|
زلال حکمت | ||
|
تو را ز کنگره عرش می زنند صفیر...
روح بلند حضرت آیت الله ارسنجانی در شب شهادت حضرت رقیه (س) به ملکوت اعلی پیوست و در جوار اجداد طاهرینش آرام گرفت...
سیری اجمالی در زندگی مبارز نستوه؛فقیه فرزانه حضرت آیت الله ارسنجانی(ره)
حیات علمی
حضرت آیت الله سید محمد حسین حسینی ارسنجانی-رحمة الله علیه- فرزند مرحوم سید حسن (از نوادگان شهید ثالث؛قاضی نور الله شوشتری) به سال 1301 هجری شمسی در شهر ارسنجان و در خانه ای سرشار از نور قرآن و اهل بیت(ع) دیده به جهان گشود.وی پس از طی تحصیلات ابتدایی در زادگاه خود،برای تحصیل علوم دینی راهی شیراز شد و در جوار حضرت احمد بن موسی(ع) رحل اقامت افکند و مدرسه علمیه آقا باباخان را برای حجره نشینی و تحصیل دانش برگزید.مقدمات دروس حوزوی را در شیراز تا پایان سطح عالی،نزد اساتید بنام آن روزگار همچون آیت الله العظمی حاج شیخ علی اکبر روح الایمان و آیت الله شیخ محمد علی موحد به نیکی آموخت. مرحوم آیت الله ارسنجانی پس از گذراندن دوره سطح در شیراز،برای تکمیل آموخته ها و بهره مندی از محضر بزرگان فقه و اصول؛ راهی قم شد و در آنجا محضر پرفیض درس مرجع علی الاطلاق عالم تشیع؛حضرت آیت الله العظمی بروجردی(ره) را درک کرد و در درس خارج ان مرجع عظیم الشأن حاضر شد. رابطه استاد و شاگردی بین آن مرجع فقید و آیت الله ارسنجانی و نیز نقد آرای استاد و گفتگوی صریح و صمیمی با ایشان در حلقه درس؛ در خاطره بسیاری از بزرگان آن محفل کم نظیر زنده است.حضرات آیات عظام سید محمد تقی خوانساری(ره) و حجت(ره) از دیگر اساتید ایشان بوده اند.وی پس از چندی حلقه درس خارج آیات عظام محقق داماد و سید محمد رضا گلپایگانی را نیز همراهی کرد و در شمار اصحاب و مشاوران علمی آن بزرگواران در آمد.
بسیاری از فقهای نامدار و چهره های علمی در نیم قرن اخیر،از دوستان و همراهان ایشان بوده اند،از جمله حضرات آیات عظام و مجتهدین کرام؛مرحومین:
حاج علی صافی گلپایگانی،شیخ حسینعلی منتظری،حاج شیخ حبیب نوراللهی،سید عبدالرسول شریعتمداری،سید محمد کاظم آیت اللهی،حرم پناهی،سید جلال الدین طاهری اصفهانی،سید عبدالعلی آیت اللهی،شیخ علی پناه اشتهاردی،شهید دکتر بهشتی و نیز حضرات آیات:
سید موسی شبیری زنجانی،شیخ لطف الله صافی گلپایگانی،ناصر مکارم شیرازی،شیخ جعفر سبحانی و.. مراتب علمی و اخلاقی مرحوم آیت الله ارسنجانی را ستوده اند.
مرحوم حضرت آیت الله ارسنجانی در دوران حضور مبارک و دانش گستر خود در قم؛علاوه بر خوشه چینی از خرمن فقهای اهل بیت(ع)، در حوزه تدریس علوم و معارف آل الله(ع) نیز خوش درخشید و به تربیت چهره های نامدار و اساتید برجسته ای همت گماشت که اکنون همه آنه از استادان برجسته حوزه های علمیه قم و شیراز به شمار می روند.
حضور ذهن فراوان،چیرگی شگفت بر جزئیات فقهی و اصولی،آشنای ژرف با ادبیات عرب و آراء اصولی و فقهی پیشینیان، توانمندی کم نظیر در استلال و استنباط و تحلیل نظریه ها و گفتمان های فقهی،اشراف بر یکایک قواعد فقهی و جایگاه آنها در فرایند اجتهاد اصولی،شماری از فضیلت های علمی مرحوم آیت الله ارسنجانی می باشند.
هجرت به فسا حضرت آیت الله ارسنجانی(ره) که دل در گرو خدمت به خلق خدا داشت؛خلوت را بر جلوه گری ترجیح داد و حسب الامر مرحوم آیت الله العظمی بروجردی(ره) و نیز به دعوت مردم خداجوی فارس، طریق هجرت را برگزید و رو به سوی آن دیار نهاد و از آن پس در فسا رحل اقامت افکند و مجلس درس و بحث و شاگرد پروری آراست و به گشودن گره ها و مشکلات اهل ایمان کمر همت بست. و به حق که سفر ایشان به فسا؛مصداق سفر (من الحق الی الخلق) و نشانه شهرت گریزی ایشان بود.
مرحوم آیت الله ارسنجانی پس از هجرت به فسا؛ضمن نشر معارف قرآن و اهل بیت(ع)،رهبری گفتمان نهضت اسلامی را به رهبری قائد عظیم الشأن راحل امام خمینی(ره)،همراه با مرحوم آیت الله نظام(ره) در این بخش از کشور به دوش داشت و اجتهاد را به جهاد آراست و با مردم و در میان مردم قدم به میدان مبارزه گذاشت.
