زلال حکمت
 
قالب وبلاگ
نويسندگان
چت باکس


مرد آفرین روزگار

............................

ای مرا دلبر و دلدار ، بیا برگردیم

خیمه برپا مکن این بار، بیا برگردیم

دم به دم دشمن خونخوارتری می آید

تا که فرصت بود ای یار، بیا برگردیم

از نگاه همه زن های حرم غم بارد

تا نگشتیم عزادار، بیا برگردیم

دشمن از دیدن عباس دلش می لرزد

تا سرپاست علمدار، بیا برگردیم

سر بازار تو ای یوسف زهرا نبود

غیر شمشیر خریدار، بیا برگردیم.....

...........................................................

این چند بیت را محرم امسال، یکی از مداحان معروف و مطرح کشور با سبکی ویژه و شور و حالی خاص ( و البته با همراهی طبل و دمام!!) می خواند و بعد از هر مصراع هم از مستمعین جواب می گرفت که : (بیا برگردیم) و بر این جمله با تکرار و تکیه های لحنی و اشارات ظاهری دست و چهره تأکید می کرد. آنچه ازاین اشعار بر می آید خطاب و زبان حال حضرت زینب (س) با حضرت سیدالشهدا(ع) است. آیا واقعا حضرت زینب (س) -  آن مرد آفرین روزگار -  با حضرت ابا عبدالله (ع) چنین گفته اند؟ آیا در خواست بازگشت از کسی یکی مهم ترین ستون های نهضت حسینی به شمار می آید، حقیقت دارد؟ آیا می توان پذیرفت که شخصیت عظیم الشأنی که پیامبر بزرگ عاشورا بود و اگر نبود پیام هدایت گر عاشورا در کربلا دفن می شد؛ این قدر حقارت روح دارد که درخواست بازگشت می کند؟

بقيه در (ادامه مطلب)

 


آنچه مسلم است در هیچ یک از منابع معتبر تاریخی ذکر نشده که حضرت زینب (س) به زبان (قال) تقاضای بازگشت نماید! شاید بگویند این اشعار (زبان حال) آن وجود مقدس است؛ متأسفانه ما در فهم معنای زبان حال دچار اشتباه شده ایم. به گونه ای که به جای این که روح خودمان را تعالی ببخشیم و ظرفیت وجودی آن بزرگواران را پیدا کنیم و آنگاه زبان حال اهل بیت (ع) شویم؛ بر عکس ، آنها را از آن مقام والا تنزل می دهیم؛ روح بزرگ آنها را کوچک می انگاریم ؛ آنها را جای خودمان قرار می دهیم و آنگاه به بیان زبان حال می پردازیم!

نتیجه ی نگاه تک بعدی و صرفا مصیبتی به نهضت امام حسین (ع) سرودن و خواندن چنین اشعاری است! نمی گویم که حضرت زینب(س) مصیبت ندید؛ حقیقتا ایشان ام المصائب بود. اما فراموش نکنیم که گوینده ی "ما رأیت الا جمیلا" هرگز نمی گوید "بیا برگردیم". مگر نه این که بشیر بن خزیم اسدی ؛ حال و هوای آغاز خطبه ی حضرت زینب(س) را در کوفه چنین بیان می کند:

" آن روز به زینب دختر علی (ع) توجه کردم. به خدا سوگند هرگز هیچ زن با حیا و محجوبی را در سخنوری شیواتر و گویاتر از او ندیدم؛ آنچنان سخنرانی می کرد که گویا از زبان امیرالمؤمین(ع) سخن می گوید. او به مردم کوفه اشاره کرد که ساکت شوند و در آن هنگام تمام نفس ها در سینه ها حبس شد؛ حتی زنگ های شتران نیز از حرکت ایستادند..." (ر.ک : لهوف ؛ سیدبن طاووس ؛ ترجمه ی محمد اسکندری ؛ ص 201 ؛ نشر پیام عدالت ) فراموش نکنیم که خطبه ی غرا و کوبنده ی حضرت زینب (س) در کوفه فقط چند روز بعد از مصیبت های عاشورا بود! آیا می توان پذیرفت که چنین شخصیتی درخواست بازگشت کند؟

