافظ)
............................... و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاءٌ عند ربهم یرزقون (آل عمران 169) و هرگز کسانی را که در راه خدا کشته شده اند؛ مرده مپندار، بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند. هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جریده عالم دوام ما ..................... زیر شمشیر غمش رقص کنان باید رفت کانکه شد کشته او نیک سرانجام افتاد [ یکشنبه 23 تیر 1392 ] [ 17:43 ] [ محمدحسین تقوایی ]
رمضان با المیزان
بخش چهارم: پاسخ های علامه به شبهات مسأله شفاعت(1) مرحوم علامه طباطبایی در جلد اول المیزان صفحات 232 تا 283 در تفسیر آیات 47 و 48 سوره بقره مباحث مشروح و مفصلی را پیرامون (شفاعت) مطرح کرده اند که به همه دوستان فرهیخته مطالعه آن را توصیه می کنم.ایشان پس از تبیین مفهوم صحیح شفاعت؛ شبهات و اشکالات پیرامون آن را مطرح کرده و پاسخ می دهند.در این مجال کوتاه مختصری از بیان مرحوم علامه را در این خصوص تقدیم می کنم: اشکال اول: شفاعت در حقیقت برداشتن عقاب تعیین شده از سوی خدا از مجرم است؛اگر عدل است پس تشریع آن ظلم بوده است و اگر ظلم است پس تشریع آن عدل بوده است بنا براین درخواست شفاعت از خدا در حقیقت درخواست ظلم از اوست. پاسخ : علامه به دو شکل نقضی و حلی به این اشکال پاسخ داده اند. شما در مورد اوامر امتحانی خدا چه می گویید؟آیا رفع حکم امتحانی مانند جلوگیری از کشته شدن اسماعیل در مرحله دوم و اثبات آن در مرحله اول هر دو عدالت است؟یا یکی ظلم و دیگری عدالت؟ چاره ای نیست که بگوییم هر دو عدالت است و حکمت در آن آزمایش و بیرون آوردن باطن مکلف، یا به فعلیت رساندن استعدادهای اوست. در مورد شفاعت هم می گوییم : ممکن است خدا مقدر کرده باشد که همه مردم با ایمان را نجات دهد؛ ولی در ظاهر احکامی مقرر کرده و برای مخالفت با آنها عقاب هایی معین نموده است، تا کفار به کفر خود هلاک گردند و مؤمنان به وسیله اطاعت به درجات محسنین بالا روند و گناه کاران به وسیله شفاعت به آن نجاتی که گفتیم خدا برایشان مقدر کرده برسند؛ پس هر دو حکم بر اساس عدالت بوده است هم تعیین عقاب و هم برداشتن آن. جواب حلی علامه به این شبهه این است که ایشان زمانی این سؤال را صحیح می دانند که برطرف شدن عقاب از مجرم به وسیله شفاعت؛ نقض حکم و ضد آن باشد در حالی که ایشان در ضمن تبیین مفهوم شفاعت؛ اثبات کرده اند که شفاعت ربطی به نقض اصل حکم و نقض عقوبت ندارد، بلکه شفاعت فقط مخالفت کننده و نافرمانی کننده را از مصداق شمول عقاب بیرون می کند و او را مصداق شمول رحمت و یا صفتی دیگر از صفات خدا از قبیل عفو و مغفرت و... می سازد. (ادامه دارد)
[ یکشنبه 23 تیر 1392 ] [ 08:10 ] [ محمدحسین تقوایی ]
حافظ و قرآن (سیری در اشارات قرآنی حافظ) ..................................... تتجافی جنوبهم عن المضاجع یدعون ربهم خوفا و طمعا و مما رزقناهم ینفقون* فلا تعلم نفس ما اخفی لهم من قرة اعین جزاءً بما کانوا یعملون (سجده 15 و 16) (شب هنگام ) پهلوهایشان از خوابگاه جدا می گردد و پروردگارشان را از روی بیم و طمع می خوانند و از آنچه روزیشان داده ایم انفاق می کنند* هیچ کس نمی داند چه چیز از آنچه مایه ی روشنی دیدگان است(به پاداش) آنچه انجام می دادند برای آنان پنهان شده است. دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است بدین راه و روش می رو که با دلدار پیوندی ........................ مرا در این ظلمات آنکه رهنمایی کرد نیاز نیم شبی بود و گریه سحری ........................ همچو حافظ غریب در ره عشق به مقامی رسیده ام که مپرس ....................... مرو به خواب که حافظ به بارگاه قبول ز ورد نیم شب و درس صبحگاه رسید .................... هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ از یمن دعای شب و آه سحری بود ..................
[ شنبه 22 تیر 1392 ] [ 11:40 ] [ محمدحسین تقوایی ]
حافظ و قرآن (سیری در اشارات قرآنی حافظ)
.................................. من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مؤمن فلنحیینه حیوة طیبة و لنجزینهم اجرهم باحسن ما کانوا یعملون (نحل 96) هر کس-از مرد یازن- کار شایسته مکند و مؤمن باشد؛ قطعا او را با زندگی پاکیزه ای،(حیات حقیقی) می بخشیم؛ و مسلما به آنان بهتر از آنچه انجام می دادند پاداش خواهیم داد. فردا شراب و کوثر و حور از برای ماست امروز نیز ساقی مه روی و جام می
[ جمعه 21 تیر 1392 ] [ 09:14 ] [ محمدحسین تقوایی ]
|
فروردین 1393 اسفند 1392 بهمن 1392 دی 1392 آذر 1392 آبان 1392 مهر 1392 شهریور 1392 مرداد 1392 تیر 1392 خرداد 1392 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 آذر 1391 آبان 1391 | |
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||