تاریخ اقامه نماز جمعه در فسا به امامت ایشان به دهه چهل شمسی باز می گردد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی؛به فرمان امام خمینی(ره) در سنگر نماز جمعه باقی ماند و این خدمت مقدس را تا سال 1381 ادامه داد و هر هفته مردم معرفت جوی فسا را به تقوا و بصیرت فرا خواند. افزون بر آن؛ نمایندگی مردم شریف استان فارس در مجلس خبرگان در دو دوره عهده دار شد.
عالم ربانی
آنچه حضرت آیت الله ارسنجانی(ره) ر ا تا بلندای (مرد خدا) برمی کشاند؛معنویت و اخلاق مداری آن فقیه فقید است که خود حکایتی دیگر دارد و دفتری دیگر باید برای آن گشود.
پرهیز از شبهات،انس بی وقفه با کلام وحی و اذکار مأثوره،گره گشایی از مشکلات مردم،اقامه جمعه و جماعت و نشر آموزه های اسلام،زهد و بی رغبتی به دنیا،تهجد و احیاء شعائر الهی گوشه هایی از قضیلت های اخلاقی ئ روحی آن عالم ربانی بودند.
در بستر بیماری
این فقیه خداجو و درد آشنا در سحرگاه نهم دی ماه 1390 مصادف با شب شهادت حضرت رقیه (س) بر اثر سکته مغزی سلامت تن را از کف داد و مدتی در بیمارستان ملی عصر(عج) فسا بستری شد. آنگاه برای ادامه درمان ایشان را به شیراز منتقل کردند و در بیمارستان و سپس در منزل فرزندشان تحت مراقبت های ویژه قرار گرفتند. به گفته نزدیکان ایشان،حالات و اشاره های آن الهی مرد حاکی از تمایل ایشان به انتقال به فسا داشت و ایشان را به فسا منتقل کردند.
اراده حق بر آن تعلق گرفت که روح بلند و ملکوتی حضرت آیت الله ارسنجانی در سحرگاه هفدهم آذرماه 1392 و از قضا مصادف با شب شهادت سه ساله شهید اهل بیت؛حضرت رقیه(س) در جوار اجداد طاهرینش آرام گیرد. (با تشکر از پایگاه خبری تحلیلی" سلام فسا " به خاطر انتشار این مطلب)
[ یکشنبه 17 آذر 1392 ] [ 12:38 ] [ محمدحسین تقوایی ]
دلسروده ای عاشورایی با الهام از غزل-مرثیه عاشورایی فخر شاعران آیینی مرحوم فاخری فسایی ...................... (عظم البلا عظم البلا قتل الحسین بکربلا) شمشیر و نیزه و نعل اسب،پیراهن کهنه و بوریا لب های تشنه و مشک آب،صد شعله فتاده به خیمه ها از فاخری و زشعر او،افتاده شراره به ما سوا (عظم البلا عظم البلا قتل الحسین بکربلا العرش صار لقتل سبط محمدٍ متزلزلا) ........... باید که رشته کاف و نون بگسسته و زیر و زبر شود باید که از تن عالمی،این جان ز غصه به در شود باید قیامت دیگری برپا زشور و شرر شود یعنی: به گودی قتلکاه افتاده سری ز بدن جدا (یوم القیامةِ جاء فی عاشور شهر محرم ٍ من قتل سیدنا الحسین و تابعیه بکربلا) ........... در کرببلا در جلوه گری آیات خدا بر پیکر او شد نیزه نشین قرآن مبین، آیینه ی "هو" گشته سر او از کوفه غم تا شام بلا،شد همسفر سر خواهر او سر بر سر نی قرآن به لبش،خواهرسخنش"لاحول ولا..." (رأس الامام علی القناة یدار فی طرق الملا والجسم منه مترب بدمائه مترملا) ........... از ره برسد با خنجر کین،تا مقتل او قاتل به شتاب خواهر روی تل، در ذکر خدا در حال نگه با قلب کباب "والشمر جالس ٌ علی..." بگذر دل من زین سطر کتاب ای سینه بسوز ای دیده ببار،خون گریه کن از این سوزعزا (اجر الدموع من العیون علی الحسین و صحبه نوحوا بماتم سیدالشهداء یا اهل الولا) .......... باید بزنم زانوی ادب بر آستان تو فاخری تا بهره ای ببرم من از آن سحر بیان تو فاخری رضوان الهی و رحمتش بر روح و روان تو فاخری این مرثیه زد آتش به دلم، بر سوز کلام تو مرحبا (الفاخریُّ رثی لمن بکت السماءُ لقتله قد ناح جعفر ٌالحزین علی الحسین و اعولا) .............. سروده ی : محمد حسین تقوایی (برای آشنایی با زندگی و سروده های آیینی دانشمند فرهیخته؛خطیب برجسته و شاعر و نوحه سرای حضرت اباعبدالله الحسین(ع) ؛فخر شاعران آیینی مرحوم حجة الاسلام میرزا محمد جعفر فاخری فسایی به آرشیو مطالب همین وبلاگ آذر و دی 91 و اردیبهشت 92 مراجعه فرمایید)
[ سهشنبه 12 آذر 1392 ] [ 20:46 ] [ محمدحسین تقوایی ]
[ پنجشنبه 07 آذر 1392 ] [ 16:39 ] [ محمدحسین تقوایی ]
این عشق پربهاست به عالم نمی دهم من طعم چای روضه به زمزم نمی دهم...