عظمت روح و وسعت ظرفیت وجودی حضرت زینب(س) را می توانیم از خطابه ی تاریخی و پرشور حضرتش در مجلس یزید دریابیم. آنگاه که یزید؛ مست از غرور و نخوت با چوب خیزران به لب و دندان امام(ع) اشاره می کرد؛ یه خود می بالید ؛ خود را پیروز می دید و آن اشعار کفرآمیز را می سرود:

لیت اشیاخی ببدر شهدوا

جزع الخزرج من وقع الاسل

(ای کاش بزرگان ما که در بدر کشته شده اند، می دیدند که چگونه خزرجیان از برق شمشیرهای ما  می نالند)

فاهلوا وستهلوا فرحا

ثم قالوا یا یزید لا تشل

(تا شاد شده و هلهله می کردند و می گفتند ای یزید دستت درد نکند!)

...لعبت هاشم بالملک فلا

خبر جاء و لا وحی نزل

(بنی هاشم با حکومت بازی کردند وگرنه نه رسالتی بود و نه وحیی نازل شد!)

این مردآفرین روزگار برخاست و آن خطبه ی مشهور را ایراد کرد؛ خطبه ای که زیباترین جلوه های حماسه، رشادت، عرفان، تسلیم و رضا در نهضت ابا عبدالله(ع) است. خطبه ای که متأسفانه شاعران و مداحان اهل بیت(ع) یا کمتر خوانده اند یا خواندنشان به دیده ی تحقیق و بصیرت نبوده است تا روح حماسی و عرفانی این خطبه در سروده هایشان تأثیر بگذارد؛ خطبه ی شیوایی که ریشه در آموزه های وحی داشت و حضور نورانی سه آیه از قرآن در آن به عنوان ستون و جان کلام خطبه خودنمایی می کرد! آیا می توان پذیرفت که صاحب این خطبه ی بزرگ؛ آنقدر ظرفیت روحی کوچکی دارد که تقاضای بازگشت کند و بگوید: (بیا برگردیم)؟

تاریخ هرگز خطاب کوبنده ی  (یابن الطلقاء)را از سوی حضرت زینب(س) به یزید فراموش نمی کند؛ خطابی که ارمغانی جز سرافکندگی و ذلت برای یزید نداشت؛ چگونه می توان پذیرفت که صاحب خطاب (یابن الطلقاء) بگوید : (بیا برگردیم)؟

آخرین کلام این که رمز ماندگاری و دوام نهضت عاشورا -  که خود بزرگترین پیام این نهضت مقدس محسوب می شود- وجود عنصر (آگاهی) در این حرکت مقدس است. تمام اهل بیت و یاران امام(ع) از آغاز حرکت وی از مکه به مدینه و از مدینه تا کربلا و مجددا بازگشت به مدینه این را را آگاهانه و با معرفت تمام انتخاب کردند؛ و بی تردید حضرت زینب(س) پرورش یافته ی دامان حضرت زهرا(س) و مکتب امیرالمؤمنین(ع) آگاه ترین پرچمدار این حرکت بزرگ الهی- انسانی بود.

به راستی تا کی باید در مجالس عزای امام حسین(ع)- مجالسی که باید آینه ی تمام نمای حقیقت عاشورا باشد-(توجه به محتوا) جای خود را به (سبک گرایی) بدهد؟

شرح این هجران و این خون جگر

این زمان بگذار تا وقتی دگر...

 

 

 

 

 


 

[ شنبه 23 دی 1391 ] [ 17:08 ] [ محمدحسین تقوایی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید
آرشيو مطالب
اردیبهشت 1393
فروردین 1393 اسفند 1392 بهمن 1392 دی 1392 آذر 1392 آبان 1392 مهر 1392 شهریور 1392 مرداد 1392 تیر 1392 خرداد 1392 اردیبهشت 1392 فروردین 1392 اسفند 1391 بهمن 1391 دی 1391 آذر 1391 آبان 1391
امکانات وب