[ سهشنبه 05 آذر 1392 ] [ 20:33 ] [ محمدحسین تقوایی ]
عزت و شکوه حسینی در آخرین لحظات ...گل من یک نشانی در بدن داشت یکی پیراهنی کهنه به تن داشت...
اشاره در نوشتارهای پیشین متذکر شدم که حضور برجسته عنصر(مصیبت) در حادثه عاشورا و تأکید بزرگان دین بر (اقامه ی عزا)ی حضرت ابا عبدالله (ع) به عنوان مهم ترین راهکار پاسداشت هدف و پیام مکتب عاشورا؛متأسفانه مهم ترین علت مغفول ماندن جلوه های جمیل شکوه و عزت حسینی در این مکتب شده است. این نوشتار به یکی دیگر از این تجلیات زیبا می پردازد. *** همه ما از اهل منبر و مداحان اهل بیت(ع) مصیبت(پیراهن کهنه) را بسیار شنیده ایم؛ماجرایی که در واپسین دقایق عمر شریف حضرت امام حسین(ع) اتفاق افتاد و نیز بسیار بر این سوگ اشک ریخته ایم،در حالی که متأسفانه در همین حادثه جانسوز یکی از زیباترین تجلیات عزت حسینی سخت مغفول واقع شده و کمتر بدان پرداخته شده است. به روایت سید بن طاووس امام(ع) در آخرین لحظات؛ به اهل حرم فرمودند: (ایتونی بثوب لا یرغب فیه اجعله تحت ثیابی،لئلا اجرد منه) (برای من جامه کهنه ای بیاورید که کسی به در آوردن آن رغبت نکند.می خواهم آن را زیر لباس خود بپوشم شاید که آن را از تن من بیرون نیاورند.) معمولا روضه خوان ها تا این قسمت از ماجرا را ذکر می کنند و سپس به مصیبت قتلگاه و جستجوی حضرت زینب(س) در آنجا می پردازند؛ در حالی که با کمال تأسف؛ زیباترین و شکوهمند ترین تصویر این ماجرا را ذکر نمی کنند! لهوف می نویسد: (فأتی بتبان) تبانی را برای حضرت آوردند! ارباب لغت؛(تبان) به ضم تاء و تشدید باء را به لباس کوتاه و کوچک و بی ارزشی معنا کرده اند که صاحبان مشاغلی خاص آن را می پوشند(ر.ک:مختار الصحاح؛محمد بن ابی بکر رازی؛چاپ بیروت؛نشر دارالفکر؛؛1424 ه.ق) امام(ع) با مشاهده آن فرمودند: (لا؛ ذاک لباس من ضربت علیه الذلة) (نه؛این لباس کسی است که خواری دامن گیرش شده باشد!) آنگاه لباسی کهنه اما شایسته آوردند و به روایت لهوف،امام(ع) آن را پاره کردند و زیر لباس خود پوشیدند؛اگر چه سخت دلی لشگر کوفه چنان بود که آن را نیز از تن او درآوردند.(ر.ک: لهوف؛سیدبن طاووس؛ترجمه: علیرضا رجالی تهرانی؛نشر نبوغ؛1385) به راستی چرا باید این تجلی زیبای عزت الهی در عاشورای اباعبدالله(ع)؛ مورد غفلت واقع شود؟ آیا صرف گریستن-و گاه با هر مطلب بی سند و کذب اشک ریختن- ما را با پیام و هدف امام(ع) و درس های عاشورا آشنا می کند؟ آیا نوبت آن نرسیده که متولیان امر مقدس اقامه عزای سیدالشهداء(ع) – اهل منبر و مداحان و...- در محافل آسمانی عزای امام(ع) طرحی نو در اندازند؟ به امید آن روز؛انشاالله.
[ جمعه 01 آذر 1392 ] [ 14:20 ] [ محمدحسین تقوایی ]
مرد آفرین روزگار سیری اجمالی در : (خطبه حضرت زینب-سلام الله علیها- در کوفه)
بی تردید؛وجود مقدس دختر بزرگوار امیرالمؤمنین(ع)؛عقیله بنی هاشم،حضرت زینب کبری(س) مهم ترین عامل حفظ مکتب عاشورا می باشد.زنی که در مسیر سیر الی الله گوی سبقت را از مردان ربود و به حق شایسته لقب (مردآفرین روزگار) شد: زن مگو مردآفرین روزگار زن مگو بنت الجلال اخت الوقار (عمان سامانی) حضرت زینب (س) را به حق (ام المصائب) نامیده اند؛ و شدت مصیبت هایی که در حادثه عاشورا و بعد ازآن بر وجود نازنین آن بزرگوار وارد آمد،بر هیچ کسی پوشیده نیست. اما روح بزرگ و آسمانی زینب(س) در برابر این همه مصیبت،شکسته نشد و با مردانگی تمام به آفرینش حماسه هایی پرداخت که مکتب عاشورای حسین(ع) را تا قیام قیامت جاودانه ساخت و الحق که (کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود...) از زیباترین جلوه های جمال جمیل عزت؛آزاد منشی و بزرگواری این بانوی عظیم القدر،خطبه شجاعانه و حماسی حضرتش در کوفه می باشد.خطبه ای که متأسفانه در بین اهل منبر و مداحان اهل بیت(ع)؛شاید به علت حضور پررنگ مصیبت درمکتب عاشورا مغفول و مهجور مانده است. شاید کمتر از دو سه روز بعد از حادثه جانسوز عاشورا که حضرت زینب(س) شاهد دردکشیده آن واقعه بود؛دختر علی(ع) در میان مردم بی وفای کوفه به ایراد خطبه ای پرشور و حماسی پرداخت که فصل جدیدی را در نهضت عاشورا آغاز کرد و ارکان حکومت اموی را به لرزه در آورد. بشیر بن خزیم اسدی راوی این خطبه حماسی می گوید که با اشاره دست زینب(س)؛نفس ها در سینه ها حبس شد و زنگ های کاروان از حرکت ایستادند و گویا دخترعلی(ع) به زبان امیرالمؤمنین(ع) سخن می گفت! در پایان این خطبه حماسی به روایت (لهوف)؛مردم کوفه حیران و سرگردان می گریستند و دست هایشان را بر دهان های خود می گذاشتند و انگشت می گزیدند! زینب(س) شاگرد ممتاز مکتب وحی و معلم قرآن زنان کوفه در عهد خلافت امیرالمؤمنین(ع) است و باید کلامش ریشه در قرآن داشته و به اشارات وحیانی مزین باشد؛از مهم ترین ویژگی های این کلام ماندگار زینبی،وجود هفت اشاره معنا دار به قرآن کریم در این خطبه کوتاه اما عظیم الشأن می باشد. آغازگر کلام زینب(س) مانند خطابه های علوی؛حمد و سپاس خدا و درود بر پیامبر اکرم(ص) بود.آنگاه حضرت در اعتراض به گریه های کوفیان بی وفا با اشاره ای ظریف به آیه 92 سوره نحل فرمودند: (...مثل شما مثل همان زنی است که رشته های خود را می بافت و سپس آن را بر می گشود؛شما نیز سوگندهای خود را وسیله تقلب و فریب قرار دادید و بعد از ایمان به خدا و پیامبر با این گناه بزرگ،رشته ایمانتان را گشودید...) آنگاه حضرت با تشبیه اهل کوفه به گیاهی که در منجلاب بروید یا به نقره ای که در دل خاک دفن شده باشد،و با استمداد از قرآن(سوره مائده آیه 80) فرمودند: (...الا ساء ما قدمت انفسکم ان سخط الله علیکم و فی العذاب انتم خالدون ...چه بد ذخیره ای برای آخرت خویش فرستاده اید،شما مستوجب خشم و غضب الهی هستید و در عذاب،جاوید خواهید بود.) سپس حضرت زینب(س) در واکنش به گریه و ناله کوفیان؛با اشاره ای حکیمانه به آیه 82 سوره توبه که خطاب به منافقان می فرماید: (فلیضحکوا قلیلا و لیبکوا کثیرا جزاء بما کانوا یکسبون) فرمودند: (...آیا گریه و ناله می کنید؟ آری به خدا که باید بسیار بگریید و کم بخندید؛هرآینه ننگ و عار این جنایت دامن شما را گرفته و با هیچ آبی نمی توانید این لکه را بشویید.چگونه خون پسر خاتم پیامبران و معدن رسالت و سید جوانان اهل بهشت شسته می شود؟....) آنگاه حضرت با دلی پر ازدرد زبان به نفرین اهل کوفه گشود و از با استمداد از عبارت قرآنی(...و ضربت علیهم الذلة و المسکنة و باءوا بغضب من الله...بخشی از آیه 61 بقره)فرمودند: (..از رحمت خدا دور باشید و نابود گردیدکوششتان بی نتیجه و دست هایتان بریده باد...بؤتم بغضب من الله و ضربت علیکم المسکنة..خشم خدا را بر خود نازل نمودید و داغ ذلت و بیچارگی بر شما نقش بست...) سپس حضرت زینب(س) با تلفیقی زیبا از حماسه و مصیبت فرمودند: (..وای بر شما مردم کوفه! آیا می دانید چه دلی از رسول خدا خرلشیدید؟ و چه جگری از او شکافتید؟ و کدام پرده نشینان عصمت را از پرده بیرون افکندید؟ آیا می دانید چه خونی از پیامبر بر زمین ریختید؟ چه هتک حرمتی از او کردید؟...) در پایان این خطبه کوتاه حماسی؛حضرت(س) با تلاوت آیه (ان ربک لبالمرصاد)،کوفیان را به عذاب ذلت بار الهی و مجازات سخت در قیامت وعده داد. (برای مشاهده متن این خطبه ر.ک: لهوف سیدبن طاووس ترجمه : علیرضا رجالی تهرانی انتشارات نبوغ؛1385؛صص194تا 197)
[ جمعه 24 آبان 1392 ] [ 15:51 ] [ محمدحسین تقوایی ]
(عزت در مکتب عاشورا ) به روایت (لهوف)
(اللهوف فی قتلی الطفوف) مشهور به (لهوف) اثر ماندگار دانشمند برجسته و عالی قدر شیعه رضی الدین علی بن موسی بن جعفر بن طاووس(589-664 ه.ق)؛ بی شک از مستندترین و معتبرترین مقاتلی است که پیرامون حادثه عاشورا نگاشته شده است. از مهم ترین ویژگی های لهوف که سبب تمایز آن از سایر مقاتل می شود؛(مغفول نماندن عنصر عزت در حادثه عاشورا) می باشد.حضور پررنگ و بی سابقه عنصر (مصیبت) در این مکتب و تأکید بزرگان دین بر اقامه عزای حضرت اباعبدالله الحسین(ع) به عنوان مؤثرترین راه کار زنده نگه داشتن پیام عاشورا باعث شده که بسیاری از نویسندگان مقاتل و به تبع آنها اهل منبر و مداحان اهل بیت(ع) از حضور (عزت مندی) در حادثه عاشورا غافل شده و بیشتر به تجلی صفحه مصیبت عاشورا بپردازند.
در این نوشتار بر آنیم تا جلوه هایی از عزت مندی؛ آزادگی و ظلم ستیزی مکتب عاشورا به عنوان یکی از مهم ترین درس های این مکتب به روایت لهوف بیان نماییم. 1) عزت حسینی در برابر فرماندار مدینه بعد از مرگ معاویه؛ یزید طی نامه ای از فرماندار مدینه-ولید بن عتبه- خواست تا از امام حسین(ع) برای یزید بیعت بگیرد.صاحب لهوف به بیان جزئیات این ماجرا و ذکر سخنان عزت مند امام (ع) پرداخته است: (...ما از خاندان نبوت و رسالتیم؛خاندانی که خانه آنها محل رفت و آمد فرشتگان است و خداوند به خاطر ما همه چیز را آغاز کرد و پایان می بخشد.اما یزید فردی فاسق و شراب خوار و قاتل است و آشکارا گناه و جنایت می کند؛ و مثل من با مثل او بیعت نخواهد کرد...) (ر.ک: لهوف؛ترجمه علیرضا رجالی تهرانی؛انتشارات نبوغ ؛قم؛1385؛ص 43) 2) عزت مندی حضرت مسلم (ع) به روایت سید بن طاووس؛حضرت مسلم بن عقیل(ع) پس از پیمان شکنی اهل کوفه و تنها ماندن،آنگاه که کار به جنگ و پیکار کشید،در هنگامه جنگ رجز می خواند و محتوای این اشعار عزت و عزت مندی بود. ترجمه بخشی از آن رجز حماسی چنین است: (سوگند یاد کرده ام که کشته نشوم مگر آزادانه و من مرگ در بستر را شایسته نمی دانم...) همچنین صاحب لهوف به بیان جزئیات حضور مسلم(ع) در مجلس ابن زیاد می پردازد.به روایت لهوف؛حضرت مسلم بر ابن زیاد سلام نداد و آزادانه به رسوا کردن او و یزید پرداخت.(ر.ک: همان صص 80 و 81) 3) سروده عزت مند امام(ع) در ملاقات با فرزدق به روایت لهوف امام(ع) در بین راه با فرزدق ملاقات کرد و اشعاری سرود که برخاسته از روح بلند و آزاد منش امام(ع) است.ترجمه پاره ای از آن اشعار چنین است: (...اگر دنیا کالایی نفیس به شمار آید؛خانه پاداش خدا برتر و زیباتر است. و اگر بدن ها برای مردن آفریده شده اند،پس کشته شدن انسان در راه خدا با شمشیر برتر ئو با فضیلت تر است...) (ر.ک: همان ص 103) 4) عزت آموزی امام (ع) در خطبه های بین راه تمام سخنرانی های امام(ع) در بین راه و بعد از آن جلوه ای از عزت مندی مکتب عاشوراست: (...من مرگ را جز سعادت و زندگی با ستمگران و ناپاکان را جز ذلت و ننگ نمی بینم...) (ر.ک: همان ص 109) 5) عزت حضرت عباس(ع) در رد کردن امان نامه شمر به روایت لهوف؛آنگاه که شهر برای حضرت ابوالفضل (ع) و برادرانش امان نامه آورد،آنها عزت مندانه آن را نپذیرفتند. عباس(ع) با قاطعیت به شمر فرمود: (دو دستت قطع باد! لعنت بر آن امانی که برای ما آورده ای! ای دشمن خدا!آیا به ما می گویی برادر و مولایمان حسین پسر فاطمه را رها کنیم و به فرمان ملعون و ملعون زادگان در آییم؟) شمر خشمگینانه به سمت سپاه خود بازگشت. (ر.ک: همان ص 125) 6) عزت مندی امام(ع) در خطابه پیش از نبرد امام(ع) پیش از آغاز نبرد روز عاشورا و برای هدایت و اتمام حجت بر آنها،سخنرانی مفصلی ایراد فرمودند که صاحب لهوف آن را روایت کرده است و سراسر این خطابه پرشور جلوه گاه حضور عزت و آزادگی در مکتب عاشوراست: (...ای مردم آگاه باشید زنا زاده پسر زنا زاده مرا بین دو کار مخیر گردانید: شمشیر کشیدن یا خواری کشیدن! و به دور باد که ما تن به ذلت دهیم...) (ر.ک : همان ص135) 7) عزت حسینی بر بالین شهدای کربلا حتی بیانات امام(ع) بر بالین شهدا تلفیقی بود از مصیبت و حماسه و عزت! به روایت لهوف؛امام(ع) بر بالین حر چنین فرمودند: (براستی که تو همچنان که مادرت تو را حر نامید؛آزاد مردی! آزاد در دنیا و آخرت) (ر.ک: همان ص143) 8) رجز خوانی امام (ع) تجلی عزت حسینی (القتل اولی من رکوب العار والعار اولی من دخول النار) مشهورترین رجز امام (ع) به روایت لهوف است: (کشته شدن از زندگی با ننگ و عار بهتر و ننگ و عار از آتش دوزخ بهتر است) (ر.ک: همان ص161) 9) کهنه پیراهن امام (ع) جلوه گاه عزت امام(ع) از مشهور ترین مصائبی که اغلب از مداحان اهل بیت(ع) می شنویم و می گرییم؛ پیراهن کهنه خواستن امام(ع) است؛اما متأسفانه جلوه عزت مندی این حادثه را کمتر شنیده ایم! به روایت لهوف؛ آنگاه که امام(ع) در خواست پیراهن کهنه کردند تا شاید آن را از بدن حضرت بیرون نیاورند،جامه کوتاهی را برایشان آوردند! امام(ع) فرمودند: (نه هرگز! این لباس کسی است که خواری دامن گیرش شده باشد!) (ر.ک: همان ص167) 10) لحظه شهادت امام(ع)؛اوج تجلی عزت صاحب لهوف از زبان هلال بن نافع لحظات آخر زندگی امام(ع) را چنین روایت می کند: (...حسین را در حال جان دادن دیدم؛به خدا سوگند که هرگز کشته به خون آغشته ای را ندیدم که زیباتر و نورانی تر از او باشد! و من چنان محو رخسار نورانی و زیبایش شده بودم که نفهمیدم او را چگونه کشتند!) (ر.ک: همان ص 173) تجلیات دیگری از عزت عاشورایی مربوط به حوادث بعد از شهادت امام (ع) را در مجالی دیگر به تماشا خواهید نشست.انشاالله. به امید روزی که مداحی مداحان اهل بیت(ع) در عزای سالار شهیدان بر پایه معرفت و آگاهی باشد و پرداختن به صفحه (مصیبت) عاشورا ما را از (عزت) عاشورا غافل نسازد.
[ چهارشنبه 22 آبان 1392 ] [ 15:04 ] [ محمدحسین تقوایی ]
آیه تطهیر ؛ رویداد کسا و حدیث کسا
(...انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا*احزاب 33) اشاره بخش پایانی آیه 33 سوره احزاب که به آیه تطهیر معروف می باشد از مشهورترین و مهم ترین آیاتی است که شیعه آن را به عنوان سند قرآنی عصمت اهل بیت(ع) می داند و به عنوان برگ زرینی بر دفتر افتخارات و حقانیت شیعه می درخشد. محتوای بلند این آیه متأسفانه مورد کج فهمی برخی قرار گرفته و از همین روی معرکه آراء مفسران شیعه و سنی شده است.این نوشتار اشارتی گذرا دارد به برخی از نکات مهم و قابل توجه این آیه. 1)شأن و مکان نزول آیه تطهیر بنا به نظر بیشتر مفسران شیعه و سنی آیه تطهیر در خانه یکی از زنان پیامبر(ص) نازل شده است؛اگر چه میان مفسران در این که آیه در خانه کدام یک از آنها نازل شده گفتگوست،اما تأمل در روایات تفسیری این آیه نزول آن را در خانه (ام سلمه) تأیید می کند.بنا به نقل ام سلمه آن روز که پیامبر(ص) در خانه او بود؛دستور فرمود که به کسی جز خاندانش اجازه ورود ندهد.آنگاه حضرت زهرا(س) با طبقی از غذای مورد علاقه پیامبر(ص) بر حضرتش وارد شد؛سپس پیامبر از فاطمه(س) خواستند تا همسر و دو فرزندش نیز بیاورد.با ورود آنها و بر سر سفره غذا-که این بار به طور استثنا و با هدف، بدون حضور ام سلمه بود- آیه تطهیر نازل شد .سپس پیامبر(ص) کسای خیبری را بر سر داماد و دختر و فرزندانش کشید و آیه تطهیر را تلاوت کرد.ام سلمه از پیامبر خواست تا به عنوان همسر پیامبر در جمع اهل بیت(ع) داخل شود اما حضرت مانع ورود وی شده و فرمودند: تو بر خیر و نیکی و از همسران پیامبر خدایی.(ر.ک : تفسیر الدر المنثور سیوطی ج 5 و6ذیل آیه تطهیر) 2) شأن اهل بیت(ع) در آیه تطهیر آیه تطهیر با تأکیدات مکرر و مهمی مقام والای عصمت (مصون بودن اهل بیت از گناه و اشتباه) را برای آنها اثبات می کند: الف) واژه (انما) که از ادات حصر است، انحصار اراده الهی را مبنی بر عصمت اهل بیت(ع) می رساند. ب)تقدم جار و مجرور (عنکم) بر مفعول به (الرجس) نیز اختصاص و انحصار را افاده می کند. ج) اعراب نصب در (اهل البیت) نیز بنا بر اختصاص است که در حقیقت، تأکیدات قبل را تأیید می کند. د)آمدن (یطهرکم) از پی (لیذهب عنکم...) تأکید موضوع زایل شدن پلیدی ها؛در کنار آراسته شدن به ارزش های معنوی و فضایل اخلاقی را برای اهل بیت(ع) اعلام می دارد. ه) مفعول مطلق نوعی (تطهیرا) مبالغه در موضوع تطهیر یا غیر قابل وصف بودن طهارت معنوی اهل بیت(ع) را مطرح می کند. 3) (رجس) چیست؟ علامه طباطبایی در المیزان؛ (رجس) را هر نوع پلیدی و انحراف فکری،روانی،عملی اعم از شرک و کفر و نفاق و جهل مرکب و گناه و اشتباه می داند.(ر.ک: المیزان ج16 ذیل آیه تطهیر) 4) مقصود از (اهل بیت) چیست؟ بسیاری از مفسران اهل سنت با توجه به این که آیات قبل از آیه تطهیر خطاب به همسران پیامبر(ص) است؛اصرار دارند که تمام همسران پیامبر(ص) به همراه حضرت زهرا(س) و امیرمؤمنان(ع) و حسنین(ع) را اهل بیت پیامبر (ص) بدانند.اما شیعه با دلایل فراوان قرآنی و روایی و عقلی؛ زنان پیامبر (ص) را شامل (اهل بیت) به معنای خاص آیه تطهیر نمی داند و فقط حضرات پیامبر؛زهرا؛علی؛ حسنین(علیهم السلام) و به تبع آنها بقیه امامان معصوم را جزء اهل بیت و دارای عصمت الهیه می داند.اکنون پاسخ به چند پرسش پیرامون این موضوع: الف)آیا با توجه به این که خطاب آیه تطهیر و آیات قبلش به همسران پیامبر(ص) است، آنها را نمی توان در زمره اهل بیت(ع) محسوب کرد؟ نیز در زمره اهل بیتند؟ ضمایر آیات قبل و بعد از این آیه عموما مؤنث آمده است، در حالی که ضمایر آخرین قسمت آیه 33 سوره احزاب (آیه تطهیر) همه به صورت جمع مذکر است و این نشان می دهد معنای دیگری مورد نظر بوده است.(ر.ک: تفسیر نمونه ج 17 ص 294). ب)چگونه در میان بحث از وظایف زنان پیامبر(ص) مطلبی گفته شود که شامل زنان آن حضرت نمی شود؟ پاسخ را از مرحوم (طبرسی) در تفسیر ارزشمند (مجمع البیان) و به نقل از تفسیر نمونه می آوریم: (این اولین بار نیست که در آیات قرآن به آیاتی بر می خوریم که در کنار هم قرار دارند اما از موضوعات مختلفی سخن می گویند...) علامه طباطبایی معتقد است که آیه تطهیر جداگانه نازل شده و در هنگام جمع آوری قرآن در عصر پیامبر(ص) یا بعد از آن در کنار این آیات قرار داده شده است.(ر.ک: المیزان ج 16 ص 466) 5) دلیل قرآنی عدم شمول زنان پیامبر (ص) در دایره اهل بیت(ع) چیست؟ به اعتقاد شیعه هیچ یک از زنان پیامبر(ص) در زمره اهل بیت به معنای خاص آیه تطیر نیستند و اهل سنت معتقدند که تمام آنها جزء اهل بیت محسوب می شوند و گزینه سومی وجود ندارد. آیه تطهیر مقام عصمت الهیه را برای اهل بیت(ع) اثبات می کند پس اگر زنان پیامبر(ص) نیز شامل آیه تطهیر شوند باید آنها نیز معصوم باشند؛ در حالی که آیات اول تا پنجم سوره تحریم به صراحت اعلام می کند که دو تن از زنان پیامبر(ص) در افشای راز آن حضرت مرتکب گناه کبیره شدند و در آیه چهارم به آنها دستور توبه می دهد. پس قطعا زنان پیامبر (ص) از دایره مصادیق اهل بیت نبوت خارج می شوند. تذکر مهم: با توجه به آنچه گفتیم و نیز نکات اجتماعی و سیاسی وطرح شده در سوره احزاب؛ روشن می شود که عنوان (ام المؤمنین) برای زنان پیامبر(ص)؛یکی جنبه منع فرصت طلبان از سوء استفاده سیاسی از زنان پیامبر(ص) از طریق ازدواج با آنان بعد از پیامبر(ص) را دارد و جنبه دیگر بعد اخلاقی حفظ حرمت ویژه حریم ناموسی پیامبر(ص) حتی بعد از رحلت وی می باشد. پس این عنوان نه موجب محرمیت شرعی می شود و نه دلیل ارزش معنوی می باشد که واقعیات تاریخی صدر اسلام آن را قطعا نفی می کند.(ر.ک: بررسی شخصیت اهل بیت در قرآن به روش قرآن به قرآن ؛ دکتر ولی الله نقی پورفر؛نشر مرکز آموزش مدیریت دولتی؛1380) 5) آیه تطهیر و آنچه معروف به (حدیث کسا)ست: بر طبق آنچه در شأن نزول آیه تطهیر گذشت؛نزول این آیه در خانه یکی از همسران پیامبر(ص) و ممانعت حضرت از ورود آن زن به جمع اهل بیت(ع) دارای پیامی خاص و تأکیدی فراوان بر مصادیق حقیقی اهل بیت(ع) و خروج زنان حضرت از دایره شمول اهل بیت(ع) است. (واقعه کسا ) و (نزول آیه تطهیر) از مسلمات تاریخی است که مفسران شیعه و سنی و مورخان مسلمان به تواتر از آن یاد کرده اند. آنچه امروز به (حدیث کسا) معروف و در مفاتیح الجنان مرحوم شیخ عباس قمی آمده و از آن نزول این آیه در خانه حضرت زهرا(س) استفاده می شود؛ متأسفانه حدیثی بدون سند است که خود محدث قمی در (منتهی الامال) و در شرح زندگی امام حسین(ع) به مستند نبودن آن اشاره کرده و بعد از فوت وی ناشران؛ بر خلاف میل آن بزرگوار، آن را در پایان مفاتیح الجنان اضافه کرده اند.(ر.ک: مفاتیح نوین؛ آیت الله مکارم شیرازی ص 1165) آیت الله محمدی ری شهری در جلد اول کتاب (اهل بیت در قرآن و حدیث) صفحات 42 تا 45 ؛ می نویسد که این حدیث بی سند اولین بار در کتاب (منتخب) اثر فخر الدین محمد بن علی نجفی معروف به شیخ طریحی آمده است. و شگفت این که در حاشیه کتاب (عوالم العلوم) سندی برای این حدیث ذکر می شود که هر کس اندک آشنایی با علم رجال داشته باشد به نادرست بودن آن پی می برد.
[ پنجشنبه 02 آبان 1392 ] [ 17:24 ] [ محمدحسین تقوایی ]
معلم ایمان؛الگوی صداقت (به بهانه آیین نکوداشت معلم پیش کسوت و کتابفروش انقلابی فسا؛استاد حاج علی اصغر امیدی)
نام استاد حاج امیدی برای بیشتر همشهریان فسایی به ویژه نسل گذشته و دانش آموزان ده های شصت و هفتاد،تداعی کننده خاطرات شیرین بسیاری است.بزرگ مردی که در کسوت شریف معلمی؛حق بزرگی بر بسیاری از فسایی ها و به ویژه دانش آموختگان این دیار دارد. حاج امیدی را بی تردید می توان از چهره های تأثیر گزار فرهنگی در جریان نهضت امام خمینی در شهرستان فسا به شمار آورد.در آن سال های پر ماجرا ؛ جوانان پرشور و انقلابی فسا – که هم اکنون گرد پیری بر سر و چهره دارند- تنها مرجع و مأوایشان برای تهیه کتاب های اسلامی و به ویژه رساله ی امام خمینی، حاج امیدی بود و چند مغازه در بازار فسا – از جمله مغازه مرحوم پدر نگارنده این سطور در اول بازار- میعادگاه حاج امیدی و یارانش بود. و به اذعان بسیاری از مردمان آن روزگار؛نام حاج امیدی با مجله (مکتب اسلام) گره خورده بود،همان رسانه ای که در آن زمان از مؤثرترین پایگاه های نشر معارف اصیل اسلامی بود. حاج امیدی بعد از پیروزی انقلاب نیز به فعالیت های تبلیغی خود ادامه داده و می دهد و همچنان او را به عنوان کتابفروش سیار و متدین فسایی می شناسیم. از مهم ترین ویژگی های شخصیتی استاد حاج امیدی- که می تواند برای تمام معلمان دینی الگویی شایسته باشد- تلفیق زیبای (علم) و (عمل) در وجود این انسان الهی است. حقیر که در دوران دبیرستان افتخار شاگردی این بزرگ مرد و سال هاست که توفیق معاشرت و همنشینی با ایشان را دارم؛به خوبی به این ارزش شخصیتی ایشان پی برده ام و در این همه سال- خدا را گواه می گیرم- کلمه ای از ایشان نشنیده ام که خود عامل به آن نباشند و بی شک رمز توفیق حاج امیدی در تدریس مؤثر درس دینی همین مطلب است. به اعتقاد حقیر؛معلم دینی برای موفقیت و تأثیر گزاری بیشتر باید علاوه بر علم و دانش و توانمندی تدریس روش مند،مؤید به توفیقات و الهامات و اشراق هایی از جانب خدا نیز باشد و استاد حاج امیدی از این دسته معلمان موفق درس دینی بودند. هرگز فراموش نمی کنم که در کلاس های درس؛این بزرگ مرد آنچنان مفاهیم دینی-به ویژه احکام- را با بیانی ساده و دلنشین تدریس می کردند که تصور سختی و غلظت در دین از ذهن دانش آموزان محو می شد. استاد حاج امیدی که خود با تلمذ در مکتب قرآن و اهل بیت(ع)؛حلاوت آموزه های دینی را چشیده اند،با بیانی ساده و صمیمی و بی تکلف- در عین حال روش مند- این شیرینی آسمانی را در قالب شرابی روحانی در جام دل دانش آموزانش می ریخت. اقدام (جبهه کتاب فسا) در جهت نکوداشت این استاد فرزانه را می ستایم؛متواضعانه دست این معلم الهی-که حق بزرگی بر حقیر دارد- را می بوسم و برای ایشان صحت و سلامت و طول عمر بابرکت آرزومندم. [ پنجشنبه 18 مهر 1392 ] [ 15:07 ] [ محمدحسین تقوایی ]
مگر می شود زندگی مرا در هم ریخته آفریده باشد ؛ خدای دانه های انار !!....
[ چهارشنبه 03 مهر 1392 ] [ 19:08 ] [ محمدحسین تقوایی ]
|
فروردین 1393 اسفند 1392 بهمن 1392 دی 1392 آذر 1392 آبان 1392 مهر 1392 شهریور 1392 مرداد 1392 تیر 1392 خرداد 1392 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 آذر 1391 آبان 1391 | |
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||